Thread Content
امنیت کاری فقط یک نقطه شروع دارد و نقطه پایانی ندارد؛ راه میانبری برای آن وجود ندارد. اما در انجام کارهای مربوط به ایمنی، باید از «زبانی صریح» و «پاهایی قوی» استفاده کرد؛ این یک اصل ساده است. “«دهان مادرشوهر» و «پاهای همسر» استعارههایی برای توصیف کارهای مربوط به ایمنی هستند؛ تا زمانی که «دهان مادرشوهر» مدام حرف بزند و «پاهای همسر» با سرعت حرکت کنند، اثر آنها را نمیتوان دست کم گرفت. “«زبان مادرشوهر» برای ایمنی تولید، واقعاً بسیار مهم است. هیچ مقررات، اقدامات پیشگیرانه و دستورالعملهایی که روی کاغذ چاپ شده، روی دیوار آویزان شده یا در جلسات خوانده میشوند، به اندازه «حرفهای مادرشوهر» مؤثر نیستند. نظارت بر ایمنی در کار، به معنای «حرف زدن مداوم» است؛ یعنی باید مدام صحبت کرد. هرگاه فرد یا رویدادی که قوانین ایمنی را نقض کرده، پیدا شد، باید بدون تردید با او صحبت کرد. اگر این کار را انجام ندهید، این نشانه بیتوجهی است. باید مدام صحبت کرد، حتی اگر طرف مقابل از شنیدن حرفها خسته شود یا عصبانی شود، باز هم باید ادامه داد ; در جلسه قبل از شروع کار، باید با صبر و حوصله درباره مثالهای اخیر صحبت کرد، روشهای جلوگیری از حوادث را توضیح داد، درباره وضعیتهایی که ممکن است امروز در کار پیش بیاید و چگونگی پیشگیری از آنها صحبت کرد، و همچنین توضیح داد که چگونه باید عمل کرد تا خانواده نگران نشوند ; در جلسات ایمنی، بارها و بارها تأکید میشود که بر اساس الزامات و برنامههای کاری، باید به کارکنان آموزش داد که چگونه از درسهای حوادث استفاده کنند، چگونه آگاهی و مهارتهای لازم برای محافظت از خود را افزایش دهند، و چگونه در طول فرآیند کار، خطرات پنهان را شناسایی و برطرف کنند؛ تا روشهای صحیح و منطقی در ذهن کارکنان ریشه دوانند ; هنگام بازرسی ایمنی، باید با صبر و حوصله توضیح داد که بازرسی ایمنی باید مطابق استانداردها یکییکی انجام شود و بر اساس شرایط واقعی، نقاط ضعف و کاستیها در همان لحظه مشخص گردند؛ همچنین باید درباره اقدامات پیشگیرانه و روشهای تغییر عملیاتها توضیح داده شود ; در کار مدیریت ایمنی باید بارها و بارها تأکید کرد؛ ترجیح داده میشود صدای فریادها و سرزنشها بیشتر شنیده شود، نه صدای گریه. باید مدام تذکر داد، روزانه، ماهانه و سالانه؛ وقتی همه آن را بشنوند، ایده «ایمنی در اولویت» در ذهن و قلبشان جای خواهد گرفت و طبق الزامات عمل خواهند کرد. به تدریج عادتی شکل خواهد گرفت و این عادت به چیزی طبیعی تبدیل خواهد شد؛ در نتیجه بسیاری از مشکلات به راحتی حل خواهند شد. صرفاً محدود شدن کارهای مدیریت ایمنی به سطح تذکرات و هشدارها، آشکارا کافی نیست. همچنین به یک جفت «پاهای همسر» نیاز است؛ کسی که مدام در محل حضور داشته، با دقت بررسیها را انجام دهد و راهنمایی لازم را ارائه کند. حتماً باید به محلهای پرکار تولید سر زد، نظارت کرد و «استخوان در تخممرغ جستجو کرد». به محض کشف مشکلات و یافتن خطرات پنهان، باید بر اصلاح فوری آنها تأکید کرد. در واقع، تنها با رفتن مکرر به سطح پایین، همواره میتوان نواقص مربوط به ایمنی تولید را کشف کرد؛ سپس میتوان به موقع پیشنهاداتی برای اصلاح آنها ارائه داد و ایمنی تولید را به خوبی تضمین کرد. در اوقات فراغت کاری، اغلب با کارمندان گفتگو میکنم و از آنها درباره نظرات، احساسات و پیشنهاداتشان در زمینه ایمنی سؤال میکنم؛ حتی اگر فقط شکایاتشان را بشنوم. با داشتن قلبی صادقانه، به سرعت میتوانم در دل آنها جای بگیرم. کارمندان احساس خواهند کرد که شما قابل اعتماد هستید و حرفهایتان از منظر ایمنی و منافع آنها بیان میشود. در چنین شرایطی، القای برخی از اصول ایمنی برای آنها بسیار آسان خواهد بود. اینجا، همه چیز به تلاشهای «پاهای زن» بستگی دارد؛ اگر شما ندوید، امنیت از آسمان فرود نخواهد آمد. دختر جوان میدوید و اینجا و آنجا میرفت؛ تنها چیزی که به آن تکیه میکرد، پاهای کارآمدش و حس مسئولیتش بود. کار ایمنی، کاری بلندمدت و دشوار است؛ هیچ راه حل ساده و یکبارهای برای آن وجود ندارد. برای انجام بهتر این کار، لازم است مهارتهای لازم را کسب کرد؛ یعنی باید توانایی صحبت کردن با ملاحظات فراوان را داشت، پاهایی قوی داشت، و احساس مسئولیت شدید نسبت به ایمنی و عزمی استوار برای ادامه کار را داشت. با این ویژگیها، میتوان به خوبی نقش «محافظ ایمنی» کارکنان را ایفا کرد و از عملکرد روان و کارآمد سازمان محافظت کرد