Thread Content
دانشجوی مقطع کارشناسی رشته مهندسی، گرایش اتوماسیون؛ بیش از سه سال است که کار میکنم. پس از فارغالتحصیلی در سال ۱۳، به یک شرکت مهندسی نفت و شیمی در پکن (شرکت خصوصی با ۳۰۰۰ کارمند) رفتم و به عنوان مهندس دستگاههای اندازهگیری کار کردم. اما وضعیت مالی شرکت خوب نبود و پروژههای زیادی دریافت نمیشد؛ بنابراین رشد شخصی من در طول این سه سال چندان سریع نبود. در نتیجه استعفا دادم و به یک شرکت مهندسی دولتی رفتم؛ همچنان در زمینه طراحی دستگاههای اندازهگیری کار میکنم. اما از نظر شخصیتی، چندان دوست ندارم بنشینم و نقشه بکشم؛ در دوران دانشجویی فعالیتهای دانشجویی زیادی انجام دادم و تمایل بیشتری به برقراری ارتباط با افراد و تدوین راهکارها داشتم. اما با گذشت زمان، نگران شدم که شاید از این کار خسته شوم. میخواهم از همگی بپرسم: بدون اینکه از تخصص و تجربه کاری خود سوءاستفاده شود، کدام راه برای تغییر شغل به سمت خرید، فروش پیش از فروش، فروش، یا ادامه کار در زمینه طراحی، از نظر دشواری، مسیرهای رشد، درآمد و همچنین امکان ترک پکن برای رفتن به شهرهای دیگر، بهتر است؟ در حال حاضر واقعاً گیج هستم؛ از همگی متشکرم. :دست دادن:دست دادن:دست دادن
از آنجایی که هنوز جوان هستیم، میتوانیم تلاشهای بیشتری کنیم و راهی را پیدا کنیم که برایمان مناسب باشد؛ و وقتی به آن راه اعتماد کردیم، باید به طور مداوم در آن ادامه دهیم.
اگر جوان هستید، میتوانید همه چیز را امتحان کنید، اما مرد در سن ۳۰ سالگی باید مسیری را انتخاب کند و با تعهد در آن ادامه دهد!
آخرین بار این پست توسط ltzhxj در تاریخ ۲۰۱۶-۱۱-۱۳ ساعت ۱۵:۴۸ ویرایش شد؛ کار فنی نسبتاً پایدار است و کمی احساس رضایت میکنم. حتی اگر در فروش موفق نباشید، همچنان میتوانید حقوق یک مهندس را دریافت کنید؛ و اگر موفق شدید، نیازی نیست سه سال صبر کنید تا ثروتمند شوید ; ده سال فنیکار بیرون نمیرود، سه سال فروشنده به رفاه میرسد. احساسات شخصی را دوستان دریایی جدی نگیرند؛ باید به شرایط خاص و پیشرفت فردی توجه کرد و تصمیمات را به طور کورکورانه نگرفت.
افرادی که در هر موقعیتی با آنها در تماس هستید، فرصتهایی که پیش میآید، فضای رشد، و محیط اطراف، همگی متفاوت هستند؛ فقط کافی است تصمیم درستی بگیرید و به آن پایبند بمانید.
خیلی دوست دارم کار خرید را امتحان کنم، اما با توجه به آنچه تاکنون میدانم، هر زمان که لازم باشد میتوان از مرحله طراحی وارد فرآیند خرید شد؛ اما اگر ابتدا خرید را انجام دهیم و سپس به سمت طراحی برویم، تقریباً هیچ امکانی وجود ندارد. نگرانم که اگر الان بر اساس هوس خودم کار خرید را انجام دهم، راههای آینده را برایم بسته کنم.
فناوری پایدار است، اما واقعاً هیچ رضایت کوچکی احساس نمیشود؛ علاوه بر این، در طراحی چنین پروژههای بزرگی هیچ احساس دستاورد شخصی وجود ندارد و سهم فردی در پروژه تقریباً ناچیز است. اگر درآمد مالی نیز اینقدر با فروش تفاوت داشته باشد، معلوم نیست چرا هنوز هم برخی طراحی را شغل خوبی برای طراحان میدانند.
آخرین بار این پست توسط ltzhxj در تاریخ ۲۰۱۶-۱۱-۱۴ ساعت ۱۴:۰۱ ویرایش شد. ابتدا، انجام کارهای فنی نیازمند زمان است؛ سه یا دو سال تنها میتواند زمان کوتاهی باشد; با گذشت زمان و افزایش سن، تجربه فنی به تدریج افزایش مییابد و با پیشرفت مهارتهای فنی، هنگامی که به مدیر فنی یا یک متخصص برجسته در زمینه خود تبدیل میشوید، درآمد مالی شما نیز تا حدی بهبود خواهد یافت. دوم اینکه، اگر بخواهیم بگوییم طراحان و مهندسان یک موسسه طراحی، معمولاً جایگاه اجتماعی بهتری دارند؛ در مقایسه با فروشندگان، منظورم این است که خود ما، کارکنان فنی، چنین فکر میکنیم. وقتی یک مشکل فنی را حل میکنم یا پیشرفتی دست مییابم، در درونم احساس شادی میکنم. مهم نیست که درآمدی داشته باشم یا نه، مهم نیست که دیگران تحسینم کنند یا نه؛ من میتوانم سالها از این شادی لذت ببرم. احتمالاً بسیاری از دوستان، مانند من، چنین رضایت کوچکی دارند، خود را شایسته میدانند و با چشماندازی روشن از آینده، همواره به فعالیت در زمینه فناوری ادامه میدهند. دلیل مهم دیگری نیز وجود دارد؛ چه کاری هم که انجام دهیم، پس از ده سال کار، تنبلی ذهنی پدید میآید و دیگر تمایلی به تغییر نداریم ; پس از ده سال کار در زمینه فناوری، معمولاً کسی تغییر شغل نمیدهد؛ چون تغییر شغل به معنای شروع از ابتداست و در صورت عدم وجود شرایط خاص، معمولاً چنین کاری انجام نمیشود. چه در فروش و چه در خرید، باید از پایین شروع کرد؛ تصور کنید یک فرد در سنین بالای سی سال، که در جایگاه رهبری است، مجبور باشد به افرادی در دهه بیست زندگیشان، به عنوان شاگرد یا کمککننده خدمت کند. به طور کلی، فناوری بیپایان است؛ یعنی اینطور نیست که وقتی به سطح مطلوب رسیدیم، دیگر نیازی به یادگیری و تحقیق نباشد. کسانی که علاقهمند هستند، میتوانند به کار خود ادامه دهند. البته فروش نیازمند سفر، انعطافپذیری، توانایی تشخیص درست از نادرست، برقراری روابط، صبر، و ایجاد شبکههای ارتباطی است؛ درآمد آن ناپایدار است و گاهی حتی مجبور میشوید خانه و کسبوکار خود را رها کنید؛ این نوعی مهارت جداگانه است. توصیه میشود هاییو از خرید خودداری کند. با تأمل دقیق، آن را عملی کنید. دیدگاهی یکجانبه.
نمیدانم چرا میخواهی شغلت را عوض کنی، برای پول؟ برای آرمان؟ “«خودت را بشناس»، این یکی از جملات مشهور یک فیلسوف یونانی است. در واقع، شناخت واقعی خود فرد کار بسیار دشواری است؛ شناخت خود و یافتن جایگاه خود در جامعه، هر دو نیازمند تلاش هستند. . . فردی که در زمینه خرید کار میکند، فکر نمیکند چیز خاصی وجود داشته باشد؛ اگر میخواهید رشته خود را عوض کنید، میتوانید فروش را امتحان کنید. اگر در فروش موفق نشدید، دوباره میتوانید به کار در زمینه فناوری برگردید. .
صاحب پست، چقدر هم میتواند بپرد. . . من هم سه سال در یک موسسه طراحی کار کردم؛ چون خانهام دور بود، مجبور شدم شغلم را عوض کنم. از آنجایی که من زن هستم، فکر کردم کار در زمینه طراحی مناسب باشد؛ بنابراین تصمیم گرفتم دوباره به دنبال موسسه طراحی دیگری بگردم. اما در این شرایط، موسسات طراحی تقریباً افراد جدیدی را استخدام نمیکنند. . . {:2_44:}
پس انتخاب فعلی صاحب پست چیست؟
سه سال است که این کار را انجام میدهید اما هنوز نتوانستهاید طعم مناسبی به آن بدهید؛ این نشان میدهد که شخصیت شما برای این کار مناسب نیست یا از آن لذت نمیبرید. میتوانید به کار فروش روی آورید؛ اگر شخصیت شما برای این کار مناسب باشد، قطعاً در مدت کوتاهی عملکرد خوبی خواهید داشت و درآمدتان نیز بسیار بیشتر از کار در زمینه فنی خواهد بود. . برای دستیابی به درآمد فروش بالا، نیاز است که فناوری به تدریج و طی سالهای زیادی پیشرفت کند. .