HCBBS Forum (فارسی)
Submit Chemical Projects / Find Solutions
Amplify Your Requirements on a Broader Chemical Platform *Engineering · Technology · Equipment · Solutions*
Submit Request

چرا توجه ما روز به روز کمتر می‌شود؟

2016-11-26View Original

Thread Content

امروزه، کنترل توجه انسان‌ها روز به روز دشوارتر می‌شود؛ انواع خبرها، وب‌سایت‌های اجتماعی، برنامه‌های ویدیویی، ایمیل‌ها و تبلیغات خلاقانه شرکت‌ها، توجه انسان‌ها را مدام جابجا می‌کنند. در نتیجه، زمان خواب کمتر می‌شود و زمان بیداری نیز به قطعات کوچکی تقسیم می‌گردد. اکثر مردم احساس می‌کنند که اراده‌شان ضعیف است؛ تمرکز برایشان فقط یک رفتار موقتی است و حواس پرتی وضعیت طبیعی آن‌هاست. حتی افرادی که کنترل خود را به خوبی در دست دارند، کنترل زندگی را کاری خسته‌کننده می‌دانند.   در زمان محدود، توجه ما پراکنده می‌شود و دشوار است که مانند لیزر بر روی کارهای «ارزشمند» متمرکز شویم؛ همچنین، تمرکز طولانی‌مدت بر روی کارهایی که نیاز به زمان برای دستیابی به نتیجه دارند، دشوار است. در عوض، توجه ما به کارهای «آسان» جلب می‌شود. بعد از آن، دوباره متوجه می‌شویم که خودمان مانع پیشرفت خود شده‌ایم و در سرزنش خود غرق می‌شویم.   وارد «حالت ذهن کمیاب» شوید. شهر باستانی پترا، که قدمت آن به سال ۲۰۰۰ پیش از میلاد برمی‌گردد، یک شاهکار معماری است که در کوه‌های اردن پنهان شده است. گران‌ترین بلیط‌های جهان همچنان نمی‌توانند شور و اشتیاق گردشگران از سراسر جهان برای بازدید را کاهش دهند. گردشگران در طول روز، بدون خوردن چیزی، بالا و پایین می‌روند و تقریباً تمام انرژی بدنشان تخلیه می‌شود. یک مهمانخانه مشهور در آن منطقه، شام را تأمین می‌کرد؛ هنگام شروع غذاخوردن، دیدم که غذای موجود جلوی مردان و زنان، بدون استثنا، به صورت تپه‌های کوچکی چیده شده بود. در برابر هیپوگلیسمی ناشی از گرسنگی، ایده کاهش وزن در زنان کاملاً از بین می‌رود.   توضیح علمی این پدیده این است: هنگام کمبود منابع، مغز به دنبال رضایت فوری است ; هنگامی که منابع کافی باشد، مغز به سمت انتخاب سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت روی می‌آورد.   ایکس. تی. وانگ، اقتصاددان رفتاری دانشگاه ساوت داکوتا، به همراه رابرت دووراک، روانشناس، مدل «بودجه انرژی» برای خودکنترلی را ارائه کردند. آن‌ها معتقدند که برای مغز، انرژی (قند خون) «پول»ی است که باید هزینه شود یا ذخیره گردد. آن‌ها ۶۵ بزرگسال با سنین مختلف از ۱۹ تا ۵۱ سال را برای شرکت در آزمایش دعوت کردند؛ از شرکت‌کنندگان خواسته شد که بین دریافت ۱۲۰ دلار در روز بعد و دریافت ۴۵۰ دلار پس از یک ماه، یکی را انتخاب کنند. آب گازدار بدون شکر و شیرین، باعث گرسنگی می‌شود؛ زیرا طعم شیرین، بدن را تحریک می‌کند تا گلوکز را از خون جذب کند، چون بدن فکر می‌کند که در آنجا مقدار بیشتری قند دریافت خواهد کرد.   نتایج آزمایش نشان داد که افرادی که نوشابه سوداحلال شکردار نوشیده بودند، تمایل بیشتری به انتخاب گزینه‌هایی با زمان انتظار طولانی‌تر و پاداش بیشتر داشتند؛ در حالی که افرادی که نوشابه سوداحلال بدون شکر نوشیده بودند و سطح قند خونشان کاهش یافته بود، تمایل بیشتری به انتخاب گزینه‌هایی با زمان انتظار کوتاه‌تر و پاداش کمتر داشتند. پژوهشگران معتقدند که مهم‌تر از آن، چیزی که می‌تواند نتیجه انتخاب افراد را پیش‌بینی کند، میزان قند خون نیست، بلکه جهت تغییرات قند خون است. مغز می‌پرسد، آیا انرژی در حال افزایش است یا کاهش؟ سپس تصمیمات استراتژیک گرفته می‌شود.   به عبارت دیگر، مغز انسان‌های مدرن، همانند انسان‌های قدیم، همچنان سطح گلوکز خون را به عنوان نشانه‌ای از کفایت منابع در نظر می‌گیرد. “وقتی نمی‌توانید به سرعت غذا پیدا کنید، سطح قند خون می‌تواند پیش‌بینی کند که چقدر زمان دیگر تا مرگ از گرسنگی باقی است. در دوران کمبود غذا، کسانی که به دستورات معده‌شان گوش می‌دهند و بدون تأمل عمل می‌کنند، احتمال بیشتری برای زنده ماندن دارند؛ در حالی که کسانی که مؤدب و با تأمل عمل می‌کنند، در نهایت چیزی برای خود باقی نخواهند داشت. هنگام کمبود منابع، مغز به دنبال رضایت فوری است ; هنگامی که منابع کافی باشد، مغز به سمت انتخاب سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت روی می‌آورد. منسیوس گفت: «کسی که دارای اموال ثابت است، دارای عزم ثابت نیز هست؛ کسی که اموال ثابتی ندارد، عزم ثابتی ندارد.» این همان مفهوم است.   در جامعه امروز، کمبود غذا دیگر مشکلی برای مردم بیشتر مناطق نیست؛ در عوض، محدودیت زمان و غیرقابلیت بازگشت به گذشته، روز به روز بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد. ثروت یا فقر زمان، به یکی از شاخص‌های مهم کیفیت زندگی مردم امروز تبدیل شده است؛ این موضوع رابطه‌ای مثبت با میزان فراوانی منابع مادی دارد. سندیل مولایناتان، استاد تمام‌وقت دانشگاه هاروارد، دریافت که فقرا کمبود پول دارند، اما او کمبود زمان دارد. هماهنگی ذاتی هر دو این است که حتی اگر پولی به فقرا داده شود یا زمانی به افراد مبتلا به تأخیر در انجام کارها داده شود، آن‌ها نمی‌توانند از آن به خوبی استفاده کنند. “در شرایط کمبود منابع بلندمدت (پول، زمان، اطلاعات معتبر)، تلاش افراد برای به دست آوردن این منابع کمیاب، توجه آن‌ها را به خود جلب کرده و باعث می‌شود که به عوامل مهم‌تر و ارزشمندتر توجه نکنند؛ این امر منجر به اضطراب روانی و مشکلات در مدیریت منابع می‌شود. ”   وقتی کسی بسیار فقیر یا بسیار بی‌زمان باشد، عقل و توانایی قضاوتش به طور کامل کاهش می‌یابد و منجر به شکست‌های بیشتر می‌شود. توان ذهنی مورد نیاز برای تصمیم‌گیری، توسط مولیناسن «عرض باند» (band width) نامیده شده است. کمبود منابع در بلندمدت، یک «الگوی ذهنی کمبود» را ایجاد کرده است که باعث می‌شود مردم نتوانند به این نوع توان ذهنی دست یابند.   به نظر مولیناسن، برای تأمین نیازهای زندگی، فقرا مجبورند با دقت هزینه‌های خود را مدیریت کنند و هیچ «فضای برای سرمایه‌گذاری و توسعه» ندارند ; افرادی که بیش از حد مشغول هستند، مجبورند تحت فشار وظایفی قرار بگیرند که از نظر ظاهری فوری‌تر به نظر می‌رسند، و فاقد «پهنای باند» لازم برای برنامه‌ریزی برای رشد بلندمدت هستند. حتی اگر از این وضعیت کمبود خلاص شوند، برای مدت طولانی تحت تأثیر این «الگوی ذهنی کمبود» خواهند ماند.   مطالعه‌ای درباره نفرت مولیناسن از تأخیرگری خودش. این دانشمندی که توسط جامعه علمی به عنوان یک نابغه شناخته می‌شود، همچنان اغلب احساس می‌کند که زمان کافی ندارد؛ در ذهنش همواره برنامه‌های مختلفی وجود دارد و می‌خواهد خود را به چند بخش تقسیم کند تا بتواند چندین کار را همزمان انجام دهد. اما در نهایت، اغلب در دام تعهدات بیش از حد و عدم توانایی در انجام آن‌ها گرفتار می‌شود. مولیناسن در تحقیقاتش دریافت که مشکل از کمبود زمان نیست، بلکه از کمبود توان ذهنی برای قضاوت درباره مسائل است ; استفاده از زمان‌های کوتاه و روش‌های چندوظیفه‌ای، در عوض باعث افزایش اضطراب به دلیل حواس‌پرتی می‌شود؛ این امر مانع از تمرکز بر وظایف اصلی می‌گردد و به تأخیر در انجام کارها منجر می‌شود.   در واقع، آنچه مولیناسون به عنوان «نیروی ذهنی» می‌نامد، همان توجه است. در یک مورد، اگر توجه کافی به آن اختصاص نشود، نمی‌توان به آگاهی‌ای بلندمدت و بینش‌آمیز دست یافت. اضطراب انسان‌های مدرن نسبت به زمان، در واقع ناشی از تخصیص نکردن توجه محدود خود به کارهایی است که آن‌ها آن‌ها را مهم می‌دانند، در چارچوب زمان محدود موجود. همچنین، محیط اجتماعی پر از اطلاعات، باعث شده است که مردم در موقعیتی قرار بگیرند که «مانند کسی که گرسنه است و نمی‌داند چگونه از بوفه غذا انتخاب کند».   تمرکز بر کارهایی که مؤثر بوده‌اند، نه بر رفع نقاط ضعف. یورگن وولف، بر اساس یک قانون که به عنوان یک اصل مسلم شناخته می‌شود، استدلال می‌کند که برای مقابله با مشکل حواس‌پرتی، باید از قانون پارتو (۸۰/۲۰) استفاده کرد. به نظر او، ۸۰ درصد از درآمد یک فرد از ۲۰ درصد تلاشش حاصل می‌شود، اما مردم ۸۰ درصد توجه خود را به فعالیت‌هایی با ارزش کمتر اختصاص می‌دهند؛ این امر منجر به «فقر زمانی» ما می‌شود. در همین حال، روانشناس کاترین دی. کرامر نیز اشاره کرده است که در ۸۰ درصد از زمان‌ها، ما به این فکر می‌کنیم که چه چیزهایی به خوبی انجام نشده‌اند؛ در حالی که تمرکز بر «چه چیزهایی به خوبی انجام شده‌اند»، کلید تسریع روند کار است.   در برخورد با مسئله توجه، باید نسبت به نظریه نقاط ضعف با احتیاط بیشتری رفتار کرد. انسان به طور ذاتی نقاط ضعف خود را می‌شناسد، اما شناخت نقاط قوت خود برایش دشوار است. تلاش برای بهبود کارهایی که از قبل شروع شده‌اند و تمرکز بر روی آنچه مؤثر بوده، گزینه‌ای هوشمندانه است. با استفاده از مفهوم ارزش کالا، تفاوت‌های درجه‌ای در کیفیت، می‌تواند به تفاوت‌های نمایی در قیمت منجر شود.   تمرکز بیشتر بر انجام کارها به صورت خودمانی و جبران نقاط ضعف، اغلب مقرون‌به‌صرفه نیست. مردم به نگرانی بر سر نقاط ضعف خود عادت کرده‌اند و همچنین به دلیل ترس از قضاوت در صورت شکست، اقدام نمی‌کنند. در واقع، روش‌های زیادی برای جبران نقاط ضعف وجود دارد؛ مانند اینکه شرکت‌ها از طریق استخدام خدمات بیرونی، از نقاط قوت دیگران بهره ببرند. ضرب‌المثل می‌گوید: «زهر او، عسل من است.» ; علف بی‌ارزش او، گنجینه من است. ”   استراتژی‌های کسب‌وکار مانند «پیشروی از یک نقطه» و روش‌های مدیریتی «تولید کارآمد»، همگی به منظور تقویت نقاط قوت استفاده می‌شوند و بدون شک در کارهای فردی نیز به همین شکل مؤثرند. در مورد نحوه شناسایی نقاط قوت خود، می‌توانید از کسانی که شما را می‌شناسند، کمک بخواهید.   انتخاب کارهای ساده، مانع تمرکز می‌شود. وقتی افراد احساس می‌کنند که پتانسیل خود را به طور کامل به کار نبرده‌اند، معمولاً محیط بیرونی را سرزنش می‌کنند؛ مثلاً مشکلات مربوط به آموزش دریافتی، وضعیت اقتصادی نامناسب، اینکه با افراد مناسب همکاری نکرده‌اند، عدم دریافت توصیه‌های خوب، یا اینکه قضاوتشان درباره فرصت‌ها اشتباه بوده یا در شغل نامناسبی فعالیت می‌کنند. تعداد بسیار کمی از مردم متوجه هستند که دلیل عدم توانایی در بهره‌برداری کامل از پتانسیل خود، این است که هنگام انتخاب بین انجام کارهای آسان و کارهای دشوار، افراد معمولاً ترجیح می‌دهند کارهای آسان را انجام دهند.   این همان مسئله‌ای است که مولیناسون آن را «پهنای باند» می‌نامد و همان چیزی است که وولف می‌گوید: «فعالیت‌های کم‌ارزش، تمایل دارند به کارهایی ساده باشند که باعث وحشت نشوند و حتی می‌توانند احساس خوشایندی در فرد ایجاد کنند.» ”   کارهای دشوار، به نظر می‌رسد می‌توان با استفاده از افسانه‌ها، فیلم‌های بزرگ آمریکایی، رمان‌های جنگی، و حتی بازی‌های رایانه‌ای، توضیح داد. «حماسه‌ی» تبدیل شدن یک قهرمان به قهرمان، شامل تمام عناصر مرتبط با تمرکز است: فراخوان ماجراجویی، احساس ترس، الهام‌بخشی حکمای، عبور از آستانه، پشت سر گذاشتن آزمون‌ها، کمک به دیگران، پذیرفتن بزرگترین چالش‌ها در مکان‌های خطرناک، دوباره پشت سر گذاشتن آزمون‌ها، زنده شدن از مرگ، به دست آوردن گنج، و بارگرداندن گنج به دنیای عادی.   همگان بارها و بارها توسط چنین الگوهای آشنایی جذب می‌شوند، زیرا قهرمان شدن برای خود، در واقع یک غریزه است و مردم دوست دارند از «حماسه‌ها» نیرو بگیرند. بنابراین، همان‌طور که یورگن وولف می‌گوید: «هر کسی باید به احساسات درونی خود توجه کند و در نهایت با تمام توان، راهی را انتخاب کند که بیشترین تمایل را در وجودش دارد.» ”   ما احساس ناامنی می‌کنیم چون از شکست می‌ترسیم. امنیت به این دلیل است که فکر می‌کنیم کار آسانی است و می‌توانیم آن را تدریجاً مدیریت کنیم. مردم باید درک کنند که هیچ مسئله‌ای از همان ابتدا راه‌حلی کامل ندارد. خود مسئله اغلب راه‌حل آن را در بر دارد. در واقع، هر وظیفه‌ای را می‌توان تجزیه کرد. تقسیم کار به بخش‌های کوچکی که برایمان «امن» به نظر می‌رسند، شاید بتواند مشکل تمرکز را حل کند.   تعصب به راه‌حلی بی‌نقص، انسان را ناخودآگاه به سمت «فلج تحلیلی» سوق می‌دهد؛ یعنی برنامه‌ریزی مداوم بدون هیچ اقدام عملی، و صرف کردن تمام عمر در صحبت درباره آنچه در آن سو است. بر اساس بررسی‌ها، یکی از بزرگترین ترس‌های کارآفرینان قبل از برداشتن اولین گام در کارآفرینی، ترس از مسخره شدن پس از شکست است. روحیه‌ی بازی و آزمایش را در کل این کار به کار ببرید. در واقع، شاید روش خوبی باشد. این همچنین به این معناست که مردم می‌توانند با روش‌های مختلف، کارهایی که دشوار به نظر می‌رسند را جالب کنند.   ما به طور ناخودآگاه کارها را طبق الگوهای قدیمی پردازش می‌کنیم و الگوهای زمانی ناکارآمد را تکرار می‌نماییم. از یک سو، مردم معمولاً قادر به تشخیص الگوهای رفتاری دیگران هستند، اما از الگوهای خود آگاهی ندارند؛ این امر منجر به کارایی پایین در احساسات، افکار و اقداماتشان می‌شود. بنابراین، نیاز است که از دیگران کمک بگیرند تا بتوانند به خودشان نگاه کنند. از سوی دیگر، شخصیت هر فرد در واقع ترکیب پیچیده‌ای از انواع مختلف شخصیت‌هاست. هنگام روبرو شدن با چیزهایی که به طور ناخودآگاه احساس دشواری می‌کنید، می‌توانید خودتان را در قالب شخصیت‌های مختلف فیلم‌ها تصور کنید تا با آن‌ها روبرو شوید. تصور و درک احساس خوشبختی پس از تکمیل کار نیز روش خوبی برای ترغیب خود به اقدام است.   ※※※※※   مشکل تمرکز، کم و بیش همچنان مسئله‌ای درباره نحوه رفتار با خودمان است. مردم اغلب نگاه منفی به خود دارند و پر از قضاوت درباره‌ی خودشان هستند؛ اهدافشان یا بی‌نتیجه می‌مانند یا دچار تأخیر می‌شوند. وقتی انسان کارها را به تأخیر می‌اندازد، کارهای مختلفی انجام می‌دهد، اما کاری را که به وضوح می‌داند باید انجام دهد، انجام نمی‌دهد. وولف پیشنهاد کرد که از خودمان بپرسیم: «اگر دیگر این کار را انجام ندهم، بدترین وضعیت چه خواهد بود؟» ”“چه کارهای مثبت دیگری می‌توانم انجام دهم تا از وقوع بدترین اتفاق جلوگیری کنم؟ ”   “«فعلاً در کنار ماه و سایه‌اش باشیم؛ لذت بردن باید در فصل بهار باشد.»
«بیایید از یک جام شراب در زندگی لذت ببریم؛ چه نیازی به شهرت هزارساله پس از مرگ است؟»
«در زندگی، وقتی موقعیت خوبی داریم، باید از آن لذت ببریم؛ نگذاریم جام‌های طلایی ما در برابر ماه خالی بمانند.» پشت فریادهای مکرر «از لحظات زندگی لذت ببر» در اشعار لی بای، نوعی نگرانی و بی‌قراری وصف‌ناپذیر نهفته است. “«لذت» و «زمان» نوعی تضاد را ایجاد می‌کنند؛ مسئله تمرکز، مسئله «پهنای باند» نیز می‌تواند به عنوان مسئله‌ای درباره اینکه چگونه از زمان استفاده کنیم، در نظر گرفته شود. این موضوع همچنین نبردی بین احساسات و عقل است، و همچنین درگیری بین رضایت فوری و رضایت به تأخیر است.
Reply #22016-11-26
···هدررفت، در آن صنعت نیز وجود دارد
Reply #32016-11-26
این همان تفاوت بین متخصصان و عموم مردم است. آنچه که به عنوان متخصص شناخته می‌شود، تنها بر یک کار تمرکز می‌کند، آن را به بهترین شکل انجام داده و به سطح پیشرفته‌ای می‌رساند.
Reply #42016-11-26
بعد از ترک مدرسه، تمرکز بر روی یک کار خیلی سخت می‌شود؛ چه زمانی می‌توان دوباره تمرکز را به دست آورد؟

Submit a Project

**Looking for Chemical Technology, Equipment & Solutions?** No Registration Required Broader Platform Exposure | Global Chemical Service Provider Connections

Submit Request — Free Consultation

Disclaimer

This is an automated machine translation of the original thread. Some technical terms may have inaccuracies; the original text shall prevail. Click "View Original" at the top right to access the source page, which supports IP-based automatic real-time language translation. Please watch out for contact details and sales inducements to prevent fraud. All content and translations are for reference only, representing solely the poster's personal views. For enquiries, email service@hcbbs.com.