Thread Content
درباره ضریب تمیزکنندگی و ضریب کثیفی: ضریب تمیزکنندگی، نسبت ضریب انتقال حرارت در حالت کثیف به ضریب انتقال حرارت در حالت تمیز است؛ پس ضریب کثیفی چیست؟ تفاوت آنها چیست؟ علاوه بر این، چرا هنگام طراحی پلتهای بزرگ، ضریب کثیفی در نظر گرفته نمیشود؟
من هم میخواهم درباره این موضوع بدانم؛ استادانی که قبلاً در زمینه طراحی اختزالکنندههای حرارتی کار کردهاند، نیز پاسخهای مبهمی دادهاند. لطفاً راهنمایی کنید. . .
اول از همه، مشخص است که در هر شرایط کاری باید به عامل کثیفی توجه کرد (حتی در مورد گازهای تصفیهشده یا آب استخراج شده). ضریب کثیفی (که معمولاً در پیوست GB151 ذکر شده است)، پارامتری است که برای در نظر گرفتن شرایط واقعی عملکرد در محاسبه ضریب انتقال حرارت، ضروری است. معمولاً، طراحان فرآیندهای انتقال حرارت، ضریب تمیزکاری که توسط نویسنده مطرح شده است («نسبت ضریب انتقال حرارت در شرایط کثیف به ضریب انتقال حرارت در شرایط تمیز») را در نظر نمیگیرند؛ بلکه از پارامتر ضریب انتقال حرارت در شرایط تمیز استفاده میکنند. این پارامتر، همان ضریب انتقال حرارت در شرایط عملیاتی واقعی ( با در نظر گرفتن ضریب کثیفی ) و هم ضریب انتقال حرارت در شرایط طراحی شده را منعکس میکند. در میان آنها، ضریب انتقال حرارت که عامل کثیفی را در نظر میگیرد، تنها پارامتری است که توانایی انتقال حرارت دستگاه در شرایط واقعی را نشان میدهد؛ ضریب انتقال حرارت در حالت تمیز، ارزش مرجعی برای عملکرد واقعی دستگاه ندارد و معمولاً صرفاً یک مقدار نمایشی است. بنابراین، ضرایب انتقال حرارتی که توسط طراحان تجهیزات تبادل حرارت ارائه میشود، همگی با در نظر گرفتن ضریب کثیفی است. حالا میتوان سؤال آخر را توضیح داد؛ از آنجایی که مقدار ضریب کثیفی به دلایل شرایط عملیاتی در محل و همچنین عوامل تجاری، تعیین میشود، بسیاری از تولیدکنندگان از این مقدار بر اساس استاندارد GB151 استفاده نمیکنند. در طول این شانزده یا هفده سال فعالیت، مشغول بررسی طرحهای بسیاری بودهام؛ حتی جداول پارامترهای طراحی که توسط برندهای بزرگ ارائه میشد. در بسیاری از موارد، هدف از این کار، افزایش ضریب انتقال حرارت بود؛ بنابراین ضریب کثیفی را به میزان بسیار کم، یا حتی صفر، در نظر گرفته بودند. دلیل این کار این بود که آنها فکر میکردند که ارائهدهندگان پارامترهای فرآیندی، ممکن است مقادیر پارامترهای طراحی را بیش از حد افزایش داده باشند، یا اینکه میتوان با تنظیم سایر عوامل، به هدف مورد نظر رسید. بنابراین، این پدیده بسیار رایج است. در مورد سؤال آخر، دوستانی که علاقهمند هستند میتوانند به محاسبات مربوط به تعویض پانل نگاه کنند تا ببینند ضریب کثیفی در هر مورد چگونه انتخاب شده است. یا به شما میگویند که ساختار صفحات من بسیار ویژه است و به راحتی لجن نمیگیرد، بنابراین نیازی به در نظر گرفتن ضریب کثیفی نیست، یا میگویند که اقداماتی برای پاکسازی لجن یا نرمسازی آب وجود دارد و غیره. در هر صورت، باید بدانید که در هر عنصر انتقال حرارتی، چسبیدن لجن به آن امری قطعی است؛ فقط میزان آن در برخی موارد بسیار کم است، اما امکان عدم وجود آن وجود ندارد. همچنین، چه صفحات، چه لولهها و چه عناصر انتقال حرارتی دیگر مانند بالهها، تمامی آنها جزو تجهیزات ثابت هستند و امکان داشتن قابلیت پاکسازی خودکار لجن در آنها وجود ندارد (خودم تجربه کردهام که یک تولیدکننده لولههای موجدار گفت که این لولهها دارای قابلیت پاکسازی خودکار لجن هستند و به همین دلیل از روش پیشنهادی من برای تصفیه آب، یعنی روشی که مشکل را به طور موقت حل میکند، صرفنظر کرد و به سمت استفاده از لولههای موجدار رفت؛ ساختار آنها را میتوان تصور کرد، و در عرض یک سال، لولههای موجدار از بین میروند). پس سؤال آخر را، به اختصار مطرح میکنم؛ دوستان عزیز، احتمالاً در ذهن خود پاسخش را دارید.