Thread Content
آخرین بار این پست توسط jilinyuliang در تاریخ ۳۰-۱۱-۲۰۱۶ ساعت ۱۹:۳۶ ویرایش شد. این اتفاق در ساعت ۱۸:۳۰ روز ۲۹ نوامبر رخ داد. من با خودروی کوچکی که توسط شرکت استخدام شده بود، به کارخانه رفتم. هنگام ورود به رختکن، با کارگر A که قرار بود شیفتش تمام شود و کارگر B از پست دیگری ملاقات کردم؛ آنها در رختکن در حال گپ زدن بودند. لباسهای کاری هر دو نفر مدتها پیش عوض شده بود. وقتی دید که من در حال نزدیک شدن هستم، کارگر A رادیو را به من داد و گفت که در طبقه بالا مشکل خاصی وجود ندارد. سپس A و B از رختکن خارج شدند تا جلوی دستگاه ثبت حضور، ساعت خود را ثبت کنند. لباس کارم را عوض کردم و به محل کارم رفتم. (طبق مقررات شرکت، در زمان تحویل وظایف نمیتوان از محل کار خارج شد؛ A بارها این قانون را نقض کرده و سرپرست شیف هرگز به آن رسیدگی نکرده است.) ساعت ۱۸:۴۵ به محل کارم رسیدم و شروع به بازرسی تجهیزات و وضعیت باز و بسته بودن شیرهای طبقات سوم، چهارم و پنجم کارخانه کردم. وقتی به طبقه پنجم رسیدم، متوجه شدم که دریچه اضافه کردن حلال به مخزن کاتالیزور B بسته نشده است و دریچه تخلیه باز است؛ همچنین حلال درون مخزن B کاملاً پر شده و از آن سرریز شده و به صورت ناپیوسته از طریق لوله تخلیه به بیرون طبقه پنجم تخلیه میشود. (طبق دستورالعملها، میتوان در مخزن کاتالیزور B حلال داشت تا برای تهیه کاتالیزور در دفعه بعد استفاده شود.) اما در حضور حلال، شیر افزودن حلال به مخزن کاتالیزور B باید بسته شود و سطح مایع باید زیر آینه نمایش قرار گیرد؛ همچنین فشار مثبت خفیفی در داخل مخزن باید حفظ شود و شیر تخلیه نیز باید بسته باشد. حلال، نونان هگزان ۹۷ درصدی است که قابل اشتعال و منفجره بوده و محدوده انفجار آن بین ۱.۲٪ تا ۷.۴٪ است. من بلافاصله این موضوع را از طریق رادیو به سرباز رئیس گروه گزارش دادم و او پس از شنیدن خبر، به محل حادثه رسید. اما از آنجایی که مواد در مخزن واکنش قبلاً واکنش داده بودند، امکان وارد کردن محلول اضافی به مخزن واکنش وجود نداشت و او نیز بیچاره بود. سپس به من گفت که دریچه تخلیه محفظه کاتالیزور B را ببندم، بیشتر به بازرسیها توجه کنم، و سپس از محل خارج شد. پس از ترک محل، سرگروه با مدیر کارخانه تماس گرفت تا مشورت کند؛ پاسخی که دریافت کرد این بود که باید فوراً مواد موجود در مخزن واکنش را خارج کرد و محلول اضافی موجود در مخزن کاتالیزور B را در مخزن واکنش ریخت، سپس کاتالیزور را اضافه کرده و فوراً تولید نوبت بعدی را آغاز کرد. در ساعت ۱۹:۳۰، تمام کارها به پایان رسید و تولید کاملاً عادی بود. من این وضعیت را به طور دقیق در سوابق تحویل واحد ثبت کردم. ساعت ۰۷:۴۵ روز ۳۰ نوامبر، پس از تحویل کار به کارگران شیفت صبح، آماده شدم تا با ماشین خصوصی به خانه برگردم. در راه بازگشت از کار، سرگروه به من گفت. شب روز ۲۹، پس از آنکه رئیس از این موضوع مطلع شد، با رئیس گروه A تماس گرفت و او را سرزنش کرد. رئیس گروه A بلافاصله دوباره با A تماس گرفت و او را سرزنش کرد. رئیس گروه گفت که A برایم پیام ویچات فرستاده و خواسته که فوراً به او پاسخ دهم. (طبق دستورالعملها، استفاده از تلفن همراه در کارخانه ممنوع است و تنها میتوان از رادیوهای ضدانفجار مشخصشده و تلفنهای ضدانفجار داخلی استفاده کرد.) وقتی به خانه رسیدم، گوشیام را روشن کردم و ویچات را وارد شدم. پیامی که A برایم فرستاد این بود: «مخزن کاتالیزور B را وقتی تحویل گرفتم، با نگاه کردن به سوابق متوجه مشکلی نشدم، برای همین توجهی نکردم.» وقتی برای ریختن کاتالیزور در مخزن A بالا رفتم، دیدم که فشارسنج مخزن هیچ فشاری ندارد؛ بنابراین به چیزهای دیگر توجه نکردم. همه در حال تعویض شیفتهای یکدیگر بودند و هیچ اشکالی وجود نداشت. تا زمانی که مشکل بزرگی پیش نیاید، چرا باید از سرپرست کمک بخواهیم؟ به خاطر این کار، مورد سرزنش قرار گرفتم. علاوه بر این، آیا میگویید این موضوع فقط مربوط به من است؟ مسئولیتش را نمیگوییم، این هم مهمی نیست؛ فقط کافی است در خفا حلال را بیرون دفع کنی، مگر نه؟ همگی ما کارگران سادهای هستیم و باید به یکدیگر رسیدگی کنیم. به قول مدیرعامل تولید، اگر کمی هم توانایی داشتید، هرگز برای کار به این کارخانه نمیآمدید. اتحاد بهتر است، درسته؟ شغل همین است؛ گاهی اوقات ناخواسته بیدقتی میشود، در آینده مراقبتر باشید. تو واقعاً مسئله را بزرگنمایی میکنی؛ تو رهبر نیستی، پس چه فایدهای دارد که اینقدر جدی باشی؟ بله، میدانم که تو دانشجوی دانشگاهی، جدی و فوقالعادهای؛ آیا ممکن است روزی بتوانی جایگاهت را بهبود بخشی؟ ” بعد از خواندن این پیام، احساسات مختلفی در دلم به وجود آمد. من که دقیقاً طبق دستورالعملها گام به گام کار را انجام دادم، او گفت که من مسئلهای را بزرگ جلوه میدهم و حتی فراموش نکرد مرا تحقیر کند. حالا برایش در ویچت توضیح میدهم، اما او هم پاسخ نمیدهد. تلفن را هم جواب نمیدهد. واقعاً چارهای ندارم. چرا با دقت عمل میکنم؟ برای امنیت خودم، و برای امنیت تجهیزات کارگاه. بله، امروزه دانشجویان نیز مانند ماهیهای فراوان در رودخانه هستند و دیگر فرزندان برگزیده آسمان نیستند. به عنوان یک دانشجوی دانشگاه معمولی در رده دو، چیز خاصی برای افتخار کردن ندارم. اما از آنجایی که من این شغل را انتخاب کردهام و در این موقعیت کاری فعالیت میکنم، باید در طول ساعات کاری هوشیار باشم، به دقت عمل کنم تا دستگاه به طور پایدار کار کند. در صورت مشاهده وضعیت اضطراری، فوراً آن را به مقامات مسئول گزارش دهید تا به موقع حل شود. آیا کاری که من انجام میدهم اشتباه است؟
کار ایمن، کار اشتباهی نیست؛ باید به آن پایبند بود و ستودنی است. کسانی که مسئولیتپذیر نیستند، در صورت بروز حادثه جان خود را از دست میدهند و آگاهی آنها از مسائل ایمنی بسیار ضعیف است. کار ایمن یک خط قرمز است که نباید از آن تخطی کرد؛ بیشتر حوادث در زمان تحویل واحدهای کاری رخ میدهد، بنابراین باید به بازرسیهای قبل از شروع کار توجه کرد. من کاملاً با روش شما موافقم؛ آن افراد لایق انجام کارهای مربوط به صنعت شیمیایی نیستند، چون فاقد مسئولیتپذیری و تعهد هستند!
کار درستی کردید، ایمنی موضوع بیاهمیتی نیست. اگرچه روابط انسانی در کشور بسیار پیچیده است.
آگاهی از ایمنی بسیار مهم است، کارتان کاملاً درست است؛ هرگز نباید برای اتحاد، ایمنی را فدا کرد. تحسین میکنم
از اینکه رئیس گروه مورد انتقاد قرار گرفت تا اینکه خود فرد مورد نقد قرار گیرد، میتوان خطرات ناشی از چنین رویدادهایی را درک کرد. خوشبختانه کسی وجود دارد که انتقاد میکند و این بیدقتیها را برطرف میکند؛ وگرنه زود یا دیر مشکلات بزرگی پیش خواهد آمد. به کار خودت ادامه بده.
کاری که انجام دادید اشتباه نیست؛ بر اساس روالهای عادی تولید، گزارشدهی انجام میشود و هر کس مسئولیتی دارد، باید آن را بپذیرد. تحویل واگذاری وظایف باید به طور دقیق انجام شود؛ واحد شما این کار را به خوبی انجام نمیدهد. چنین مشکلاتی باید در هنگام تحویل واگذاری مطرح شوند و تیم قبلی باید آنها را حل کند یا راهحلی ارائه دهد؛ تنها پس از رضایت هر دو طرف است که میتوان وظایف را واگذار کرد. اگر در زمان تحویل وظایف چیزی گفته نشود، به محض اینکه وظایف را بر عهده گرفتید، آن مسئولیت خودتان خواهد بود.
امنیت در اولویت است، این موضوع هرگز اشتباه نیست. در شرکتهای کوچک کار میکنی، در شرکتهای بزرگ انسان میشوی.
کار درستی کردی، پیامی که برایت فرستاده را به مدیران شرکت نشان بده.
از شما حمایت میکنم؛ اگر هیچ کس مداخله نکند، قطعاً اتفاقات بدی رخ خواهد داد و آن موقع دیگر دیر خواهد بود که پشیمان شویم