Thread Content
نویسنده: وانگ لیانگ. در آن روز، من تیم خود را برای بازرسی از شرایط ایمنی تولید در یک کارخانه مواد شیمیایی خطرناک هدایت کردم. مدیر شرکت با لبخند همراهی کرد، با صبر توضیح داد و رفتار بسیار خوبی داشت. پس از بررسی، مشکلات و خطراتی کشف شد که چندان جدی نبودند؛ بنابراین «اطلاعیه اصلاحات» صادر شد تا اقدامات لازم برای رفع آنها انجام گیرد. در اصل قرار بود این موضوع به همین جا خاتمه یابد، اما «سخنان پایانی» مدیر شرکت باعث شد که نه بخندم و نه گریه کنم. او گفت: «لطفاً نگران نباشید، ما قطعاً طبق الزامات ** اصلاحات لازم را به دقت انجام خواهیم داد و با تمام توان برای برقراری ایمنی در کار همکاری خواهیم کرد تا مشکلی برای شما ایجاد نشود!» ”معلوم شد که در نظر این مسئول، انجام بهدرستی کارهای مربوط به ایمنی کاری، وظیفه خودش نیست، بلکه برای «همکاری» است، و برای اینکه «مزاحم رهبران نشود»! اگر هر شرکتی چنین نگرش «فروتنانهای» نسبت به ایمنی کار داشته باشد، آینده کارهای مربوط به ایمنی واقعاً نگرانکننده خواهد بود! اما با دقت فکر کردن، گفتههای مدیر آن شرکت نیز کاملاً بیاساس نیست. رهبران ما در تمام سطوح، مدام بر لزوم «تأمین امنیت جان و اموال مردم» تأکید دارند. از آنجایی که **چنین مسئولیت سنگینی وجود دارد و تمام تلاشها برای «تأمین امنیت» صورت گرفته است، طبیعتاً شرکتها نیز تنها وظیفهشان همکاری است. این یک کارخانه کوچک با بیش از دویست نفر کارمند است که روزی در آن یک حادثه منجر به مرگ رخ داد. الکتریسین تازهوارد کارخانه قصد داشت جعبه توزیع برق را بررسی کند، اما متوجه شد که پوسته جعبه توزیع برق دارای برق است و بلافاصله بر اثر برخورد با برق جان خود را از دست داد. اداره نظارت بر ایمنی، گروهی برای بررسی حادثه تشکیل داد و بررسی دقیقی انجام داد؛ در نهایت مشخص شد که شرکت در شناسایی خطرات ایمنی کوتاهی کرده و در لینههای الکتریکی، سیستمهای حفاظتی در برابر رسوب الکتریکی وجود نداشته است. بنابراین، این شرکت باید مسئولیت اصلی حادثه را بپذیرد و مورد تنبیه قرار گیرد. اما مدیران شرکت کاملاً مقاومت کردند و رئیس آنها با استدلالهایی گفت: «دو روز قبل از وقوع حادثه، مأموران اداره نظارت بر ایمنی در خیابان، بازرسی ایمنی در سراسر کارخانه انجام دادند؛ آنها این خطر ایمنی را به موقع تشخیص ندادند.» این مأموران اجرای قانون کجا رفتهاند؟ آنها چگونه از امنیت جان و مال مردم محافظت میکنند؟ آنهاست که باید مسئولیت اصلی حادثه را بپذیرند، شرکت ما نباید مسئولیتی داشته باشد! ” باید پذیرفت که مأموران ناظر بر ایمنی، خطر آشکار ایمنی مربوط به «عدم نصب دستگاههای محافظ در برابر رسوب الکتریکی» را به موقع شناسایی نکردند و واقعاً کوتاهی کردهاند. اما، مسئولیت پلیس هرگز نمیتواند بیشتر از مسئولیت دزد باشد. این شرکت مسئول توجیه کردن رفتارهای خود است؛ درست مانند دزدی که در برابر قاضی ادعا میکند: «این همه تقصیر پلیس است!» اگر پلیس زودتر مرا دستگیر میکرد، من دزدی نمیکردم و محکوم هم نمیشدم! ”این بهانه واقعاً خندهدار است. در یک محله، زوجی سالخورده زندگی میکنند که فرزندانشان در کنارشان نیستند. این زوج مشکلی دارند؛ دوست دارند ضایعات را جمع کرده و بفروشند تا پول دربیاورند، به همین دلیل خرتوپرتها نیمی از خانه را پر کردهاند. اگر آتشسوزی رخ دهد، این زوج پیر جایی برای دفن نخواهند داشت. همسایهها نتوانستند تحمل بوی بد زبالهها را کنند؛ پس از چندین بار مذاکره بینتیجه، به دلیل وجود خطرات ایمنی در زمینه آتشنشانی، موضوع را به **مراجع مربوطه گزارش دادند. رهبر در نامه شکایت، دستور داد: باید از امنیت جان و مال مردم محافظت کرد و خطرات احتمالی را به طور قاطع از بین برد. اما، خانههای شهروندان متعلق به حوزه خصوصی هستند. “خانه هر کس، قلعه خودش است؛ باد میتواند وارد شود، باران میتواند وارد شود، اما پادشاه نمیتواند وارد شود. نفوذ غیرقانونی به خانهها، جرمی است که مغایر با «قانون مجازاتها» میباشد. ماده ۲۴۵ قانون مجازاتها در این زمینه تصریح کرده است: «هر کسی که به طور غیرقانونی بدن یا خانه دیگران را بازرسی کند، یا به طور غیرقانونی وارد خانه دیگران شود، به حبس تا سه سال یا بازداشت محکوم خواهد شد.» ” در چنین شرایطی، کدام مأمور قانوناجرایی جرأت میکند با رویکرد سختگیرانه برای رفع خطرات اقدام کند؟ پس برای اجرای قانون، باید از چه قانونی استفاده کرد؟ واضح است که حس «مقام رسمی» در میان رهبران ما بسیار قوی است. چنین خطرات امنیتی را تنها میتوان از طریق مصالحه مدنی یا طرح دعوای مدنی حل کرد. **خدا نیست، او همهقدرتمند نیست، **قدرت دولتی نمیتواند وارد چنین مکانهای خصوصی شود. به همین ترتیب، وجود دستگاههای گازی در مسکنهای شهروندان که مطابق استانداردهای ایمنی نیستند (مانند استفاده از اجاقهای آبگرمکن با خروجی مستقیم)، خطر مسمومیت با گاز را ایجاد میکند؛ در این مورد نیز قدرتهای دولتی ناتوان هستند. بینش: ایمنی در وهله اول مسئولیت خود هر فرد است. هر کسی باید وظایف مربوط به خود را به دقت انجام دهد، مسئولیتهای قانونی خود را به جا آورد تا از امنیت خود و دیگران محافظت کند و آنها را از آسیبهای ناخواسته در امان نگه دارد. **نظارت بر ایمنی، تضمین کامل ایمنی نیست؛ یعنی مانند مراقبت والدین از فرزندان، حمایت جامع و کامل در زمینه ایمنی نیست. “«تأمین امنیت جان و مال مردم» بدون شرط نیست. معنای آن تنها این است: محافظت از جان و اموال مردم در برابر آسیبهای نامناسب از سوی دیگران (از جمله اشخاص حقوقی و شهروندان دیگر). **هیچ تعهدی برای تأمین بیقید و شرط امنیت شهروندان وجود ندارد. وجود پلیس برای محافظت از شهروندان در برابر آسیبهای ناشی از دیگران است، نه برای حفاظت بیقید و شرط از تمام منافع شهروندان. ارتش مردم، مردم را محافظت میکند؛ این کار تنها برای محافظت از مردم در برابر تهاجم نیروهای خارجی است و نمیتواند از همه چیز محافظت کند. هدف نظارت بر ایمنی، محافظت از شهروندان در برابر آسیبهای نامناسب است؛ بهویژه برای جلوگیری از اینکه کارفرمایان از موقعیت قدرتمند خود برای فراهم کردن تجهیزات و محیطهایی که مطابق با استانداردهای ایمنی نیستند، برای کارکنان استفاده کنند. هدف نهایی نظارت بر امنیت، در واقع حفظ عدالت و برابری در جامعه است؛ نه ارائه تضمینهای امنیتی جامع و بدون شرط به شهروندان، و نه تأمین بدون قید و شرط امنیت جانی و مالی هر فرد. نمونهای کلاسیک این است که شهروندان سیگار میکشند؛ اگرچه به خودشان آسیب میرسانند، اما تا زمانی که به دیگران آسیبی نرسانند، **نمیتوان جلوی آن را گرفت.** اقتصاد بازار، اقتصاد آزاد است و آزادی هم حق و هم مسئولیت است. اگر کسی بخواهد از آزادی برخوردار باشد، لازم است مسئولیتها و ریسکهای ناشی از تصمیمگیری خود را بپذیرد. میل، اندیشمند بریتانیایی و بنیانگذار لیبرالیسم کلاسیک، میگوید: «اگر جامعه اجازه دهد تعداد قابل توجهی از اعضایش حتی پس از بزرگ شدن نیز همچنان مانند کودکان باقی بمانند و نتوانند بر اساس در نظر گرفتن منافع بلندمدت عمل کنند، خود جامعه باید به خاطر این وضعیت مورد سرزنش قرار گیرد.» ”شرکتهای ما در زمینه ایمنی تولید، دوست دارند خود را مانند «کودکان» در نظر بگیرند و اجازه دهند که مقامات بالاتر «تصمیمات لازم را برای منافع مردم بگیرند»؛ همه چیز باید «طبق دستورات رهبران» انجام شود. **آنها فقط آنچه را که دیگران میگویند، انجام میدهند و تمایلی به پذیرفتن مسئولیت ایمنی تولید ندارند.** چنین فضای اجتماعی، همانطور که میل گفته است، سزاوار سرزنش است. همه اینها به این دلیل است که پرچم «حفاظت از جان و اموال مردم» همواره به شکلی منحرف بالا میرفت، و به این دلیل که ما بیش از حد دخالت میکردیم! **تحمل تمام مسئولیتهای مربوط به ایمنی تولید، باعث شده است که سازمانها، شرکتها و افراد، آگاهی لازم از مسئولیتهای خود و روحیه پذیرش مسئولیت را از دست بدهند؛ این امر ضرر زیادی برای فعالیتهای مربوط به ایمنی دارد.
سه عدم آسیب: عدم آسیب رساندن به خود، اصل اساسی است؛ اما در عین حال باید به دیگران نیز آسیبی نرسد
داستانی بسیار زنده و واقعگرایانه، اما تأملبرانگیز!
اگر تفکرتان را عوض نکنید، آدمها را عوض میکنیم! ! ! !
تعداد افراد نوع اول و دوم در میان ما زیاد نیست؛ دلیل اصلی این است که کارکنان هنوز نسبت به آنها بدبین هستند و همیشه احساس میکنند که دنبال پیدا کردن اشتباهاتشان هستند تا آزارشان دهند. امنیت واقعی نتیجه تلاش همگان است؛ نه فقط برای دیگران، بلکه برای خودمان نیز. برخی افراد، تا زمانی که امنیت خودشان در معرض خطر قرار نگیرد، از مشکلات دیگران لذت میبرند، شعلههای تنش را برمیانگیزند و شایعات پخش میکنند؛ کنار آمدن با چنین افرادی کار دشواری است
بسیاری از مشکلات، مربوط به عدم وضوح در تعیین مسئولیتها هستند؛ هنگام بروز مشکل، باید کسی پاسخگو باشد تا اوضاع آرام شود. این امر منجر به این شده که بسیاری از ارگانهای مرتبط، کنترل کلی را بر عهده بگیرند، اما همواره فاقد تخصص لازم هستند؛ این موضوع مرتبط با ساختار سیستم است.
معمولاً کاری نمیکند، وقتی مشکل پیش میآید مسئولیت را به دیگران میدهد
یا مشکل بزرگی در ذهن پدید آمده است