تدوین مفهوم مدیریت محیط زیست در قانون اقتصاد چرخشی و ساختار سیستم فناوریهای مدیریت هماهنگ و یکپارچه
Thread Content
تدوین مفهوم مدیریت محیط زیست در قانون اقتصاد چرخشی و ساختار فناوری مدیریت هماهنگ یکپارچه (بخش اول): پس از رشد سریع در طول بیش از سی سال، مشکلات زیستمحیطی در چین یکی پس از دیگری پدیدار شدهاند. چین که از همان ابتدا با کمبود منابع آبی روبرو بود، اکنون با وضعیت بسیار وخیم آلودگی آب مواجه است ; شکلگیری مکرر مه، ما را به دورانی رسانده که هوای تازه به یک کالای لوکس تبدیل شده است ; وقوع مکرر مواردی که در آن میزان فلزات سنگین موجود در مواد غذایی از حد مجاز فراتر رفته، پوشش آلودگی آب و خاک توسط پسماندهای جامد را بیش از پیش برداشت… با بروز مداوم مشکلات زیستمحیطی مانند گرمایش جهانی، سوراخ شدن لایه ازون، فرسایش خاک، بیابانزایی، کاهش جنگلها و مراتع، و کاهش تنوع زیستی در سراسر جهان، این مشکلات تأثیرات جدی بر بقا و توسعه بشر داشتهاند. “«سبز» به معنای سلامتی است؛ نمادی از زندگی پررونق و فعال، و همچنین نماد الگوهای توسعهای که در آنها صرفهجویی در مصرف انرژی و حفاظت از محیط زیست مورد توجه قرار میگیرد. همانطور که گفته شده است: «آبهای سبز و کوههای سبز، همان ثروتهای واقعی هستند». ثروتهای واقعی، پایه مادی برای ادامه حیات جامعه هستند؛ در حالی که آبهای سبز و کوههای سبز، شرایط ضروری برای وجود این پایه هستند. در غیر این صورت، «هر چقدر هم که ثروت وجود داشته باشد، در نهایت به تپههای بیجان تبدیل خواهد شد». آبهای سبز و کوههای سرسبز، نماد مسیر توسعه سبز هستند؛ همچنین نشاندهنده عزم این دوره برای ایجاد «چین سبز» میباشند. در واقع، «چین سبز» نوعی الگوی توسعه اقتصادی و روشی برای استفاده از منابع است. برای ایجاد چین سبز، یعنی کشوری که به حفاظت از محیط زیست توجه داشته باشد، لازم است سیستمی از ایدهها و فناوریهایی ایجاد شود که امکان استفاده مجدد از منابع مختلف را فراهم کند. این مقاله، روند تکامل مفاهیم مدیریت محیط زیست در چارچوب اقتصاد چرخشی و فرآیند شکلگیری الگوهای مربوطه را بررسی میکند. بر اساس این بررسیها، به بررسی ساختار فنی مدیریت یکپارچه دودها، فاضلابها و پسماندهای جامد در چارچوب FOSS پرداخته شده است؛ همچنین مشکلات اصلی که در زمینه مفاهیم مدیریت محیط زیست در اقتصاد چرخشی و ساختار فنی مدیریت یکپارچه FOSS با آن روبرو هستیم، مورد بحث قرار گرفتهاند. در پایان، چند پیشنهاد برای صنعت و مقامات مسئول ارائه شده است. ۱. روند تکامل مفهوم مدیریت محیط زیست در قانون اقتصاد چرخشی و شکلگیری الگوهای آن«نظریه سفینه فضایی» که توسط اقتصاددان آمریکایی پولدین در دهه ۶۰ قرن بیستم مطرح شد، یکی از نمونههای اولیه نظریه اقتصاد چرخشی است. اما تا دهه ۱۹۷۰، در زمینه مدیریت محیط زیست، ایده اقتصاد چرخشی بیشتر یک مفهوم پیشرو و نوآورانه از سوی پیشگامان بود و مردم به طور فعال بر اساس آن راهبرد پیش نرفتند. در آن زمان، مسئلهای که کشورهای جهان نگران آن بودند، همچنان نحوه مدیریت آلایندهها پس از تولید بود تا خطرات ناشی از آنها کاهش یابد؛ یعنی روش مدیریت مبتنی بر یک شاخص واحد در حوزه حفاظت از محیط زیست (که بر مدیریت پس از تولید و استفاده از یک شاخص واحد، مانند میزان انتشار دیاکسید گوگرد، تمرکز داشت). اما سؤال این بود که مادهای که در نهایت از دیاکسید گوگرد تشکیل میشود، چیست؟ رفتم آنجا، اما توجهی نکردم). در دهه ۱۹۸۰، توجه به لزوم استفاده از روشهای بازیافت برای مدیریت پسماندها جلب شد و هم از نظر فکری و هم سیاستی پیشرفتی حاصل گردید. در دهه ۱۹۹۰، بهویژه پس از آنکه استراتژی توسعه پایدار به یک روند جهانی تبدیل شد، پیشگیری در منبع و مدیریت کل فرآیند، جایگزین مدیریت بر اساس شاخصهای منفرد آلایندهها شد و به **جریان اصلی سیاستهای محیطی و توسعه تبدیل گردید. روشهایی که در آنها فقط به درمان مشکلات خاص پرداخته میشد، شروع به اصلاح شدن کردند و در نهایت به تدریج به یک استراتژی سیستماتیک برای اقتصاد چرخشی تبدیل گردیدند. پیشینه و فرآیند توسعه اقتصاد چرخشی، مشخص کرده است که این اقتصاد ابتدا در فرآیند مدیریت پسماندها مورد استفاده قرار گرفت و سپس در حوزه صنعتی به سرعت رشد کرد. شرکتها از ایدههای اقتصاد چرخشی برای مدیریت هزینهها و مدیریت کل فرآیند تولید محصولات استفاده میکنند. در این فرآیند، مفاهیمی مانند «تولید پاک»، «نظریه چرخه زندگی محصول» و «صنعت اکولوژیکی» پدید آمدهاند؛ این مفاهیم همگی نمود عملی ایدههای اقتصاد چرخشی هستند. تحت تأثیر این ایدهها، بسیاری از پژوهشگران و مؤسسات خارجی، به تدریج نظریههای مختلفی برای توسعه اقتصاد چرخشی ارائه کردهاند، از جمله: ① نظریه همزیستی صنعتی (Industrial Symbiosis). آنها معتقدند که شرکتها میتوانند از پسماندهای یکدیگر استفاده کنند تا فشار بر محیط زیست و هزینههای پردازش پسماندها کاهش یابد و یک سیستم همزیستی صنعتی چرخشی ایجاد شود. ②نظریه تولید پاک (Cleaner Production). آنها تولید پاک را اینگونه تعریف میکنند: «تولید پاک به معنای کاربرد مداوم استراتژیهای زیستمحیطی مبتنی بر پیشگیری جامع در فرآیندهای تولید است، تا خسارات وارد شده به محیط زیست کاهش یابد.» در فرآیند تولید، تولید پاک شامل صرفهجویی در مواد خام و انرژی، حذف مواد خام سمی، و کاهش مقدار و سمیت تمامی آلایندهها و پسماندها قبل از خروج آنها از فرآیند تولید است. در مورد محصولات، راهبرد تولید پاک به منظور کاهش تأثیرات محصولات بر انسانها و محیط زیست در طول کل چرخه تولید است. ”③نظریه اکولوژی صنعتی (Industrial Ecology). فروش و رابرت (۱۹۹۲) معتقدند که اکوسیستم صنعتی، به مجموعهای از اکوسیستمها و شبکههایی گفته میشود که در آنها، شرکتها با یکدیگر پسماندهای یکدیگر را مصرف میکنند. در این شبکه، از طریق مصرف پسماندها، میتوان انرژی قابل استفاده و مواد مفیدی را برای سیستم فراهم کرد. دیدگاه اصلی نظریه اکوسیستم صنعتی، ترویج فعال ارزیابی بارهای زیستمحیطی و کاهش آنها، با توجه به پیشرفتهای اقتصادی، فرهنگی و فناورانه، است؛ همچنین بر تعامل متقابل بین صنعت و محیط زیست تأکید میشود. نظریه اقتصاد چرخشی نیز در کشور ما دیر وارد نشده است؛ اصطلاح «اقتصاد چرخشی» برای اولین بار توسط لیو چینگشان در سال ۱۹۹۴ مطرح شد. او با تأکید بر بازتولید منابع، مفهوم استفاده از پسماندها را مطرح کرد؛ ماهیت این رویکرد، استفاده چرخشی از منابع طبیعی است (برای اطلاعات بیشتر، به مقاله لیو چینگشان با عنوان «استفاده از منابع بازیافتی برای کاهش کمبود منابع طبیعی»، مجله «تحقیقات منابع بازیافتی»، شماره ۱۰، سال ۱۹۹۴ مراجعه کنید). پس از آن، کشور ما در سال ۱۹۹۸ مفهوم اقتصاد چرخشی آلمان را وارد کرد و جایگاه مرکزی اصول ۳R را تثبیت نمود. توسعه اقتصاد چرخشی را میتوان بر اساس اصول کاهش، بازچرخانی و استفاده مجدد در نظر گرفت. در همان سال، اقتصاد چرخشی به عنوان مرحله سوم در رابطه بین محیط زیست و توسعه مطرح شد. از نظر تئوری، سه مرحله بین توسعه اقتصادی و حفاظت از محیط زیست تشریح شده است: مرحله اول، مرحله توسعه اقتصادی به قیمت فدا کردن محیط زیست است؛ مرحله دوم، مرحلهای است که در آن در جریان توسعه اقتصادی، محیط زیست در مراحل پایانی تحت مدیریت قرار میگیرد؛ مرحله سوم، مرحلهای است که در آن توسعه اقتصادی و حفاظت از محیط زیست هر دو مورد توجه قرار میگیرند، یعنی مرحله توسعه اقتصاد چرخشی. برای پیشگیری از آلودگی و حفاظت از محیط زیست، کشور ما در اواخر قرن بیستم، با توجه به شرایط خاص خود، سیاستهایی را تدوین کرد؛ از جمله برنامهریزی، اجرا و توسعه همزمان در زمینههای ساختار اقتصادی، شهری و محیط زیست، و همچنین تحقق هماهنگی بین منافع اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی. علاوه بر این، سه سیاست کلیدی در زمینه محیط زیست اتخاذ شد: «پیشگیری در اولویت»، «کسی که آلودگی ایجاد میکند، باید آن را مدیریت کند» و «تقویت مدیریت محیط زیست». این سیاستها به عنوان اصول اساسی برای تدوین قوانین، اجرای قوانین و رعایت قوانین در زمینه حفاظت از محیط زیست در نظر گرفته شدند. در نتیجه، ۴ قانون مربوط به محیط زیست، ۸ قانون مربوط به مدیریت منابع، بیش از ۲۰ مقرره اداری مربوط به مدیریت منابع زیستمحیطی، و بیش از ۲۶۰ استاندارد مربوط به محیط زیست تدوین شد؛ این اقدامات به تشکیل چارچوب قانونی برای حفاظت از منابع زیستمحیطی کمک کرد. با حمایت قوانین، سیاستها و فناوریهای مرتبط، توسعه اقتصاد چرخشی در کشور ما به سرعت پیش رفته است و فعالیتهای عملی نیز دستاوردهای واقعی به همراه داشتهاند. بهویژه در زمینه تولید صنعتی، برای راهنمایی در ایجاد سیستمهای تولید پاک، دفاتری برای تولید پاک تأسیس شده است که بهطور ویژه با توجه به ویژگیهای تولید صنعتی چین فعالیت میکنند. اما متأسفانه، چه در کشور و چه در خارج، تمام پژوهشهای مربوط به اقتصاد چرخشی بر اساس شاخصهای اقتصادی انجام میشود؛ بخش عمدهای از نظریهها و روشهای عملی نیز، مطالعات مربوط به محیط زیست را نادیده گرفتهاند، یعنی مطالعاتی درباره نحوه ایجاد و ساخت سیستمهای چرخشی مستقل برای آلایندههای محیطی. ما دقیقاً در همین زمینه، اهداف تحقیقاتی خود را زودتر تعیین کردیم و از سال ۲۰۰۶، بهطور مداوم فعالیتهای تحقیقاتی کاربردی مبتنی بر ترکیب نظریه و عمل را ادامه دادیم؛ یعنی پس از آنکه چین در سال ۲۰۰۴، اقتصاد چرخشی را به عنوان یک رویکرد برای توسعه پایدار، به عنوان راهنمای توسعه صنعتی و اجتماعی خود انتخاب کرد. مفهوم مدیریت محیط زیست در قانون اقتصاد چرخشی، سه مرحله توسعه و تغییر الگو را پشت سر گذاشته است. نخستین بار در سطح اندیشه، آگاهی از اینکه «موادی مانند گوگرد، نیترات و گرد و غبار را میتوان مجدداً استفاده کرد» پدید آمد و جوانههای ایدهای مبنی بر اینکه «ملوثات نیز نوعی منبع هستند» شکل گرفت ; سپس، پس از سال ۲۰۰۸، گچ حاصل از فرآیند گازگیری به تدریج مورد توجه مقامات در سطوح مختلف قرار گرفت و شروع به گسترش در سراسر کشور شد. در این صنعت، پیشنهاد شد که «فناوری استفاده از محصولات فرعی گازگیری سبز» توسعه یابد و «صنعت مصالح ساختمانی سبز» متناسب با آن ایجاد شود. به دلیل محدودیتهای مربوط به ظرفیت بازار جهانی و هزینههای تولید محصولات گچ حاصل از گازگیری، ما تصمیم گرفتیم راه دیگری را انتخاب کنیم؛ یعنی تحقیقاتی در زمینه فناوری یکپارچهسازی فرآیندهای گازگیری و حذف نیتروژن با استفاده از منیزیم انجام دهیم و مواد چسبنده با ارزش افزوده بالا تولید کنیم، تا وارد مرحله عملیاتی ایجاد ارزش جدید از طریق روشهای سبز و چرخشی شویم ; با این حال، فرآیند یکپارچهسازی خنثیسازی گوگرد، خنثیسازی نیتروژن و حذف گرد و غبار برای تولید پودر کریستالی، به عنوان یک فناوری مدیریت جامع گازهای دودزا، میتواند راهحلها و اقدامات یکپارچهای مناسبی برای مشتریان و محیط اجتماعی که در حال حاضر دچار آلودگی شدید گازهای دودزا هستند، فراهم کند. اما مدیریت آلودگی محیط زیست نیازمند همکاری چندجانبه است؛ ما به عنوان یک شرکت با آرمانها و اهداف بلندپروازانه، نمیتوانیم فقط به دستاوردهای فعلی خود بسنده کنیم. ما شروع به تفکر درباره نحوه گنجاندن فاضلابهای صنعتی، پسماندهای جامد صنعتی، لجن و زبالههای ساختمانی در دسته مواد چسبنده پودر کریستالی کردهایم. نیازهای جدید بازار و پیچیدگیهای مدیریت هماهنگ محیط زیست، به طور عینی از ما میخواهد که به تحقیق درباره فناوریهای جامعتر و قابل گسترشتر ادامه دهیم؛ بنابراین، پیشبرد «فناوریهای نوین مدیریت محیط زیست مبتنی بر چرخه سبز» رسماً در دستور کار قرار گرفته است. ورود به «مرحله الگوهای نوین نوآورانه و سبز» برای مقابله با مشکلات پیچیدهتر و شدیدتر آلودگی محیط زیست، یک انتخاب اجتنابناپذیر است. ۱. مرحله تثبیت مفهوم مدیریت محیط زیست چرخشی: در سال ۲۰۰۴، تولید پاک در چین به طور گستردهای رشد کرد و اصطلاحات جدیدی مانند صرفهجویی در مصرف انرژی با تغییر فرکانس، بازیابی گرمای باقیمانده، صرفهجویی در انرژی ساختمانی، استخراج انرژی زمینگرمایی و کاربرد انرژی خورشیدی به طور مداوم پدیدار شدند. ما در سال ۲۰۰۵ با استفاده از منابع گرمای باقیمانده شروع به کار کردیم و با منابع گازهای دودی آشنا شدیم؛ تا سال ۲۰۰۶، اولین حق اختراع مربوط به «فرآیند مدیریت جامع چهارمرحلهای گازهای دودی» ایجاد شد. در آن زمان، تحقیقات فنی عمیقی را در چهار حوزه بازیابی گرمای باقیمانده گازهای دودی، جذب گرد و غبار، بازیابی دیاکسید گوگرد و استفاده از منابع گوگرد انجام دادیم و در نهایت «فناوری مدیریت جامع چهارمرحلهای گازهای دودی» را توسعه دادیم. ایدهی «گازهای دودی نیز یک منبع هستند» در آن زمان شکل گرفت. وارد سال ۲۰۰۷ شدیم؛ هنوز جملات تبلیغاتی آن سال را به یاد دارم: «با دیدگاهی متفاوت به دیاکسید گوگرد، اکسیدهای نیتروژن و گرد و غبار نگاه کنید…» «حفاظت از محیط زیست باری نیست، بلکه فرصتی است…» این ایدههای مربوط به مدیریت چرخشی محیط زیست، در پلتفرم شرکت ما شکوفا شدند و در بازار نیز گسترش یافتند. جریان اندیشهای متعلق به این مفهوم، بر مسائل اکولوژیکی و زیستمحیطی تمرکز دارد و به مسائل مربوط به استفاده از منابع مادی میپردازد. هدف اصلی، حفظ تعادل منابع مادی و مقابله با آلودگی محیط زیست است؛ تا در نهایت، هماهنگی و توسعه مشترک بین انسان و محیط زیست، و انسان و منابع، محقق شود. مفهوم مدیریت محیط زیست چرخشی بر پایه «تعادل و استفاده مجدد از مواد و منابع» استوار است و به این ایده تأکید دارد که «آلایندهها نوعی منبع محسوب میشوند». (۱) ما بر این باوریم که «آلایندهها و محصولات جانبی مدیریت محیط زیست بخشی از منابع هستند و نه پسماند؛ فعالیتهای صنعتی و تجاری بشر در نهایت به تعامل دو نظریه، یعنی بقای مواد و تعادل منابع، وابستهاند». (۲) مفهوم مدیریت محیط زیست در قانون اقتصاد چرخشی بر این باور است که روشهای نامناسب استفاده از انرژی، ریشه آلودگی هستند؛ برای دستیابی به جامعهای پایدار، لازم است شیوههای استفاده از انرژی تغییر کند؛ یعنی از روشهای سطحی و بیبرنامه به روشهای دقیق و منظم، و از روشهای غارتگرانه به روشهای پایدار تغییر یابد. (۳) پیشرفت تکنولوژیهای منحصربهفرد برای کنترل آلایندهها، نه تنها نمیتواند نیازهای بیپایان بشر را برآورده کند، بلکه همانطور که محیطبانان میگویند، نمیتواند تمام مشکلات زیستمحیطی و آلودگیهای ایجاد شده را حل کند. این روش تنها باعث انتقال مشکلات میشود و به قیمت مصرف بیشتر انرژی و منابع، منجر به آلودگی بیشتری میگردد. مفهوم مدیریت زیستمحیطی در چارچوب اقتصاد چرخشی، به استفاده از تکنولوژیهای مدیریت هماهنگ تأکید دارد؛ از طریق این روش، مواد مضر به مواد مفید تبدیل میشوند. ما همواره معتقدیم که آلایندهها تنها به این دلیل مضر هستند که ما آنها را در جای نامناسبی قرار دادهایم، نه اینکه از لحاظ ذاتی برای بشر مضر باشند. (۴) مفهوم مدیریت محیط زیست بر اساس روش چرخشی، «حل مشکلات بدون نیاز به تغییرات اساسی در وضعیت فعلی توسعه صنعتی و سبک زندگی» را پیشنهاد میکند. ما معتقدیم که با استفاده از روشهای فنی برای استفاده منظم از پسماندها و آلایندههای ناشی از فعالیتهای صنعتی و بهرهبرداری از ارزش واقعی مواد مربوطه، میتوان الگوهای تولید و زندگی بشر را در یک وضعیت پایدار و بلندمدت حفظ کرد. واقعیت وخامت وضعیت اکولوژیکی در چین و آلودگی مداوم محیط زیست، مهمترین دلیل پیدایش «مفهوم مدیریت محیط زیست بر اساس قانون اقتصاد چرخشی» است. دستیابی به جامعهای صرفهجویانه و دوستدار محیط زیست، با کمترین تأثیر بر توسعه اقتصادی، هدف اصلی مفهوم مدیریت محیط زیست در قانون اقتصاد چرخشی است؛ یعنی از طریق روشهای فنی، با رعایت قوانین طبیعت و احترام به نظریه همزیستی همه موجودات، راهی برای همزیستی و توسعه هماهنگ بین انسان و طبیعت یافت. این همان ارزش اساسی مفهوم مدیریت محیط زیست در قانون اقتصاد چرخشی است. ۲. مرحله عملیاتی ایجاد ارزش جدید از طریق مفهوم چرخشی سبز: فرآیند چهارمرحلهای کنترل دود، محصول مرحله اولیه مفهوم مدیریت محیط زیست در اقتصاد چرخشی است و گواه روند رشد از مفهوم تا عمل در بازه زمانی ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۱ میباشد. وارد سال ۲۰۱۲ شدیم؛ در برابر مجموعهای از مشکلات آلودگی محیط زیست، لایههای مختلف جامعه و سازمانهای مختلف، شدت این مشکلات را درک کردند. با تلاشهای فعال «فعالان حفاظت از محیط زیست»، نهادهای مرتبط نیز ضرورت حل این مشکلات آلودگی را درک کرده و شروع به اتخاذ اقدامات کردند. تدوین و اجرای مجموعهای از مقررات و سیستمهای مربوط به حفاظت از محیط زیست، مانند «ده ماده درباره آب»، «ده ماده درباره هوا»، «قانون حفاظت از محیط زیست» و غیره، باعث شد تا حفاظت از محیط زیست به سطح یک **استراتژی** ارتقا یابد. با این حال، مردم، شرکتهای آلاینده و سایر سازمانهای اجتماعی از نظر تمایل کافی برخوردارند اما از نظر منابع لازم کمبود دارند؛ علاوه بر این، مشکلات فنی نیز وجود دارد: توسعه فناوریهای مستقل کم است و استفاده از فناوریهای وارداتی نقش اصلی را در مدیریت محیط زیست ایفا میکند. نمیتوان انکار کرد که بخش عمدهای از فناوریهای وارداتی در خودشان خوب هستند، اما در کاربرد آنها، اغلب شرایطی وجود دارد که با منابع واقعی چین سازگار نیست و اصل توسعه متعادل منابع نادیده گرفته میشود. به دلیل وضعیت منابع طبیعی چین که در آن کمبود گوگرد وجود دارد اما کمبود گچ نه، رویکرد «تولید تختههای گچ از گچ حاصل از خنثیسازی گوگرد» که برای ترویج اقتصاد چرخشی پیشنهاد شده است، تنها به یک پروژه نمونه محدود تبدیل شده است. از یک سو، گچ حاصل از خنثیسازی گوگرد در چین به مقدار فراوان وجود دارد؛ از سوی دیگر، فرآیند تولید تختههای گچ باعث افزایش هزینهها میشود و این محصولات از نظر رقابتی در بازار، نسبت به محصولات گچ طبیعی مزیتی ندارند. بنابراین، در شرایطی که «چرخشپذیری» به یک اصل رایج در زمینههای زیستمحیطی، اجتماعی و بازار تبدیل شده است، مفهوم مدیریت زیستمحیطی بر اساس اقتصاد چرخشی ما، توسط مشتریانی که استانداردها و الزامات بسیار بالایی برای محیط زیست دارند، به طور فزایندهای پذیرفته میشود. در چنین شرایطی، برای مشارکت در رقابتهای بازار، لازم است که ما دارای «هستههای قدرتی» خاص خود باشیم. این هستهی اصلی توانمندی، نشاندهندهی این است که آیا فناوری ما میتواند ارزش بیشتری برای مشتریان ایجاد کند یا خیر؟ آیا میتوان ارزش جدیدی خلق کرد که متفاوت از رقبای دیگر باشد؟ بدین ترتیب، روش مگنزیم برای گازگیری و حذف نیتروژن، همراه با تولید محصولات فرعی و پودرهای کریستالی برای مصارف ساختمانی، به وجود آمد. در سال ۲۰۱۲، ما با استفاده از سیستم گوگردزدایی بر پایه منیزیم، سولفات منیزیم تولید کردیم؛ اما تا سال ۲۰۱۴ بود که راهی برای ادغام ارگانیک نیتراتها و سولفاتها پیدا کردیم و به این ترتیب مشکل کلیدی کاهش کیفیت مواد مورد استفاده در پودرهای کریستالی را حل کردیم. البته، پیش از آن نیز با مجموعهای از مشکلات فنی روبرو شدیم؛ مانند شکنندگی بالای مواد، سطح پایین استحکام و غیره. همچنین با مشکل عدم امکان ادغام فرآیندهای گوگردزدایی و نیتروژنزدایی در سیستمهای موجود نیز روبرو بودیم. اکنون که به گذشته نگاه میکنیم، میبینیم که هر یک از این مشکلات میتوانست ما را نابود کند؛ اما با آزمایشهای بیوقفه و تلاشهای مداوم، توانستیم یکی پس از دیگری این مشکلات را پشت سر بگذاریم. ارزش جدیدی که این پودرهای کریستالی ایجاد کردهاند، صدها برابر ارزش اصلی گوگرد، نیتروژن و ذرات موجود در گازهای خروجی است؛ چه برسد به اینکه ما موادی را که قبلاً جزو آلایندهها محسوب میشدند، به موادی با ارزش بسیار بالا تبدیل کردهایم! این ارزش جدید، همان ارزش مفهوم مدیریت محیط زیست در قانون اقتصاد چرخشی سبز ما است. بدین ترتیب، از طریق پیادهسازی پروژههایی مانند رونگچنگ استیل، دلونگ استیل، فانگدا تکاستیل و شیفنگ حرارتی-الکتریکی، موفق شدیم ارزشهای جدیدی که از طریق مفهوم سبز و چرخشی ایجاد شدهاند را در برابر همگان نشان دهیم. این، پیروزی یک مفهوم بر مفهوم دیگر است؛ همچنین نشاندهنده قدرتی است که یک مفهوم فکری میتواند در تولید محصولات به کار ببرد. ۳. مرحله الگوی نوین نوآورانه و بازچرخانی سبز: دیدگاه ما در زمینه مدیریت محیط زیست بر اساس روش بازچرخانی، بر «حل مشکلات بدون نیاز به تغییرات اساسی در وضعیت فعلی توسعه صنعتی و سبک زندگی» استوار است؛ چرا که معتقدیم با استفاده از روشهای فنی، پسماندها و مواد آلاینده ناشی از فعالیتهای صنعتی را میتوان به شکل منظم مورد استفاده قرار داد و ارزش واقعی آنها را به کار برد؛ در نتیجه، الگوهای تولید و زندگی بشر میتوانند پایداری بلندمدتی داشته باشند. فناوری مدیریت یکپارچه دود، فاضلاب و پسماندهای جامد FOSS، آلایندههایی مانند دود، فاضلاب و پسماندهای جامد تولید شده توسط صنایع مختلف را با استفاده از فرآیندهای ویژه، به مواد مفید تبدیل میکند. از طریق فرمولهای شیمیایی ساده، این مواد یا به مواد جدیدی تبدیل میشوند یا محل قرارگیری آنها تغییر میکند یا روش استفاده از آنها اصلاح میگردد؛ در نتیجه، پتانسیل هر ماده احیا میشود. این روش، الگوی جدیدی برای مدیریت محیط زیست است. این الگوی جدید، الگوهای موجود مدیریت محیط زیست را به چالش کشیده و به «مدیریت هماهنگ یکپارچه» تأکید دارد و «ارزشی نوین ایجاد میکند تا تعادل مجددی بین مواد و منابع برقرار شود». این الگوی نوآورانه، روابط بین سه ملوث مهم در فعالیتهای تولیدی انسان را به هم پیوند داده و چندین مادهای که در اصل با یکدیگر سازگار نبودند، را از طریق یک ماده جدید و منحصربهفرد به نام «پودر کریستالی»، در یک کل یکپارچه تبدیل کرده است. نه تنها تأثیر قابل توجهی بر صنعت مدیریت محیط زیست داشته، بلکه صنعت ساختمانسازی که پیشتر به بتن به عنوان ماده اصلی وابسته بود را نیز کاملاً دگرگون کرده و وضعیت جدیدی از رشد سریع یکپارچهسازی ساختمانها ایجاد کرده است؛ همچنین سطح مقاومت ساختمانها در برابر آتش، عایقبندی و زلزله را به طور کامل ارتقا داده است. (۱) تأثیرات و چالشهای پارادایم جدید بر صنایع مدیریت دودها، آب و پسماندهای جامد. در زمینههای کنترل دودها، مدیریت فاضلاب و پردازش پسماندهای جامد که صد سال است در مسیرهای متفاوتی حرکت کردهاند، تحت راهنمایی ایدهها و فناوریهای جدید ما، سه برادر سرانجام تاریخ جدایی خود را به پایان رساندند و در قالب یک واحد، دوباره به یک مسیر واحد بازگشتند. برای شرکتها، وضعیت درمان مشکلات به صورت جداگانه پایان یافت و سرمایهگذاریها به طور واقعی صرفهجویی شد؛ همچنین هزینههای عملیاتی و نگهداری نیز کاهش یافت ; برای مردم یکی از طرفها نیز، وضعیت فعلی که امروز نگران آسیبات ناشی از آلودگی هوا به سلامتی خود هستند، فردا نگران آلودگی آب مصرفی خانهشان، و روز بعد دوباره نگران آلودگی خاک ناشی از تجمع پسماندهای جامد، به پایان رسیده است ; برای **، سرانجام میتواند تمرکز خود را بر مسائل مربوط به زندگی مردم و توسعه اقتصادی منطقه قرار دهد؛ مسائل زیستمحیطی نیز در مسیر مدیریت یکپارچه و هماهنگ قرار گرفتهاند. علاوه بر این، «حفاظت از محیط زیست نه تنها نیازمند سرمایهگذاری است، بلکه مزایای اقتصادی بهتری نیز دارد». پس چرا باید نگران عدم فعالیت یا بیتوجهی شرکتها در زمینه حفاظت از محیط زیست باشیم؟ و برای اکثر شرکتهای زیستمحیطی که در زمینه تصفیه دودها، پردازش فاضلاب و مدیریت پسماندهای جامد فعالیت میکنند، این یک چالش است. ما این چالش را ایجاد کردیم، اما نمیتوانیم تصمیمگیرنده وضعیت فعلی باشیم. این امری اجتنابناپذیر در روند تکامل تاریخ است؛ حتی بدون ما نیز، شرکتهای دیگری آن را توسعه خواهند داد و شروع به کاربرد موفقیتآمیز آن خواهند کرد. تنها راه برای پذیرفتن این چالش و تضمین موفقیت در مقابله با آن، همگام شدن است. هر کس زودتر نگرش و ایدههای خود را تغییر دهد و زودتر این روند و ایدههای جدید را بپذیرد، آن کس است که بر این چالش پیروز خواهد شد. (۲) تأثیرات و چالشهای پارادایم جدید بر صنعت مصالح ساختمانی سبز. تولید سنتی سیمان نیازمند مصرف مقادیر زیادی منابع و انرژی است؛ همچنین، برای تولید هر تن سیمان، حدود ۴۵۰ کیلوگرم دیاکسید کربن تولید میشود. یک سوم کل گازهای گلخانهای تولید شده در جهان، از صنعت سیمان چین نشأت میگیرد. و گسترش این الگوی جدید، به پایان این وضعیت خواهد رساند. فرآیند تولید پودر کریستالی، هیچ تنی زغالسنگ مصرف نمیکند، هیچ تنی آب آلوده تولید نمیکند و حتی یک ذره PM2.5 نیز ایجاد نمیشود. کل فرآیند تولید، با استفاده از ویژگیهای شیمیایی و فیزیکی مواد مختلف، از طریق افزودن چند ماده شیمیایی ساده و مخلوط کردن آنها به صورت یکنواخت انجام میشود. سطح استحکام آن معادل استانداردهای سیمان ۶۲۵ است و سایر ویژگیهای آن نیز بهتر از سیمان ۶۲۵ میباشد. این ماده را میتوان به راحتی برای تولید انواع مصالح ساختمانی مانند پانلهای دیوار خارجی، پانلهای دیوار داخلی، پانلهای یکپارچه عایقبندی و ضدآتش، مواد عایقبندی غیرآلی و مواد ضدآتش غیرآلی استفاده کرد. این ماده دارای مزایایی مانند وزن کم، استحکام بالا، مقاومت در برابر آتش در رده A1 و عایقبندی غیرآلی است و میتواند به طور کامل جایگزین محصولات سیمانی معمولی شود. به عنوان یک شرکت ساختمانی، میتواند زمان ساخت را کاهش داده و هزینههای ساخت و خرید مواد را صرفهجویی کند. از سوی دیگر، برای ساکنان، علاوه بر راحتی زندگی و صرفهجویی در مصرف انرژی، از محصولات با کیفیت بالاتر در زمینه مقاومت در برابر زلزله و بلایای طبیعی نیز بهرهمند میشوند؛ این امر حفاظت بیشتری برای جان و اموال آنها فراهم میکند. این یک چالش برای تولیدکنندگان مواد ساختمانی سنتی است. این چالش دیر یا زود پیش خواهد آمد؛ یا توسط خود چینیها ایجاد میشود، یا ممکن است از کشورهایی مانند آلمان، آمریکا و ژاپن که از نظر فناوری پیشرفته هستند، سرچشمه بگیرد. ما با رویکردی باز، سازندگان سنتی را به پیوستن به تیم خود دعوت میکنیم تا با هم این فناوری جدید مواد ساختمانی را ترویج دهیم و به نفع جامعه و مردم کار کنیم. زیرا محیط زیست به عنوان یک کالای عمومی، ضروری برای تولید و زندگی انسانها و همچنین یک کالای مصرفی است؛ مدیریت آن در واقع همان رسیدگی به «امور عمومی» است. از این منظر، فناوری پودر کریستالی ما نیازمند تلاش مشترک همگان است تا بتوان به سرعت سطح بهتری از مدیریت گازهای زائد، فاضلاب و پسماندهای جامد دست یافت؛ تنها در این صورت است که میتوان تغییرات اساسی در محیط زیست ایجاد کرد، مهها از بین خواهند رفت، رودخانهها شفافتر خواهند شد و غذاهایی که مصرف میکنیم ایمنتر خواهند بود. (ادامه خواهد داشت…)