Thread Content
آخرین بار، این پست توسط altpage در تاریخ ۶-۱۲-۲۰۱۶ ساعت ۱۹:۴۸ ویرایش شد. آیندهای که هرگز نمیتوان آن را مشخص یا قابل کنترل دانست، باعث میشود که ما از تلاش در لحظه حال غفلت نکنیم؛ این امر در واقع شامل کاستیهای مختلفی در تدابیر مربوط به تأمین اجتماعی نیز میشود. نوشته/یانگ گنگشن: اخیراً، یین، پستچی ۳۹ سالهای اهل ژوزهو در هونان، به طور ناگهانی در خیابان ههتای ژوزهو درگذشت. پیش از مرگ، او روی زمین نشسته بود و به رهگذران گفت: «خیلی خستهام.» ” کار اضافهساعتی مداوم در طول سال و فقدان گسترده حق استراحت، یک واقعیت حقوقی است که گروه پستچیان با آن روبرو هستند. بر اساس گزارشها، یکی از پیکها گفته است که در ماه نوامبر، هر روز بعد از ساعت ۶ صبح به کار میرود و معمولاً تا ساعت ۱۲ شب کار میکند؛ به جز زمان غذاخوردن، این بدان معناست که روزانه ۱۶ ساعت کار میکند. چرا چنین رویکردی که آشکارا مخالف قانون است، میتواند در واقعیت به طور گسترده رایج شود و مورد اعتراض قرار نگیرد؟ منبع تصویر: وبسایت خبری ژوزهو؛ یین میگوید «خیلی خستهام»، اما قوانینی که باید در همه جا اعمال شوند، ظاهراً جایی برای استراحت موقت برای آنها فراهم نکردهاند. در واقع، در بسیاری از مواقع، در جامعه ما، صحبت درباره حق استراحت، یا مرخصی اجباری یا مرخصی با دستمزد، بیشتر شبیه یک شوخی است؛ چیزی دور از دسترس، اما در عین حال با جدیت مطرح میشود. این دیگر تنها پدیدهای خاص به صنعت حمل و نقل سریع که یون نماینده آن است، محدود نمیشود. شایان ذکر است که در سال ۲۰۱۳، پژوهشگران متوجه شدند که کارگران چینی سالانه بین ۲۰۰۰ تا ۲۲۰۰ ساعت کار میکنند. در مقایسه، انگلیسیها سالانه ۱۶۷۷ ساعت کار میکنند. مرگ یین نیز مرا به این سؤال واداشت: چرا ما چینیها همیشه اینقدر خسته هستیم؟ وقتی صحبت از «خستگی» میشود، اولین چیزی که به ذهنم میرسد، شعار تبلیغاتی یک برند نوشیدنی است: «وقتی خوابآلود و خسته هستید، باید ×× بنوشید». چیزی که برایم نامفهوم است این است که چرا وقتی خسته و کوفتهایم، به جای استراحت کردن، سعی میکنیم با مصرف نوشیدنیهای انرژیزا دوباره سرحال شویم تا به کار یا تحصیل ادامه دهیم؟ فقط همین موضوع، به تنهایی میتواند آدم را بسیار خسته کند. زندگی مانند سایهای است که همواره جلوی چشمانمان تابیده میشود و ما را از توقف حتی برای لحظهای بازمیدارد. این احتمالاً وضعیت واقعی زندگی چینیهای عادی است. من چندان مطمئن نیستم که آیا در سنت چینیها چیزی به نام «فرهنگ تحمل رنج» یا شخصیتهای مستعد آسیب دیدن وجود دارد یا خیر، اما مجبور بودن به تسلیم شدن در برابر فشارهای زندگی، و این واقعیت بیچونوچرا که «در جوانی برای کسب پول تلاش میکنیم و در سالمندی برای نجات جانمان پول خرج میکنیم»، وجود دارد. شاید همین واقعیت باشد که از هفته گذشته، ذهن مردم را کلمات «خیلی خستهام» مشغول کرده است. در کشوری که در سال ۲۰۱۳ تعداد افرادی که بر اثر کار بیشازحد جان خود را از دست دادند به ۶۰۰ هزار نفر رسید و با پیشی گرفتن از ژاپن، به بزرگترین کشور از نظر مرگومیر ناشی از کار بیشازحد تبدیل شد، مرگ آقای یون تنها یکی از آن صدها هزار مورد است. دلیل اینکه یون توانست به راحتی بر قلب مردم تأثیر بگذارد، در مقایسه با موارد بیشتری از مرگ ناگهانی که مورد توجه قرار نمیگیرند، بدون شک به آن دو کلمهای برمیگردد که او پیش از سقوط فرصت گفتنشان را داشت. “«خیلی خستهام»، چه تعداد انسان را غمگین کرده و در عین حال، چارهای نیست. پس از تماشای فیلم «من پان جینلیان نیستم»، ممکن است متوجه شوید که در چین واقعی، هر کسی زندگی آسانی ندارد؛ نه به عنوان مثال زن کشاورز، لی شوئهلیان، بلکه حتی رؤسای دادگاهها، فرمانداران، شهرداران و استانداران نیز به نظر خسته میرسند. چینی، چرا اینقدر خستهای؟ “«فشارهای زندگی» طبیعتاً مستقیمترین دلیل است. اما علاوه بر این، آنچه همه را مجبور به تلاش بیوقفه میکند، قطعاً حقیقت خود زندگی نیست. چرا با افزایش فزاینده ثروت جامعه، فشارهای مربوط به بقا ما به نظر نمیرسد کاهش چشمگیری داشته باشد؟ دلیل خستگی کارگران سطح پایین، در وهله اول وابستگی رشد اقتصادی به نیروی کار ارزان و کمبود سیستمهای تأمین اجتماعی است ; و قیمتهای بالای مسکن و کالاها، طبقه متوسط را نیز مجبور میکند که همواره در حال تلاش برای کار کردن باشد و جرأت آرامش کردن را نداشته باشد ; ساختار دولتی که تنها به سمت بالا است و نه به سمت پایین، باعث خستگی کارمندان دولتی نیز میشود… من ترجیح میدهم فکر کنم که هر کسی که احساس خستگی میکند، در واقع دارای روحیهای پرانگیزه و تمایل به پیشرفت است. اما من بیشتر آرزو دارم که هر کسی که احساس خستگی میکند، تحت حمایت و تسلی سیستم و قوانین قرار گیرد. آقای سون لیپینگ، هنگام صحبت درباره دلایل وجود تناقضات و درگیریهای مختلف در جامعه ما، گفته بود: «سیستم به روحی آزاد نیاز دارد.» در واقع، جامعه هم همینطور است. خسته و کوفتهاید، پس بهتر است کمی استراحت کنید. □یانگ گنگشن (رسانهشناس باتجربه)
یین میگوید «خیلی خستهام»، اما قانونی که باید در همه جا حاکم باشد، ظاهراً مکانی برای استراحت موقت به آنها فراهم نکرده است. در واقع، در بسیاری از مواقع، در جامعه ما، صحبت درباره حق استراحت، یا مرخصی اجباری یا مرخصی با دستمزد، بیشتر شبیه یک شوخی است؛ چیزی دور از دسترس، اما در عین حال با جدیت مطرح میشود.
کاملاً درست میگوید. **بسیاری از قوانین تنها متون کاغذی هستند که تنها میتوانند تسلیبخش باشند. **شرکتها از قوانین تخطی میکنند. کارگران لایه پایین، گروهی آسیبپذیر هستند و اتحادیههای کارگری نیز تنها در نام باقی ماندهاند؛ چه کسی به این افراد «خسته» توجه خواهد کرد؟
همه چیز برای زندگی است........
آسایش زندگی، آرزوی هر انسانی است؛ دوران در حال تغییر است و آرزوهای انسانها نیز در حال تغییر است.
قوانین و مقررات، ابزارهایی برای مدیریت ساختمانهای پایینتر در چارچوب ساختمانهای بلند هستند