Thread Content
اصلی، ۲۰۱۶-۱۲-۰۱، شانهایآنکه: یک هفته از حادثه فنگچنگ در جیانگشی گذشته است. با پیشرفت مداوم اقدامات برای مدیریت پسافعال حادثه، پیامدهای آن به تدریج فروکش کرده است. تحقیقات درباره این حادثه همچنان ادامه دارد، اما شایعاتی مبنی بر این که «پلیس فنگچنگ، افراد مسئول را به اتهام بروز یک حادثه جدی با مسئولیت سنگین، دستگیر کرده است»، در میان مردم پخش شده است؛ از میان افراد دستگیرشده، مدیران ایمنی پروژه نیز وجود دارند. “در صورت وقوع حادثهای بسیار جدی مربوط به ایمنی کار، مدیران ایمنی قطعاً مقصر بزرگی هستند! ”این منطق به نظر بسیار منطقی میرسد؛ «حوادث ایمنی، مدیران ایمنی»، هر دو کلمه شامل واژه «ایمنی» هستند، مگر نه؟ اما آیا واقعاً اینطور است؟ نه، منطقی که به نظر منطقی میرسد، اغلب بسیار فریبنده است! به عنوان یک فرد کوچک در زمینه ایمنی، صحبتهای تئوریک درباره اینکه «آیا افراد ایمنی باید مسئولیت بپذیرند یا نه» کافی برای متقاعد کردن دیگران نیست؛ بنابراین، یک داستان کوتاه خواهم گفت. در جنوب امپراتوری باستان، یک تاجر ثروتمند به نام ژانگشی در منطقه گانزو فعالیت میکرد؛ یکی از فعالیتهای خانوادهاش تولید زغال بود و سپس از آن برای فعالیتهای دیگر استفاده میشد. این کار بسیار سخت است؛ ژانگشی میخواهد خانوادهای متخصص در زمینه سوزاندن زغال پیدا کند تا این کار را به آنها واگذار کند. خانواده «بی» اهل استان جی، یک خانواده قدیمی در زمینه سوزاندن زغال است. اگرچه در سالهای اخیر حوادث متعددی برای این خانواده رخ داده، اما رئیس خانواده از تواناییهای قوی خود در مدیریت بازار برای واگذاری کار سوزاندن زغال استفاده کرده است. در ابتدای پروژه، برای تسریع در فرآیند سوزاندن چوب و کاهش هزینههای مربوط به آن، رئیس خانواده «بیجیا» از درسهای حوادث گذشته استفاده نکرد و کارخانه سوزاندن چوب را مستقیماً در کنار جنگل ساخت. در یک منطقه وسیع جنگلی، دهها نقطه برای سوزاندن چوب ایجاد شد؛ فاصله بین این نقاط و محلهای ذخیرهسازی چوبهای قطعشده، تنها سه یا چهار متر بود. «شیائو سانآن»، کارشناس ارشد مدیریت ایمنی در محل کار شرکت «بیجیا»، ایمنی چنین روشی را زیر سؤال برد. او به مسئول محل کار شرکت «بیجیا»، یعنی «بییی»، گزارش داد که در جنگل و در اطراف تودههای چوب، لایههای ضخیمی از برگهای خشک وجود دارد؛ همچنین، نقاط سوزاندن زغال نیز بسیار نزدیک به تودههای چوب قرار دارند. این امر باعث میشود که برگها و چوبها به راحتی آتش بگیرند و منجر به آتشسوزیهای گسترده در جنگل شود؛ پیامدهای آن غیرقابل تصور است. بییی با بیصبری به شیائوشوان چشمک زد و گفت: «فقط تو میفهمی، فقط تو همیشه نگرانی داری؛ چه آتش بزرگی میتواند پدید بیاید؟ توده زغال سنگ سه متر از توده چوب فاصله دارد. من، بییی، بیست سال است که زغال میسوزانم، اما هرگز چنین آتش بزرگی را ندیدهام.» علاوه بر این، آتش شروعی نیز خاموش شد. اگر توده چوب دور باشد، پیشرفت فرآیند ساخت زغال به تأخیر میافتد و الزامات خانواده جان برآورده نمیشود؛ مسئولیتش با توست، درسته؟ ”شیائو شوانگآن میخواست چند کلمه دیگر با بییی صحبت کند، اما بییی با بیصبری برگشت و رفت. کارخانه سوزاندن زغال فعالیت خود را آغاز کرده است؛ شیائوشوانجیان همچنان تمام تلاش خود را میکند و هر روز بازرسیهای لازم را انجام داده، گروههای مختلف مسئول سوزاندن زغال را نسبت به احتیاط در برابر آتشسوزی هشدار میدهد و به موقع برگهای اطراف محل سوزاندن زغال را جمعآوری میکند. یک بار، شیائو سانآن هنگام عبور از محل زغالسازی شماره ۱، دید که کارگران زغالسازی چوبها را در فاصله کمتر از سه متری محل زغالسازی تلنبار کردهاند و برگهای اطراف نیز تمیز نشده است. او بلافاصله به مسئول محل شماره ۱ هشدار داد. «هو لای»، که مسئولیت را بر عهده داشت، همیشه میگفت: «خوب، فوراً اصلاح خواهد شد!» ”اما دفعه بعد که به گروه شماره یک رسیدیم، همه چیز مثل قبل خواهد بود؛ کارمند امنیت تنها حق پیشنهاد دارد. در نتیجه، این موضوع را به «بییی» گزارش دادیم. «بییی» گفت: «آنها هم برای پیشرفت کار این کار را میکنند؛ دفعه بعد مراقبتر خواهند بود.» ”روزی، یک آتشسوزی ناشی از بیاحتیاطی در جایی برای سوزاندن زغال به وجود آمد؛ اما به لطف تلاشهای شدید چند کارگر، آتش به موقع خاموش شد. البته چند کارگر نیز کمی مجروح شدند. به همین منظور، بییی تمام کارگران را گرد هم آورد تا مراسم تقدیر از آتشنشانان برگزار شود و آنها به طور گرم مورد تقدیر قرار گرفتند: «قهرمانان آتشنشانی!» ”در روز مراسم تقدیر، یادآوریهای مکرر دربارهی نقض قوانین توسط گروه هولای، که توسط بییی مورد توجه قرار نگرفته بود، در گوشهای فراموش شده بود. طولی نکشید که پس از بهبودی حو لای و دیگران، دوباره برای ساختن زغال بازگشتند. در بازرسیهای ایمنی، مشخص شد که هو لای به تنهایی فاصله انباشت چوبها را کاهش داده و آنها را تنها یک متر از آتش قرار داده است. شیائو سانآن با تحمل خشم شدید، دوباره به هو لای هشدار داد که این کار حتماً منجر به مشکل خواهد شد. هو لای با نگاه کردن به صورت قرمز شده از خشم شیائو سانآن، با لحنی تمسخرآمیز گفت: «خانواده ژانگ اخیراً فعالیتهایش را گسترش داده و نیاز بیشتری به زغال چوب دارند.» ما چوبها را نزدیکتر میآوریم تا سرعت کار بالاتر برود، اما این سرعت هنوز هم نیازهای خانواده جانگ را برآورده نمیکند. اگر نتوانستی کار را انجام دهی و کار به تأخیر بیفتد، تو، کوچولو سانآن، مسئول آن خواهی بود! امروز صبح، مدیر شمال یک به دفتر من آمد و از من خواست که سرعت کار را بالا ببرم. او روش کاری من را دید و چند کلمه تحسین کرد؛ گفت که من جسورانه و نوآورانه عمل کردهام و باید این روش را در مقیاس گستردهتری ترویج دهم. ”شیائو شوانجی دوباره با بییی تماس گرفت و مزایا و معایب را برشمرد، اما بییی انگار چیزی نشنید. نیاز خانواده ژانگ به زغال چوب روز به روز بیشتر میشود، اما خانواده بئی که تمام توان خود را به کار گرفته، همچنان نیاز خانواده ژانگ به زغال را برآورده نمیکند. خانواده ژانگ، بییی و هو لای و سایر مسئولان کارگاههای تولید زغال را فراخواند تا جلسهای برای افزایش بهرهوری برگزار کنند؛ در این جلسه شعار «کار سخت صد روزه» مطرح شد. در این جلسه پیشنهاد شد که روشهای پیشرفته گروه هولای گسترش یابد و با استفاده از هوای خوب، به مدت صد روز تلاش جدی صورت گیرد تا تولید زغال افزایش یابد؛ اما در قطعنامه جلسه، هیچ اشارهای به نحوه جلوگیری از آتشسوزی نشده بود. وقتی تصمیم جلسه به «شیائو شوآن» اطلاع داده شد، او کاملاً گیج شد: انجام چنین کاری قطعاً باعث آتشسوزی خواهد شد. او با عجله به دنبال بییی گشت تا مزایا و معایب را برایش توضیح دهد و او را متقاعد کند که به خاطر ایمنی کارگران زغالسازی، نمیتوان این تصمیم را اجرا کرد. هنوز چند کلمه هم نگفته بود که بییی حرفش را قطع کرد و با لحنی جدی، شیائو آنشان را مورد انتقاد قرار داد: «شیائو آنشان، چرا چنین دید کلی نداری و همیشه دردسر درست میکنی؟» ‘«کار بیوقفه صد روزه» تصمیم مقامات ارشد خانوادههای ژانگ و بی است و نتیجهای پس از بررسیهای مکرر و تأمل عمیق محسوب میشود. آنها همیشه این کار را میکردند و مشکلی هم پیش نیامده بود. ”کوچولوی امنیت، بار دیگر، بیحال و در سکوت، برگشت و رفت. از آن روز به بعد، شیائو سانآن مانند دیوانه کار کرد؛ هر روز بین محلهای تولید زغال میرفت و با تمام توان خود به بازرسی و هشدار دادن ادامه میداد. گونههای رنگپریده، لبهای خشک، موهای نامرتب و قامت خمیدهاش… شیائو سانآن دیگر آن ظاهر زیبای گذشتهاش را نداشت… در روز شصت و یکم پس از سوگند «۱۰۰ روز کار فشرده»، یکی از اعضای گروه به اشتباه برگها را آتش زد و آتش را به موقع خاموش نکرد؛ آتش به کل جنگل سرایت کرد و ۷۴ نفر از کارگرانی که در جنگل گیر افتاده بودند، کشته شدند… برای مدتی، همه جا مشغول گزارش دادن این حادثه بودند؛ مردم خشمگین بودند و خواستار مجازات شدید مقصران و بهبود سیستم مدیریت ایمنی شرکتها شدند. مقامات بلندپایه امپراتوری، وزیر امنیت را فوراً برای رهبری تیم و انجام بررسیها و رفع پیامدها اعزام کردند. نمایندگان امپراتوری، نمایندگان خاندان ژانگ و نمایندگان خاندان بی، به طور فوری یک کنفرانس مشترک برگزار کردند و قول دادند که به مردم توضیحی ارائه دهند و مقصران را به شدت مجازات کنند. هیچکدام از بییی، هو سان و شیائو آنشوان اینها را ندیدند؛ آنها به دلیل «متهم بودن به تخلفات جدی مربوط به حوادث»، بلافاصله دستگیر و در بازداشتگاههای کوتاهمدت نگهداری شدند. سپیدهدم فرا میرسد؛ در پنجرههای آهنین دادگاه، شیائو سانوئی به آرامی منتظر پاسخگویی قریبالوقوع است... پاسخگویی، نشانهای از پیشرفت تمدن سیاسی ماست. “در چارچوب مسئولیتها و وظایف، در صورت بروز مشکل نیز باید پاسخگو باشیم. ”پیشفرض اصلی مسئولیتپذیری، تناسب بین حقوق و وظایف است؛ تنها با اعطای حقوق متناسب، میتوان از فرد مربوطه مسئولیت متناظر را خواست. مسئولیتپذیری در قبال حوادث، علاوه بر مجازات کسانی که وظایف خود را انجام نمیدهند، هدف مهمتری نیز دارد؛ آن این است که افرادی که هنوز در حال انجام وظایف خود هستند، هوشیارتر شوند. این امر نشاندهنده انتظارات تصمیمگیرندگان از آینده است. بنابراین، پاسخگویی در زمینه «امنیت کوچک» قطعاً کاری ساده و جداگانه نیست! برخورد صحیح و منطقی با «امنیتهای کوچک» پس از حوادث، نه تنها مستقیماً ربط به هزاران امنیت کوچک دیگر دارد، بلکه به طور غیرمستقیم بر اینکه تولید ایمن باید به کجا برود نیز تأثیر میگذارد؛ این موضوع، سنجشی برای نشان دادن هوش تصمیمگیرندگان است! پس اگر حتی چنین امنیتهای کوچکی نیز مورد پاسخگویی قرار بگیرند، تصمیمگیرندگان از سایر امنیتهای کوچک چه عملکرد بهتری انتظار دارند؟ کار افراد مسئول ایمنی گاهی شبیه به هشدارهای ایمنی است: به محض ظهور نشانههایی از عدم ایمنی، هشدارها مدام صدا میدهند، اما مقامات اجرایی به آنها توجهی نمیکنند؛ حتی مدیران، هشدارهای ایمنی را خاموش میکنند. در نتیجه، پس از وقوع حوادث جدی، تصمیمگیرندگان، هشدارهای ایمنی را مقصر میدانند! دلیلش این بود که هم هشدارهای امنیتی و هم حوادث امنیتی شامل کلمه «امنیت» میشوند، چقدر مضحک! “چرا چشمه اینقدر کدر است؟ زیرا آب کثیف از سرچشمه میآید! ”بدون بیتوجهی و تساهل مدیران، چگونه میتواند لایه اجرایی مرتکب اشتباه پس از اشتباه شود و در نهایت حادثه رخ دهد؟ در این صورت، کارکنان ایمنی چه گناهی دارند؟
آخرین بار، این پست توسط ylb913 در تاریخ ۳-۱۲-۲۰۱۶ ساعت ۲۱:۲۳ ویرایش شد. مدیریت امنیتی تنها مسئولیت کارکنان مسئول امنیت نیست، بلکه مسئولیت کارکنان مرتبط با رشتههای مرتبط نیز هست؛ البته مسئولیت مدیران مربوطه نیز قابل ذکر است. بیش از بیست سال است که کارخانه ما تقریباً هر سال با مشکلات مربوط به بازسازی تجهیزات روبروست؛ به دلیل گسترش پیوسته ظرفیتها و بهبود کیفیت تجهیزات کارخانههای فرآوری، تقریباً تمام بازسازیهای مربوط به تجهیزات مرتبط با گوگرد، شامل کارگاه ما نیز میشود. کار تولید و ساخت همزمان در کارگاه ما تقریباً هر سال اتفاق میافتد؛ وگرنه چرا من این همه استاندارد را میدانم؟ امسال نیز یک سال کلی برای این کار تلاش شد؛ از پس از پانزدهم ماه اول، پرسنل ساختمانی یکی پس از دیگری وارد عمل شدند و تقریباً هر روز کار ساختمانی ادامه داشت. علاوه بر این، هرچه به پایان سال نزدیکتر میشدیم، کارها بیشتر میشد و تا زمان جشن سال نو، آرامشی وجود نداشت. در حالی که تولید دستگاه به طور عادی ادامه دارد، در حال حاضر حداقل سه پروژه ساختمانی بزرگ وجود دارد که فراتر از تعطیلات سال نو چینی در حال انجام هستند (تعویض یک مخزن با ظرفیت ۵۰۰۰ لیتر، تخریب یک دستگاه، و تخریب یک برج با قطر ۱۸۰۰ و جایگزینی آن با برجی با قطر بیش از ۳.۵ متر). در نگاه مدیر، مدیریت کلی کل کارخانه آنقدر پرمشغله نیست؛ مدیریت کل کارخانه گاهی فشرده و گاهی شل است. مدیریت بخش ایمنی نسبتاً مناسب عمل میکند، من این را قبول دارم؛ اما مدیریت بخش پروژه، واحدهای ساختمانی و بخش نظارت، در واقع حداقل امسال در کارخانه ما به خوبی انجام نشده است. من میدانم که بیشتر اوقات رابطه بین آنها مبتنی بر درخواست و تحویل کار به یکدیگر است و تقریباً همگی آنها افراد بیکفایتی هستند.
در واقع، امروزه مشکلی رایج وجود دارد؛ یعنی افراد مسئول امنیت میگویند که حقوق و مسئولیتهای زیادی دارند، اما در عمل کارشان کاملاً بستگی به تصمیمات رهبران و مدیران دارد. این موضوع بهویژه در شرکتهای خصوصی و دولتی شدیدتر است؛ در مقابل، در شرکتهای خارجی، بهویژه برخی از شرکتهای مشهور، افراد مسئول امنیت نسبتاً صدای بیشتری دارند. اما وقتی حادثهای رخ میدهد، اغلب اولین کسی که مورد انتقاد قرار میگیرد، مسئول ایمنی است: چارهای نیست، اگر میخواهید مخالفت کنید، میتوانید شواهد مخالفت خود را نگه دارید.