Thread Content
۳-۱۲-۲۰۱۶، کاربر امن «لاو مائو» اخیراً مجموعهای از مقالات اصلی درباره «حادثه ۲۴.۱۱ فنگچنگ» منتشر کرده است. از همگی سپاسگزارم؛ توجه شما بهترین نیرویی است که توسعه ایمن را پیش میبرد. در ادامه، بخشی از نظرات کاربران آورده شده است؛ مطمئناً یکی از این نظرات قلب شما را لمس خواهد کرد! @رشته تحصیلی من در دانشگاه، مهندسی ایمنی بود؛ پس از فارغالتحصیلی، در یک شرکت ساختمانی مشغول کار در زمینه مدیریت ایمنی شدم. تنها ۵ سال از کارم گذشته است، اما روز به روز بیشتر میترسم و جرأتم کمتر میشود. راستش، پس از چند سال کار و آشنایی با وضعیت فعلی ایمنی در کشور، تنها کاری که میتوانم انجام دهم، این است که پروژههایی که تحت مدیریتم هستند را به خوبی اداره کنم. تا زمانی که در این سمت باشم، نمیتوانم اجازه دهم حادثهای در پروژههای تحت مدیریتم رخ دهد. نمیتوانم این وضعیت نامطلوب را تغییر دهم، اما میتوانم پروژهای که تحت مسئولیتم است را تغییر دهم. من از خانوادهای کشاورزی میآیم؛ پدرم نیز قبلاً در ساختمانها کار میکرد. من واقعاً به کارگرانی که امروزه در ساختمانها کار میکنند، همدردی میکنم. تنها کاری که میتوانم انجام دهم، این است که با استفاده از دانش و تواناییهایم، از ایمنی جان آنها محافظت کنم! @هونگ هائو↓↓↓ چینیها دوست دارند توپ بزنند و در این کار بسیار ماهرند. مفهوم ایمنی چیست؟ شاید بسیاری از مردم آن را درک نکرده باشند، اما این مانعی برای آنها نیست تا تمام مشکلات را در چارچوب «ایمنی» قرار دهند. شما میگویید که باید سپرهای حفاظتی بر روی دستگاههای تولیدی نصب شود تا کارکنان از آسیب در امان بمانند؛ او میگوید که این یک مسئله ایمنی است... فکر کنید، در واقع چه چیزی مسئله ایمنی است؟ اصلاً مسئله ایمنی وجود ندارد؛ این یک مسئله تولیدی است؛ یعنی تجهیزات تولیدی نمیتوانند سلامت کارکنان را تضمین کنند. با این حال، چیزی که چینیها در آن بهترین هستند، این است که دلیلی پیدا کنند تا مشکلات خود را در چارچوب آن دلیل قرار دهند؛ و اتفاقاً همین دلیل، امنیت است. پس باید به آن توجه کنیم! تمام این دلایل مربوط به ایمنی است، بنابراین **باید به آن توجه کرد؛ مقامات محلی و شرکتها نیز باید به آن توجه کنند!** چگونه به آن اهمیت داد؟ چگونه اجرا کنیم؟ ما یک سازمان به نام «اداره کل نظارت بر ایمنی» تأسیس کردیم؛ زیرمجموعههایی از آن در مناطق مختلف وجود دارد، و شرکتها نیز بخشهای مدیریت ایمنی دارند! عالیه~ به ایمنی توجه شده~ کسی باید مسئولیت کامل آن را بپذیرد~ اگر اتفاقی افتاد، سرت را میگیرند... بیایید دوباره فکر کنیم، مشکل دقیقاً چیست؟ مشکل تولید است! مشکل اینه که تجهیزات تولیدی الزامات را برآورده نمیکنند... چرا مسیر پیچیدهای را طی کردیم و دورها زدیم، در حالی که مشکل حل نشد؟ این همان مسئلهی وظیفه نیست؟ مسئولیت را انداختن؟ آقایان رهبران، گوشهای شما پوشیده شده و چشمانتان نیز بسته است… شما که دانش و تجربه فراوانی دارید، آیا تا به حال دیدهاید که ملتهای خارجی نیز ادارات امنیتی داشته باشند؟ در اروپا، برای ایمنی انسانها به وزارت کار مراجعه کنید، برای ایمنی محیط زیست به وزارت حفاظت از محیط زیست، و برای ایمنی تجهیزات به صنعت و شرکت مربوطه! آیا چیزی که اینقدر واضح است، وقتی به چین آورده میشود، به ابزاری برای فرار این افراد از مسئولیت تبدیل میشود؟ چشمانتان را تیز کنید و گوشهایتان را تیز نگه دارید! برای امنیت چین، برای خوشبختی همه، کمی صداقت بیشتر داشته باشیم… @هائوگه↓↓↓ اغلب، وقتی کلمات «مدیریت ایمنی» را میبینند، اکثر مردم فکر میکنند که این کار مربوط به ادارات نظارت بر ایمنی و کارکنان ایمنی است و به خودشان ربطی ندارد. جالبتر اینکه، گروه مربوطه در گزارش حادثه ذکر کرده بود که جلسه ویدیویی برگزار خواهد شد؛ اما در آن جلسه، علاوه بر افراد بخش نظارت بر ایمنی که گوش میدادند و یادداشت میگرفتند، اکثر افراد سایر بخشها مشغول کارهای خودشان بودند. پس از دریافت فایل که حاوی کلمه «امنیت» بود، آن به بخش نظارت بر امنیت ارجاع داده شد. بررسی تجهیزات امنیت اطلاعات، کاری است که هم باعث خشم و هم نفرت میشود؛ این وظیفه به بخش نظارت بر امنیت سپرده شد، اما با این کار، بخش اطلاعاتی به یک بخش بیتأثیر تبدیل شد. فکر میکنم بهتر است بخش نظارت بر ایمنی لغو شود؛ در این صورت، هر بخش تخصصی مسئولیت کار خود را انجام خواهد داد. @〖دومائیجیائو〗↓↓↓ من هم در زمینه ایمنی پروژههای ساختمانی کار میکنم؛ به محض ورود به محل کار، رئیس گفت که کارکنان باید ده ساعت کار کنند، اما من نه، من نه و نیم ساعت در محل کار هستم؛ در حالی که سایر همکارانم کارشان تمام شده، من همچنان باید در محل حضور داشته باشم. هنوز هم کارگران زیادی در محل کار، بدون استفاده از کمربندهای ایمنی کار میکنند؛ حتی وقتی که به آنها جریمه تعلق میگیرد، باز هم گوش نمیدهند. یک بار به یک کارگر جریمه شد و شب هم مورد محاصره آنها قرار گرفت و تقریباً مورد ضرب و شتم قرار گرفت. در نهایت، مدیر نیز چشمپوشی کرد و هیچ توضیحی ارائه نداد. میتوان گفت که نیروهای امنیتی نگرانی ندارند؟ فکر میکنم من شخصاً خیلی نگران هستم؛ هر بار که قرار است اجسام سنگین بالا برده شوند، خودم باید محلهای بالابردن را بررسی کنم تا مطمئن شوم که آنها با ایمنی بالا برده میشوند. در چنین مواقعی، متخصصان و مدیران چه کار میکنند؟ نمیدانم. کارکنان امنیتی، همان افراد نیکوکار هستند؛ اگر در هر بار بروز حادثهای، مسئولیت آن را به گردن این افراد نیکوکار بیندازند، دیگر امکان ادامه کار در این حوزه وجود نخواهد داشت. @بستههای کوچک↓↓↓ کارکنان امنیتی در مدیریت سازمانها، گروهی آسیبپذیر هستند و شغلهایی بدون بازده اقتصادی مستقیم محسوب میشوند. در صورت وقوع یک حادثه و وجود خسارت، رهبران شرکت به طور غریزی فکر میکنند که امنیت چه فایدهای دارد؟ پس سؤال این است که ما تنها نهادهای ناظر و مدیریتی هستیم. آیا مدیران شرکت که باید در تمامی پستهایی که نیاز به مسئولیت دوگانه دارند، هم مسئول تولید و هم ایمنی باشند، گزارشهای مکرر ما را برای حل مشکلات بررسی کردهاند؟ ! ما در سکوت تحمل میکنیم و همواره به خودمان میگوییم که شغل ما مقدس است و از طریق کارمان میتوانیم خطرات را کشف کنیم، حوادث را پیشگیری نماییم و جانها را نجات دهیم، اما واقعیت بیرحمانه در حال آسیب رساندن به خانوادههای خودمان است. فرد ایمن، سالم باشید! @LD↓↓↓ هرگاه حادثهای رخ دهد، فرد مسئول ایمنی بلافاصله مقصر شناخته میشود؛ در هر حادثه، اولین چیزی که به ذهن میرسد، مسئولیت فرد ایمنی است. چنین شرایطی باعث میشود فرد همواره در ترس و نگرانی زندگی کند؛ چطور میتوان در چنین شرایطی، وفاداری عمیقی نسبت به این شغل داشت؟ تنها پس از وقوع حادثه، حقوق و تعهدات با یکدیگر برابر میشوند. وقتی بخشها به طور ناعادلانه مسئولیت افراد مسئول امنیت را مورد پیگرد قرار میدهند و تمام افراد مسئول، مطابق با تقصیراتشان مورد پاسخگویی قرار میگیرند، آنگاه امنیت دیگر سرباری بر دوش دیگران نخواهد بود؛ فرد مسئول امنیت دیگر مجبور نخواهد بود همواره مراقب باشد تا از خطرات قانونی در امان بماند، و در نتیجه میتواند به این صنعت وفادار باشد! @قورباغه↓↓↓ وضعیت فعلی مدیریت ایمنی در کشور ما این است که همه فقط با صحبت کردن موضوع را پیگیری میکنند، هیچکس مسئولیتی نمیپذیرد؛ تنها مسئولان ایمنی نگران این موضوع هستند و بقیه از آن دوری میکنند. پس از وقوع حادثه، جلسات مختلف برگزار شد، بازرسیهای ویژه صورت گرفت و جستجوی نقاط پرخطر به طور مداوم ادامه داشت. تمام این تلاشها فقط برای آزار مدیران امنیتی سطح پایین است و هیچکس به آن توجهی نمیکند. . این حادثه ناشی از فشار برای تحویل سریع پروژه و عدم اجرای مسئولیتهای تخصصی است؛ آیا مدیران ایمنی میتوانند اوضاع را تغییر دهند و از وقوع چنین حوادثی جلوگیری کنند؟ ؟ ؟ اگر مشکلی پیش نیاید، مدیران ایمنی شما میتوانند سعی کنند آن را متوقف کنند؛ اما این کار کاملاً غیرعملی است. از سال ۲۰۰۲ شروع به کار در زمینه ایمنی کردم؛ برای مدتی، در دوران حضور لی ییژونگ، فکر میکردم که بهار مدیریت ایمنی فرا رسیده است. بیش از ۱۰ سال گذشت، صدای امواج هنوز همان است، همچنان. . کدام واحد از نظر امنیتی در معرض خطر نیست؟ کارکنان بخش امنیتی همواره نگران و مضطرب هستند، زحمت میکشند، اما فرصتی برای استفاده از تواناییهایشان وجود ندارد. @تعمیرات ↓↓↓ الگوی فعلی مدیریت ایمنی باید اصلاح شود؛ اکنون کارکنان ناظر بر ایمنی، همهکاره شدهاند و هر کاری باید توسط آنها انجام و مدیریت شود. به عنوان مثال، در پروژههای مهم باید ناظران ایمنی حضور داشته باشند، در حالی که به نظر میرسد متخصصان فنی تنها به مسائل فنی اهمیت میدهند و ایمنی برای آنها اهمیتی ندارد. شبها که تکالیف درسی وجود دارد، ناظران ایمنی باید حضور داشته باشند؛ اما مدیران تخصصی چه کار میکنند؟ @گائو یونگچیانگ↓↓↓ عنوان مقاله خودش نشاندهندهی شدت مشکل است؛ این شغل، واقعاً یک شغل پرخطر محسوب میشود. اگر گزینهی دیگری وجود داشت، هرگز دوباره این کار را انجام نمیدادم (این حرف صادقانهی من است). من تقریباً بیست و پنج سال است که در این موقعیت کاری هستم؛ هر سال رؤسایم کارم را تحسین میکنند، اما پاداش پایان سال همیشه متوسط است. افراد حوزه ایمنی به ندرت ترفیع میگیرند، اما در عمل همگان میگویند که ایمنی بسیار و بسیار مهم است. تجربه من: برای اینکه فردی ایمن باشید، ابتدا باید دانش فنی لازم برای حمایت از خود را داشته باشید و همچنین حمایت قاطع و کامل از سوی مدیران سازمان ; دوم اینکه، خود فرد نیز باید دارای رویکرد مدیریتی قاطع و آگاهی کافی از خدماترسانی باشد ; در نهایت، باید دارای بدنی سالم و ذهنی چابک باشیم (که در محیط کار باید مدام بررسی شود)، و رفتاری متواضعانه داشته باشیم (و به دیگران احترام بگذاریم). فقط همین! @ژنگ هونگ↓↓↓ تازه از دانشگاه فارغالتحصیل شده و به عنوان کارمند ایمنی کار میکند؛ با موقعیتهای زیادی روبرو شده که در آنها ناتوان بوده است. تحقیق و تولید همواره بر کارهای مربوط به ایمنی اولویت دارند، اما آنها نمیدانند که ایمنی پایه و اساس تمام کارهاست. گاهی واقعاً مشخص نیست راه خروج برای کارمندان ایمنی کجاست؛ هر وقت مشکلی پیش میآید، اولین کسانی که تحت تأثیر قرار میگیرند، کارمندان ایمنی هستند. واقعاً فکر میکنم کار در زمینه ایمنی کاری مبتنی بر شانس باشد؛ هنوز هم احساس ناراحتی میکنم. چگونه میتوان به کارمندان ایمنی رفتاری واقعاً عادلانه داشت؟ @~ریوزوی~↓↓↓ دلیل اینکه الان صنعت پروژهسازی را رها کرده و تصمیم گرفته به کارخانه برگردد، مدیریت بسیار نامنظم آن است؛ واگذاری پروژهها به لایههای مختلف، جایگزینی مدیریت واقعی با قراردادها، و موارد مشابه. قبلاً به عنوان مهندس ناظر ایمنی کار میکردم و با شرکتهای دولتی مانند «ژونگجیان» و «ژونگتهژه» و همچنین شرکتهای خصوصی سروکار داشتم. در واقع، شرکتهای دولتی از نظر رویههای مدیریتی نسبتاً منظم هستند، اما کارهای عمرانی و نصبی را به تیمهای کارگری واگذار میکنند؛ گاهی سیاستهای آنها واقعاً برای کارکنان سطح پایین قابل درک و اجرا نیست و گاهی هم مجبورند تحت کنترل تیمهای کارگری باشند. من اغلب با آنها شوخی میکنم و میگویم که آنها فقط پوستهای بزرگ دارند و درونشان خالی است. در مورد شرکتهای خصوصی حرفی نیست؛ آنها تا جایی که میتوانند هزینهها را کاهش میدهند. وقتی ناظر یک پروژه متعلق به شرکت «هوارون» بودم، پیمانکار یک شرکت خصوصی بود؛ در مرحله عایقبندی، تقریباً هیچ آتشنشانی در محل وجود نداشت؛ برخی از آنها خراب شده بودند و برخی دیگر گم شده بودند. . . آب موقت در محل برداشته شده است و ساختمان هنوز قابل استفاده نیست. . ما واقعاً راهی نداریم؛ چه راهی برای تشویق آنها وجود دارد، و ارسال فرمها هم فایدهای ندارد؛ صاحبان ساختمان هم چشمپوشی میکنند. . . آن دوران واقعاً پر از نگرانی و ترس بود. . اکنون بازار ساختمانسازی رکود دارد و بسیاری از شرکتهای ساختمانی با قیمتهای پایین پیمانکاری را به دست میآورند، بنابراین. . . مدیریت شرکتهای ساختمانی به صورت غیرسیستماتیک انجام میشود؛ کارهای مربوط به ایمنی عمدتاً بر اساس الزامات قانونی و برای جلوگیری از ریسکهای قانونی یا پاسخگویی در برابر بازرسیهای مقامات انجام میگیرد. اگر بخواهیم پروژهای داشته باشیم که از نظر ایمنی و نظم عالی عمل کند، باید حاضر به هزینه کردن باشیم؛ کارکنان مسئول ایمنی باید توانمند باشند و تیمهای ساختمانی نیز باید همکاری کنند. در چنین شرایطی، نمیتوان از مدیریت سیستماتیک یا مشارکت تمام کارکنان سخن گفت. @پسر خوشحال↓↓↓ امیدوارم جایگاه ایمنی واقعاً ارتقا یابد و نفوذ کلمات مربوط به ایمنی نیز واقعاً بیشتر شود؛ تا سخنان افراد مسئول ایمنی اثربخشتر باشد و بتوان آنها را بهتر پیادهسازی و اجرا کرد. امیدواریم بررسی حوادث بر اساس میزان مسئولیت انجام شود، نه اینکه هر بار که حادثهای رخ دهد، افراد مسئول ایمنی در صدر مقصران قرار گیرند. باید مسئولیت و حقوق با یکدیگر هماهنگ باشد و بر اساس واقعیتها عمل شود؛ در غیر این صورت، صنعت ایمنی به یک صنعت پرخطر تبدیل خواهد شد و افرادی که علاقهمند به ایمنی هستند، از ورود به آن منصرف خواهند شد. امیدواریم مقامات بالاتر واقعاً به این موضوع توجه کرده و تغییرات مؤثری ایجاد کنند؛ تا افراد مسئول ایمنی بتوانند بهتر در وظایف خود فعالیت کرده و نقش مثبت خود را ایفا کنند... این را افراد مسئول ایمنی در شرکت «ژونگجیان» ارائه میدهند
با مطالعه نظرات افراد زیاد، واقعاً تأثیر عمیقی در من ایجاد شد؛ در واقع، انجام کارهای مربوط به امنیت در جامعه امروز بسیار دشوار است. بهویژه در شرکتهای خصوصی و برخی شرکتهای دولتی، همچنین در طول فرآیند ساختوساز: چون شبکه روابط این شرکتها نسبتاً پیچیده است، ممکن است افرادی که مشکلاتی را ایجاد میکنند، از حمایتهای قدرتمندی برخوردار باشند؛ در نتیجه، زندگی فرد در آینده دشوار خواهد شد. دلیل اصلی دشواری در مدیریت امنیت در فرآیندهای ساختوساز، این است که بسیاری از کارکنان شرکتها از این وضعیت سود میبرند و در نتیجه کارهای مربوط به امنیت انجام نمیشود. اما چون چارهای نداریم و این شغل را انتخاب کردهایم، باید تمام تلاشمان را برای انجام بهتر این کار انجام دهیم؛ در مسائل اصولی باید پایبند باشیم، و بهتر است سوابق کاری را نگه داریم تا در صورت لزوم، شرکت بتواند تصمیم بگیرد چگونه با موضوع برخورد کند؛ همچنین برای محافظت از خود، باید شواهدی ثبت کنیم.
من نیز کاملاً موافقم؛ داشتن دو مسئولیت در یک سمت، گفتنش آسان است اما انجامش دشوار. بسیاری از مسائل و تعللها به بخش نظارت بر ایمنی سپرده میشود
سخت است؛ وقتی مشکلی پیش نمیآید، از ما شکایت میکنند که دردسر درست میکنیم. وقتی مشکل پیش میآید، ما را فراموش میکنند
آه! وقتی مسئولیتی ندارم، احساس آزار میکنم؛ وقتی مسئولیتی دارم، عقبنشینی میکنم. به همین دلیل، خبرها مدام درباره حوادث تولیدی پخش میشوند، اما همان حوادث مدام تکرار میشوند!
حوادث همچنان ادامه دارد و دلیل آن مدیران است؛ در شرایط عادی، آنها به صورت بیملاحظه عمل کرده و دستورات غیرقانونی میدهند، و وقتی حادثهای رخ میدهد، مسئولیت را به گردن کارکنان ایمنی میاندازند. میانهروی، در برابر مدیران ایمنی شرکتها، مانند یک شمشیر عمل میکند؛ اگر جدی باشید، همکارانتان فکر میکنند که شما بیرحم هستید، و رهبران نیز فکر میکنند که شما مانع دستاوردهای آنها میشوید. اگر جدی نباشیم، حادثه رخ میدهد؛ چه کسی میتواند دستورات غیرقانونی را متوقف کند؟ آیا میتوانی سند مربوط به دستورات غیرقانونی را در اختیار رئیس بگذاری تا آن را امضا کند؟ هاهاها، مطمئنی که او آن را پاره نخواهد کرد؟
از آنجایی که کار مدیریت امنیت را انجام میدهید، باید آن را به خوبی و با دقت انجام دهید؛ همچنین باید دانش تخصصی و فلسفهی برخورد با مسائل را بیشتر یاد بگیرید