Thread Content
دو سال از فارغالتحصیلیام میگذرد، اما هنوز احساس میکنم جهت حرفهایام را نمیدانم. در سال ۱۴ از دانشگاه فارغالتحصیل شدم؛ رشتهام مهندسی تجهیزات و کنترل بود و از یک دانشگاه ۲۱۱ بود. بلافاصله پس از فارغالتحصیلی در یک شرکت سهامی در گوانگدونگ، مسئولیت مدیریت تجهیزات شیمیایی را بر عهده گرفتم. بعداً به دلیل بیماری، تقریباً نیم سال استراحت کردم. اکنون در یک شرکت به عنوان تکنسین کار میکنم؛ آنها در حال کار روی گرافن هستند که یک ماده بسیار پرطرفدار است. از آنجایی که این یک شرکت تازه تأسیس است، کارها در ابتدا متنوع بوده و هنوز در حال ساخت کارخانه هستیم. اخیراً به دلیل مشکلات سلامتی، حالم خیلی بد است و نسبت به آینده بسیار بدبینم. چون تقریباً نیم سال کار نکردهام، چیزهای زیادی را فراموش کردهام. در زمینه طراحی و ترسیم، نرمافزارها را بلدم، اما چگونگی نمایش ساختارها را فراموش کردهام. قبلاً برای طراحی سهبعدی از نرمافزار PROE استفاده میکردم، اما اکنون در حال یادگیری UG هستم. در زمینه الکترونیک نیز تقریباً هیچ چیزی به یاد ندارم. نمیدانم چه ارزشی میتوانم برای این شرکت ایجاد کنم و آنها چه چیزی میتوانند به من بدهند. ناگهان احساس کردم که بیفایده و بیمعنا هستم. نمیدانم باید در کدام زمینه تلاش کنم؛ سردرد دارم
اما تو هنوز جوانی، یادگیری برایت آسان است، راه هم هنوز دراز است، آرامآرام پیش برو...
برای کنکور دکترا برو، میتوانی در نظر بگیری رشتهات را عوض کنی
میخواهد همه چیز را یاد بگیرد، اما در نهایت معمولی میماند؛ در هیچ زمینهای مهارت خاصی ندارد و توان رقابت ندارد. به دلیل مشکلات جسمی، توجه و حافظهام به شدت کاهش یافته است. من تقریباً ۲۵ سالهام؛ بسیاری از دوستانم شروع به ازدواج و فرزندآوری کردهاند، و خانوادهام نیز فشار میآورند. قبلاً برای درمان، تمام پول پساندازم را خرج کردم و مقدار زیادی هم وام گرفتم؛ هنوز آنها را پس ندادهام. فشار زیادی دارم
متشکرم، به فکر شرکت در آزمونهای تحصیلات تکمیلی در حین کار بودم، اما نتوانستم جهتگیری مناسبی پیدا کنم. الان وضعیتم چندان خوب نیست
ابتدا وضعیت خود را تنظیم کنید، سپس مشخص کنید در آینده چه چیزی میخواهید، و بعد تلاش کنید
بدن سرمایه است، نیازی نیست برای ازدواج و فرزندآوری زیاد نگران باشید، در ۲۵ سالگی چقدر جوان!
تازه شروع به کار کردهام، جوانی یک سرمایه است!
هر روز کمی وقت برای ورزش کردن در نظر بگیرید؛ وقتی بدن سالم میشود، حال روحی نیز خوب خواهد شد
تازه وارد دنیای کار شدهاید، ناامید نشوید؛ خودتان را شارژ کنید!
استاد، من هم مثل شما در سال ۱۴ فارغالتحصیل شدم و از یک دانشگاه معمولی و معتبر هستم؛ اخیراً احساس میکنم بینایی چشمانم کاهش یافته و کمی نگرانم. اگر هدف از تحصیل در دانشگاه، فرار از واقعیت باشد، به نظرم لازم نیست؛ از مرحله آمادگی تا پایان تحصیل (با فرض اینکه قطعاً پذیرفته شویم)، حداقل ۴ سال طول خواهد کشید. اگر رشتهام را عوض کنم، رقابتپذیریام کمتر خواهد شد؛ اما اگر رشتهام را عوض نکنم، فکر میکنم چه تحصیلات تکمیلی بخوانم چه نخوانم، تفاوت چندانی نخواهد داشت؛ چون این رشته بسیار سنتی است و تجربه اهمیت زیادی دارد. همچنین میتوان به کار در بازار و فروش فکر کرد (اگر فرصتی پیش بیاید، واقعاً دوست دارم آن را امتحان کنم)، یا اینکه روی پروژهها کار کنم، با افراد مختلف در تماس باشم، حلقه ارتباطات خودم را گسترش دهم و خودم را برای کارآفرینی آماده کنم. (اگرچه ایدههای مختلفی در سر دارم، اما در چنین شرایطی، تنها راه این است که ابتدا به عنوان یک مهندس طراحی صادقانه کار کنم، نه!) باید یک ترسیمکننده باشد)!
اینقدر جوان، و هنوز (امکان) کار کردن روی گرافن وجود دارد؛ مسیر خوبی است! بمانید، به تلاش خود ادامه دهید!
درباره هیچ چیز فکر نکنید، اول بدنتان را تقویت کنید. خوب نیست که یک فرد ۲۵ ساله هر روز بیمار باشد. وقتی سلامتی برگردد، پول طبیعتاً چیزی فراتر از خود فرد میشود. به خاطر تنهایی، هدف اولیهتان را فراموش نکنید.
خب، شما گرافن تولید میکنید، برای چه استفاده میشود؟ هزینه هر گرم چقدر است؟
در ابتدا، برای لیتیومخورشیدیها، سوپرکاباسیتورها و موارد مشابه به کار میرفت. در مورد هزینه واقعاً نمیدانم، چون تازه شروع به کار با آن کردهام
خب، متشکرم. هر روز به ورزش کردن ادامه دهید
اگر بخواهم برای کنکور تحصیلات تکمیلی شرکت کنم، جهتگیری خود را انتخاب خواهم کرد، نه اینکه فقط برای فرار از آن این کار را انجام دهم