Thread Content
آخرین بار، این پست توسط «خوشحالم که تو هستی» در تاریخ ۲۵-۵-۲۰۱۶ ساعت ۱۳:۵۱ ویرایش شد. خبرنگاران خارجی که تازه به مرکز اخبار داخلی ICRT (صدای رادیوی جامعه بینالمللی تایپه) آمدهاند، اگرچه اکثرشان سطح خوبی از زبان چینی دارند، اما گاهی در استفاده از زبان چینی برای اخبار، مهارت کافی ندارند؛ بنابراین هنگام ترجمه یا خواندن برخی گزارشهای خبری به زبان چینی، اگرچه میتوانند واژهها را جستجو کنند، اما درک کامل معنای کلی متن برایشان گاهی دشوار است. در چنین شرایطی، به آنها توصیه میکنم ابتدا همان خبر را در روزنامههای انگلیسی بخوانند و با استفاده از زبان مادری خود، جزئیات آن را درک کنند؛ سپس وقتی دوباره به متن چینی نگاه میکنند، مطالبی که در ابتدا پیچیده به نظر میرسیدند، بسیار سادهتر خواهند شد. به همین ترتیب، پیش از شروع درس روزانه روزنامهنگاری به زبان انگلیسی*، ابتدا میتوانید از رسانههای چینی، محتوای اصلی اخبار بینالمللی یا داخلی آن روز را بدانید؛ این کار باعث میشود در گوش دادن به اخبار به زبان انگلیسی، کار برای شما آسانتر شود. البته، این کار در دوران یادگیری است؛ پس از گذر از مرحله مقدماتی، دیگر نیازی به آن نیست. با توجه به گستردگی جهان و تعداد زیاد رویدادها، اکثر مردم احتمالاً فکر میکنند که برای درک مطالب خبری به زبان انگلیسی، نیاز به چند هزار واژه وجود دارد و باید کل واژهنامه مربوط به خبرها را حفظ کرد تا بتوان متون را درک کرد. این ایده به نظر منطقی میرسد، اما در واقع اشتباه بزرگی در آن وجود دارد. از اخبار سیاسی تا اخبار سرگرمی، البته احتمالاً هزاران کلمه وجود دارد، اما کلمات مرتبط تنها هر چند ماه یا حتی هر چند سال یکبار ظاهر میشوند؛ یعنی همان واژگان کماستفاده. برای مثال: multilateral currency realignment (تنظیمات پولی چندجانبه) یا planned obsolescence (فرسودگی عمدی). اگر بخواهیم حتی این کلمات را نیز حفظ کنیم، واقعاً کار بسیار دشواری خواهد بود. خوشبختانه، بیش از هشتاد و پنج درصد کلماتی که هر روز در اخبار میبینیم، جزو واژگان رایج (کلمات مورد استفاده متداول) هستند. به عبارت دیگر، تا زمانی که بتوانید این پنج یا ششصد کلمهی تکرارشونده را فرا بگیرید، میتوانید بیش از هشتاد و پنج درصد اخبار را درک کنید. سایر واژههای تخصصیتر در زمینههای مالی، علمی و غیره را، پس از یادگیری کلمات اصلی، به تدریج دشوارتر خواهیم کرد. حتماً تجربهای دارید که هنگام گوش دادن به اخبار یا برنامههای انگلیسی، وقتی با کلمهای روبرو میشوید که نمیدانید یا بخشی را به خوبی نمیشنوید، شروع به فکر کردن درباره معنای آن میکنید؛ این کار اغلب باعث میشود متن بعدی را اصلاً نتوانید به خوبی بشنوید. همانطور که میگویند، «نمیتوان با یک ذهن، دو کار انجام داد»؛ بنابراین هرگز نباید در حین گوش دادن، به معنای جمله قبلی فکر کرد. باید عادت کرد که وقتی با بخشی از متن مواجه شدیم که کاملاً متوجه آن نشدیم، متوقف نشویم و به گوش دادن ادامه دهیم. دلایل مختلفی میتواند وجود داشته باشد که باعث شده یک بخش را نفهمیده باشید؛ شاید کلمهای وجود داشته باشد که یاد نگرفتهاید، یا ساختار جملهای خاصی وجود داشته باشد، شاید سرعت صحبت کننده برای لحظهای بالا رفته باشد، یا حتی خودتان حواستان پرت شده و به خوبی گوش نداده باشید. دلیلش هرچه که باشد، چه به شنیدن ادامه بپردازید و چه نه، احتمالاً میتوانید مطلب اصلی را درک کنید؛ زیرا آن ۹۰ درصدی که از دست میرود، آنقدر مهم نیست که مانع درک مفاهیم بعدی شود. اما اگر تفکر شما در جمله قبلی گیر کند، قطعاً همه چیز از بین خواهد رفت. اما اگر آن بخشی که از قلم افتاده واقعاً کلیدی باشد چه؟ اگر وقت دارید، میتوانید در اینترنت به دنبال خبرهای مرتبط بگردید تا ببینید آیا کلمات کلیدی یا مطالبی وجود دارد که برایتان ناآشناست. اگر خبر مهمی باشد، معمولاً فقط یک بار گزارش نمیشود؛ میتوانید گزارشهای خبری ساعتهای دیگر همان روز را گوش دهید، شاید بتوانید همان خبر را دوباره بشنوید و شاید با شنیدن دومین بار، کاملاً متوجه آن شوید! وقتی که تازه به تایوان آمده بودم، اغلب افرادی بودند که از من میخواستند صداپیشگی برخی کتابهای درسی انگلیسی را انجام دهم. وقتی وارد استودیو شدم، جلوی میکروفون نشستم، متن را برداشتم و شروع به خواندن کردم. چند جمله نخوانده بودم که مسئول پرسید آیا میتوانم آهستهتر بخوانم یا نه؛ بنابراین از ابتدا دوباره شروع کردم و سرعتم را کم کردم. چند جمله دیگر خواندم و او دوباره پرسید آیا میتوانم حتی آهستهتر بخوانم یا نه. وقتی کتاب درسی منتشر شد، نوار را گوش دادم و فکر کردم که نه تنها صدایش عجیب است، بلکه بر یادگیری هم کمکی نمیکند؛ زیرا حرف زدن طبیعی انسان اصلاً اینگونه نیست. اغلب دوستان محلی شکایت میکنند که سرعت گزارشدهی من در ICRT آنقدر زیاد است که نمیتوانند درک کنند؛ تنها چیزی که میتوانم بگویم این است که این سرعت، سرعت عادی برای گزارشدهی خبری است. حتی اگر ICRT هم سرعتش را کمتر کند، وقتی بخواهید به BBC یا CNN گوش دهید، باز هم نخواهید توانست درک کنید. پس چه کار باید کرد؟ وقتی به تایوان آمدم، صحبت کردن به زبان چینی به طور پایهای مشکلی نداشت؛ با گذشت زمان، توانستم روزنامهها را نیز بخوانم. اما وقتی اخبار شبکههای چینی را گوش میدادم، هنوز متوجه محتوای آنها نمیشدم. بنابراین، اخبار چینی را ضبط کرده و بارها و بارها گوش میدادم؛ اگر کلمهای را نمیفهمیدم، از دوستانم میخواستم که به من کمک کنند. این کار را صدها بار تکرار کردم تا کاملاً متوجه محتوای آنها شوم. چون خودم اینگونه تمرین کردهام*، حالا وقتی اخبار چینی گوش میدهم، هیچ کلمهای را از دست نمیدهم. نمیدانم آیا متوجه شدهاید یا نه، اما هنگام گوش دادن به اخبار انگلیسی، گزارشگران اغلب قبل از ارائه خبری، جملاتی مانند «و حالا به بخش ورزشی میپردازیم...»، یا «به منطقه خاورمیانه میرویم...»، یا «خبرهای مربوط به رقابتهای انتخاباتی آمریکا...» میگویند. هیچ الگو یا قاعده ثابتی برای این جملات وجود ندارد؛ هدف از این جملات کوتاه، ایجاد یک گذار طبیعی بین انواع مختلف خبرهاست. انجام چنین «معرفی خودی» قبل از پخش یک خبر، برای یادگیری زبان انگلیسی در رشته خبرنگاری بسیار مفید است. چطور بگویم؟ یک مثال ساده میزنم: تا به حال، زبان تایوانی که میتوانم درک کنم محدود است. اگر کسی به طور تصادفی چند کلمه با من صحبت کند، احتمالاً نخواهم فهمید، اما اگر کسی اول از من بداند که قصد صحبت درباره چه موضوعی را دارد، کار برایم خیلی آسانتر خواهد شد. این وضعیت مانند یک هشدار کوتاه قبل از خبر است؛ با دانستن اینکه قرار است چه نوع پیامی دریافت شود، میتوانید از قبل ذهن خود را آماده کنید. البته، همیشه قبل از هر خبر چنین هشداری به شما داده نمیشود؛ در چنین شرایطی باید خودتان سریع محتوا و جهت آن را تشخیص دهید. اگر اخبار تلویزیونی را تماشا میکنید، میتوانید با نگاه کردن به تصویر، متوجه شوید که خبر مربوط به چه دستهای است؛ اما در صورت گوش دادن به رادیو نیز، میتوانید از همان جمله اول تشخیص دهید. شاید فکر کنید چنین قاعدهی سادهای را نیازی به گفتن نیست و خودمان میدانیم، اما خواهید دید که سادهترین قوانین، مهمترینها نیز هستند. یادم میآید که به تازگی به تایوان آمده بودم و چینیام هنوز چندان روان نبود. فقط با چند هفته در آمریکا ماندن، وقتی به تایوان برمیگشتم، زبانم از کار میافتاد و حرفهایم لکنتدار میشد. بعداً، با یک استاد زبانشناسی شرقی در دانشگاه استنفورد در ایالات متحده صحبت کردم؛ او گفت که در واقع، با صرف مقداری زمان هر روز برای تماس با آن، میتوان از چنین وضعیتی کاملاً جلوگیری کرد. حتی بهترین شنوندگان چینیها هم تمایلی به کار به عنوان پخشکننده زبان انگلیسی ندارند؛ پس چرا باید به تلفظ توجه کرد؟ در واقع، دلیلش بسیار ساده است: اگر تلفظ یک کلمه خاص را اشتباه انجام دهیم، احتمالاً نخواهیم توانست آن را درک کنیم. در کلاسهای آموزش زبان انگلیسی آنلاین، کلماتی مانند «رکورد» وجود دارد؛ اما تلفظ کلمه «رکورد» در موارد مختلف متفاوت است: در یک مورد آن را «re’cord» میخوانند و در مورد دیگر «’record». اگر فکر کنیم که این کلمه فقط یک تلفظ دارد، احتمالاً گیج خواهیم شد. گاهی اوقات نیز تلفظ دو کلمه متفاوت را اشتباه گرفتن آسان است، برای مثال: Philadelphia battered Chicago, winning 14 to 1. (فیلادلفیا شیکاگو را شکست داد و با نتیجه ۱۴ به ۱ پیروز شد.) اگر کلمه «battered» را به جای آن «batted» بشنویم، هرچند تلفظشان مشابه است، اما معنایشان درست نخواهد بود. اگر کمی وقت بگذارید تا مطمئن شوید تلفظتان صحیح است، این کار به درک بهتر انگلیسی خبری نیز کمک میکند. یادگیری هر چیزی، بهویژه زبان، مانند توپ برفی است؛ هرچه بیشتر میچرخد، بزرگتر میشود و در مرحلهای، سرعت یادگیری بهطور طبیعی افزایش مییابد. در مراحل اولیه یادگیری زبان انگلیسی برای روزنامهنگاری، شاید اغلب احساس کنید که نمیتوانید متون را درک کنید؛ اما با ادامه تلاش، به تدریج خواهید فهمید که نیاز به تلاش بیشتری نیست و بخشهایی که میتوانید درک کنید، بیشتر میشود. چرا درک این فرآیند یکی از رازهای موفقیت است؟ زیرا بسیاری افراد، قبل از رسیدن به «نیمهراه»، فکر میکنند که نمیتوانند یاد بگیرند؛ اما در واقع، با صبر و پشتکار، قطعاً میتوان به نتایج بسیار رضایتبخشی دست یافت. قطعاً کسانی وجود دارند که میگویند این را همه میدانند، اما بسیاری از افراد به خودشان اعتماد ندارند یا اعتماد کافی ندارند و پیشرفت و نتایج یادگیری خود را بسیار کمارزش میدانند. در زبان انگلیسی گفتهای وجود دارد: «ما بدترین دشمن خودمان هستیم.» (بزرگترین دشمن، خود ما هستیم.) هرچند یادگیری زبان انگلیسی برای روزنامهنگاری اصلاً دشوار نیست، اما اگر در ذهنتان فکر کنید که «حتماً نخواهم توانست یاد بگیرم»، این موضوع مانع پیشرفت شما خواهد شد. هنوز مبارزه را شروع نکردهایم، اما خودمان را شکست دادهایم. غلبه بر موانع روانی که خودمان ایجاد کردهایم، دشوارتر از موانع واقعی در یادگیری است. باید به خودتان اعتماد داشته باشید؛ در زبان انگلیسی جملهای دیگر نیز وجود دارد که میگوید: «آنچه ذهن میتواند تصور کند، میتواند به آن دست یابد.» پس، پس از مطالعه این ده مرحله، آیا اعتماد شما به تمرینات شنیداری زبان انگلیسی بیشتر نشده است؟ در مورد واژگان مورد نیاز برای آزمونهای کارشناسی ارشد، یادگیری باید از سه مرحله عبور کند: اولاً، باید حجم واژگان خود را به سرعت گسترش داد؛ بنابراین در مرحله اول، کافی است معانی پایهای واژهها را به خاطر بسپاریم. دوماً، باید واژهها را به طور عمیقتری یاد بگیریم؛ این کار شامل یادگیری ترکیبات واژهها، واژههای هممعنی و مترادف، و در مواردی که یک واژه چند معنا دارد، باید آن را در قالب عبارات یا جملات برای درک بهتر یاد گرفت. سوماً، باید بتوانیم از واژهها به درستی استفاده کنیم؛ یعنی بتوانیم معنای یک واژه را در متون مختلف به درستی درک کنیم. پس از یادگیری واژگان در مرحله پایه، دانشآموزان عملاً یادگیری واژگان در دو دور اول را به پایان رساندهاند. در تابستان، اولویت اصلی دانشآموزان در یادگیری واژگان، پر کردن خلأهای یادگیری است؛ یعنی بازآموزی کلماتی که قبلاً در کتاب واژگان به خاطر سپرده نشدهاند. علاوه بر این، باید در طول تابستان و در فرآیند یادگیری جامع انواع سؤالات، از واژگان به شکل انعطافپذیری استفاده کرد. واژگان موجود در «برنامه آزمون» را میتوان به واژگان پایه، واژگان کلیدی، واژگان فراتر از برنامه و عبارات رایج تقسیم کرد. در این مرحله، باید واژگان پایه را به طور کامل فرا گرفت؛ از جمله معنی، کاربرد، واژههای مشابه و واژههایی که از نظر شکلی مشابه هستند. علاوه بر این، این واژهها عمدتاً واژههای مورد استفاده در نوشتن هستند؛ بنابراین داوطلبان باید بتوانند این واژهها را به درستی در متون نوشتاری خود به کار ببرند. واژههای کلیدی، عمدتاً جزو واژههای سطح چهار و بالاتر هستند. برای یادگیری این نوع واژهها، نیازی به بازتولید دقیق آنها نیست؛ اما باید بتوان معانی اساسی و نحوه نوشتن این واژهها را از طریق روشهای مختلف یادگیری تقویت کرد، و همچنین بتوان معنای آنها را در متون خاص به درستی درک کرد. در مورد برخی از واژههای فراتر از محدوده درسی، از همگان انتظار میرود که بتوانند با استفاده از پیشوندها، پسوندها و ریشهها واژهها را تجزیه کرده و سپس معنای آنها را حدس بزنند؛ یا از طریق روابط منطقی موجود در متن، معنای واژهها را تشخیص دهند. مطالب مطالعاتی این مرحله عمدتاً شامل «تحلیل بسیار دقیق سؤالات واقعی آزمونهای کنکور زبان انگلیسی در سالهای گذشته» و «تفسیر استاندارد روشهای خواندن در آزمون کنکور زبان انگلیسی» میباشد. با وجود تمرینات مطالعه دقیق بر اساس پایههای لازم، دانشآموزان تجربهای اولیه از مطالعه برای آزمون کارشناسی ارشد کسب کردند. و در این مرحله، تمرین درک مطلب نیازمند استفاده از روشها و تکنیکهای یادگیری شده در کلاسهای خواندن برای پرداختن به سؤالات واقعی است. علاوه بر این، نیاز به تمرین مقداری سؤالات شبیهسازیشده وجود دارد تا مهارت درک مطلب تقویت شود. به این ترتیب است که میتوان «کلاس درس + کتاب راهنما + سؤالات واقعی» را به شکلی یکپارچه با هم پیوند داد و با تلاش کمتر، نتایج بهتری کسب کرد. هنگام مطالعه سؤالات واقعی آزمون، در بار اول سعی کنید خودتان متن را در عرض ۲۰ دقیقه بخوانید و سؤالات را پاسخ دهید. سپس بار دوم، متن را جمله به جمله و بخش به بخش به طور دقیق مطالعه کنید؛ در این مرحله نیز باید بر نکات کلیدی سه سطح کلمات، جملات و متن تمرکز کنید. ابتدا تمام موانع مربوط به واژگان و جملات را از بین ببرید تا بتوانید متن را کاملاً درک کنید و روند و مفهوم اصلی آن را به خوبی درک نمایید؛ سپس دوباره سؤالات را حل کنید و پاسخها را بررسی کنید تا دلیل پاسخهای صحیح و اشتباهات گزینههای نادرست را متوجه شوید. همچنین خلاصهای تهیه کنید و به توضیحات موجود در پایان متن مراجعه کنید تا درک خود را بررسی کنید؛ در نهایت، با توجه به شرایط خود، کلمات دشوار و مهم متن را به خاطر بسپارید، جملات پیچیدهای که بر درک شما از متن تأثیر گذاشتهاند را خلاصه کنید و آنها را به زبان چینی ترجمه کنید؛ میتوانید برای این کار از جملات پیچیده موجود در توضیحات متن استفاده کنید. هنگام انجام تمرینات درک متن شبیهسازیشده در کتاب «تفسیر استاندارد روشهای درک متن در آزمون کارشناسی ارشد انگلیسی»، در بار اول باید متن را بدون محدودیت زمانی بخوانید و سپس سؤالات را پاسخ دهید. در بار دوم، باید واژهها، جملات و سایر عناصر بیانی موجود در *متن را یاد گرفت، تا بتوان متن را درک کرد و روند آن را فهمید. آموزش گفتاری زبان انگلیسی و سپس پاسخ دوباره به سؤالات، تا ببینیم آیا نیاز به اصلاح پاسخها وجود دارد یا خیر. در نهایت، با مقایسه و تحلیل، درک کنید که چرا برای هر سؤال گزینه خاصی انتخاب شده و چرا گزینههای دیگر نادرست هستند؛ همچنین درک جامعتری از متن به دست آورید. در مورد تمرینهای شبیهسازیشده برای خواندن، همگی باید یک مفهوم آموزشی را درک کنند: روشهای طرح سؤالات در تمرینهای شبیهسازیشده، از نظر الگوهای سؤالات، همچنان تفاوتهایی با سؤالات واقعی دارد؛ بنابراین در حین انجام این تمرینها، اگرچه میتوان از برخی روشهای حل مسائل مربوط به خواندن استفاده کرد، اما باید متوجه بود که تکنیکهای منظم ممکن است در برخی از تمرینهای شبیهسازیشده به طور کامل قابل استفاده نباشند.
حرف منطقی است. ما بدترین دشمن خودمان هستیم.
این خیلی سخته، حتی کسانی که رشته انگلیسی دارند هم برای درکش به زحمت میافتند
هرچه کلمات بیشتری یاد بگیرید، زبان انگلیسی شما پیشرفت خواهد کرد!