مانعی که شرکتهای تولید گاز از زغالسنگ نمیتوانند از آن عبور کنند – محدودسازی تولید برای کنترل پیکها
Thread Content
مانعی که شرکتهای تولید گاز از زغالسنگ نمیتوانند از آن عبور کنند: محدودسازی تولید برای تنظیم بار تولیدنویسنده/منبع: روزنامه صنعت شیمی چین
تاریخ: ۱۱-۵-۲۰۱۶
تعداد کلیکها: ۳۶
از ابتدای امسال، چندین پروژه تولید گاز طبیعی از زغالسنگ در کشورمان یا تأیید شدهاند، یا مجوزهای لازم برای ساخت آنها صادر شده است، یا ساخت آنها آغاز شده است؛ وضعیتی پررونق برقرار شده است. گاز طبیعی تولیدشده از زغالسنگ، به عنوان یکی از مسیرهای کلیدی در صنعت شیمیایی مدرن زغالسنگ کشورمان، دوباره مورد توجه همگان قرار گرفته است. نویسنده در اینجا یادآور میشود که طرفهای مربوطه هنگام توسعه پروژههای تولید گاز طبیعی از زغالسنگ، باید از پیش به ظرفیت بازار و اقدامات تنظیم بار توجه کنند. در غیر این صورت، پس از تکمیل پروژه، به سختی میتوان ظرفیت تولید را به طور کامل مورد استفاده قرار داد و بازدهی شرکت به شدت کاهش خواهد یافت. نگرانی نویسنده بیدلیل نیست. در واقع، برخی از شرکتهایی که زودترین پروژههای نمونه تولید گاز طبیعی از زغالسنگ را در کشورمان اجرا کرده بودند، با چنین سرنوشتی روبرو شدهاند. به عنوان مثال، یک پروژه تولید گاز طبیعی از زغالسنگ در منچوری، اخیراً از سوی شرکت پتروچاینا درخواست کاهش تولید دریافت کرده است؛ به دلیل فرا رسیدن فصل تنظیم بار در تابستان، شبکه لولهکشی پتروچاینا دیگر قادر به پذیرش مقدار بیشتری از محصولات گاز طبیعی تولید شده از زغالسنگ نیست و از این شرکت خواسته شده است که تولید خود را محدود کند. در واقع، این پروژه نمونه تولید گاز طبیعی از زغالسنگ که ظرفیت طراحیشده آن ۴ میلیارد متر مکعب در سال است، قرار است در سه مرحله ساخته شود. در حال حاضر تنها مرحله اول ساخته و راهاندازی شده است؛ ظرفیت تولید در این مرحله تنها یک سوم ظرفیت طراحیشده بوده و معادل ۱۳.۳ میلیارد متر مکعب استاندارد در سال میباشد. اما حتی با این ظرفیتها، از تولید نیمی از آن خواسته شده است کاهش یابد. اگر این پروژه به طور کامل ساخته و راهاندازی شود، فشار ناشی از تنظیم بار قابل تصور خواهد بود. همانطور که میدانیم، بزرگترین ویژگی بازار گاز طبیعی این است که تقاضای بازار در بخشهای پاییندست، به دلیل تغییرات فصلی، دارای اوجها و فروکشهایی میشود. در زمستان، تقاضای بازار بیشترین میزان را دارد و به اوج خود میرسد؛ این دوره، اوج تقاضا است. در تابستان، تقاضای بازار کمترین میزان را دارد و به کف خود میرسد؛ این دوره، کف تقاضا است. به عنوان مثال، در بازار گاز طبیعی پکن، نسبت اوج و کف تقاضا برای گاز طبیعی میتواند حدود ۱۰ برابر باشد. در حال حاضر، با فرا رسیدن تابستان، تقاضای بازار برای گاز طبیعی به شدت کاهش یافته است؛ بنابراین منطقی به نظر میرسد که از پروژههای تولید گاز طبیعی از زغال سنگ خواسته شود تولید خود را محدود کنند. اما از آنجایی که پروژههای تولید گاز طبیعی از زغالسنگ خود روشی برای تنظیم بار تولید ندارند، ممکن است در بیشتر مدت زمان سال، تجهیزات تولیدی آنها قادر به فعالیت با بار کامل نباشند. به گفته نویسنده، چه پروژههای تولید گاز طبیعی از زغالسنگ که تاکنون ساخته شدهاند و چه پروژههایی که در حال ساخت هستند، همگی به اندازه کافی به مسئله تنظیم بار توجه نکردهاند؛ بنابراین ظرفیت واقعی این پروژهها ممکن است با محدودیتهای ناشی از تنظیم بار روبرو شود. روشهای کنترل تغییرات بار در پروژههای تولید گاز طبیعی از زغالسنگ، در واقع دو راه است: یکی، کنترل متمرکز از طریق شبکههای لولهکشی شرکتهای پتروچین و سینوپک، و دیگری، ساخت تجهیزات LNG توسط خود شرکتهای تولیدکننده گاز طبیعی از زغالسنگ برای کنترل خودمختار بار. اما وضعیت فعلی این است که هر دو روش تنظیم بار، چندان قابل اعتماد نیستند. شرکت نمونه تولید گاز طبیعی از زغالسنگ در منچوری که نویسنده پیشتر به آن اشاره کرد، در ابتدا قصد داشت خودش تجهیزات تنظیم بار LNG را ساخته کند؛ اما با توجه به هزینههای بالا و عملکرد ضعیف این تجهیزات، پس از مذاکره با شرکت پتروچاینا، وظیفه تنظیم بار را به شبکه لولهکشی گاز واگذار کرد. اما واقعیت تلخ این است که شبکه لولهکشی پتروچاین نیز قادر به تأمین نیازهای پروژههای تولید گاز طبیعی از زغالسنگ در ساعات اوج مصرف نیست. اگر تجهیزات کنترل بار توسط خود پروژه ساخته شود، نه تنها سرمایهگذاری بیش از حد خطرات شرکت را افزایش میدهد، بلکه عملکرد این تجهیزات نیز بسیار محدود است و قادر به انجام وظیفه کنترل بار در پروژههای تولید گاز طبیعی از زغالسنگ با ظرفیت چند میلیارد متر مکعب در سال نیست. به عنوان یک صنعت نوپا که برای ترویج توسعه ایجاد شده است، روشهای تولید گاز طبیعی از زغال سنگ در کشور ما هنوز در مرحله آزمایشی قرار دارد. بر اساس نتایج آزمایشها، مشکلات زیادی از جمله مسائل فنی، زیستمحیطی، ایمنی، شبکههای انتقال و بازار وجود دارد. اما نویسنده معتقد است که از میان تمام مشکلات، بحران فعلی مهمترین آن، تنظیم بار تولید گاز است؛ زیرا اگر این مشکل حل نشود، تولیدکنندگان نخواهند توانست تمام گاز تولید شده خود را منتقل کنند، ظرفیت تولیدشان به درستی مورد استفاده قرار نخواهد گرفت و در نهایت دچار زیان سنگین خواهند شد و حتی ممکن است نابود شوند. واضح است که شرکتهای تولیدکننده گاز طبیعی از مشتقات زغالسنگ، به تنهایی نمیتوانند مشکل تنظیم بار را به طور مؤثر حل کنند. برای این منظور، لازم است در سطح بالا طراحی مناسبی انجام شود؛ از طریق اصلاح شبکههای توزیع گاز طبیعی و با حمایت از صنایع نوپا در زمینه تولید گاز طبیعی از مشتقات زغالسنگ، در سطح سیاستگذاری، تأمین بازار برای محصولات تولید شده از این روش در اولویت قرار گیرد. به این ترتیب، شرکتهای تولیدکننده این گاز دیگر نگران تنظیم بار نخواهند بود و صنعت تولید گاز طبیعی از مشتقات زغالسنگ در کشور میتواند به طور سالم توسعه یابد