Thread Content
روانشناس اجتماعی آمریکایی، فستینگر، قضاوت بسیار مشهوری دارد که به آن «قانون فستینگر» گفته میشود: ۱۰ درصد از زندگی از رویدادهایی تشکیل شده است که بر سر شما میافتد، در حالی که ۹۰ درصد دیگر توسط نحوه واکنش شما به آن رویدادها تعیین میشود. به عبارت دیگر، ۱۰ درصد از امور زندگی را نمیتوانیم کنترل کنیم، در حالی که ۹۰ درصد دیگر را میتوانیم تحت کنترل خود داشته باشیم. فستینگر در کتابش چنین مثالی آورده است. وقتی کاسدین صبح از خواب بیدار شد و مشغول شستن صورت شد، ساعت گرانقیمتش را به طور تصادفی کنار میز آرایش گذاشت؛ همسرش، میترسید که ساعت خیس شود، بنابراین آن را برداشت و روی میز غذاخوری گذاشت. پسر، پس از بیدار شدن و رفتن به میز غذاخوری برای گرفتن نان، به طور تصادفی ساعتش را روی زمین انداخت و آن خراب شد. کاسدین که به ساعتش علاقه داشت، مثل باسن پسرش کتکش زد. سپس با چهرهای عبوس، همسرش را سرزنش کرد. همسر موافق نبود و گفت که میترسد آب ساعت را خیس کند. کاسدین گفت که ساعتش ضدآب است. پس آن دو شدیداً با یکدیگر بحث کردند. کاسدین از روی عصبانیت صبحانه نخورد و مستقیماً به سمت شرکت رفت. وقتی به شرکت نزدیک شد، ناگهان یادش آمد که کیف کاریاش را فراموش کرده است؛ بنابراین بلافاصله به سمت خانه برگشت. اما هیچکس در خانه نبود؛ همسرش به سر کار رفته بود و پسرش نیز به مدرسه. کاسدین کلیدها را در کیفش گذاشته بود، بنابراین نتوانست وارد خانه شود و مجبور شد با همسرش تماس بگیرد تا کلیدها را بخواهد. همسرش در حالی که با عجله به سمت خانه میرفت، یک غرفه میوه در کنار جاده را واژگون کرد. صاحب غرفه او را نگه داشت تا نتواند برود و از او خواست که غرامت بپردازد؛ او مجبور شد مبلغی پول بپردازد تا بتواند فرار کند. پس از دریافت کیف اسناد، کاسدین ۱۵ دقیقه دیر کرده بود و مورد انتقاد شدید رئیسش قرار گرفت؛ حال کاسدین بسیار بد شده بود. قبل از پایان کار، به خاطر یک مسئلهی کوچک دوباره با همکارم درگیر شدم. همسرش نیز به دلیل زودتر خروج از محل کار، جایزه حضور پیوسته ماه را از دست داد؛ پسرش در همان روز در یک مسابقه بیسبال شرکت کرد و اگرچه شانس قهرمانی داشت، اما به دلیل حال روحی خوب نبودن، عملکرد خوبی نداشت و در همان اندیشه اول حذف شد. در این مورد، خراب شدن ساعت ۱۰ درصد آن را تشکیل میدهد و مجموعهای از رویدادهای بعدی، ۹۰ درصد باقیمانده را تشکیل میدهند. همه چیز به این دلیل بود که فرد مربوطه نتوانست آن ۹۰ درصد را به خوبی کنترل کند، و به همین دلیل این روز به «روز آزاردهنده» تبدیل شد. تصور کنید، پس از تولید آن ۱۰٪، اگر کاسدین واکنش متفاوتی داشته باشد. مثلاً، او پسرش را آرام کرد: «مشکلی نیست، پسرم؛ ساعت خراب شده، اشکالی ندارد. من آن را برای تعمیر میبرم.» ”به این ترتیب پسر خوشحال میشود، همسرش نیز خوشحال میشود، خودش هم حالش خوب میگردد، و آنگاه هیچ اتفاق دیگری رخ نخواهد داد. همانطور که میبینید، نمیتوانید بر ۱۰ درصد اول کنترل داشته باشید، اما میتوانید با نگرش و رفتار خود، ۹۰ درصد باقیمانده را تعیین کنید. در زندگی واقعی، اغلب میشنویم که مردم شکایت میکنند: چرا اینقدر بدشانسم؟ هر روز مشکلاتی پیش میآید که مرا آزار میدهد؛ چرا اجازه نمیدهند کمی آرامش داشته باشم و حالم خوب شود؟ چه کسی میتواند به من کمک کند؟ همهاش مسئلهی طرز فکر است. در واقع، کسی که میتواند به خودمان کمک کند، دیگران نیستند، بلکه خودمان هستیم. اگر بتوانیم «قانون فستینگر» را درک کرده و به خوبی در مواجهه با مسائل از آن استفاده کنیم، تمام مشکلات به راحتی حل خواهند شد.
اخیراً اغلب به این قانون اشاره میشود، زیرا در داستان آن زنی که در باغ وحش قوانین را رعایت نکرد، خودسرانه از ماشین پیاده شد و توسط ببر گاز گرفته شد، بارها به آن اشاره شده است
خب، نتیجه بسیاری از چیزها به طرز فکر ما بستگی دارد.
اوه، وقتی با هر مشکلی روبرو میشوید، باید به این فکر کنید: مشکلی نیست، این همان ۱۰ درصد اول است، فراموشش کنید.
اما در صورت بروز مشکلاتی در زمینه کیفیت و HSE، باید به این نکته توجه کرد که این ۹۰ درصد است؛ در غیر این صورت، یک سهلانگاری میتواند منجر به اشتباهات بزرگ شود.