Thread Content
bg8.png ۱. تعریف حوادث هشداردهنده: به حوادث خطرناک مرتبط با کار اطلاق میشود؛ حوادثی که اگرچه منجر به آسیب به انسانها نشدهاند، اما در شرایط مختلف میتوانند باعث آسیب به انسانها، خسارت به اموال و آسیب به محیط زیست شوند. این حوادث شامل رفتارهای ناایمن انسانها نیز میشود (که به آنها حوادث ناتمام نیز گفته میشود). ۲. ریشههای حوادث خطرناک: رفتارهای ناایمن انسان، وضعیتهای ناایمن اشیاء، محدودیتهای محیط کار، و نواقص مدیریتی. سوم، طبقهبندی حوادث نشانههای هشداردهنده: ۱. حوادث نشانههای هشداردهنده معمولی: (حوادثی که پیامدهای بالقوه آنها میتواند منجر به آسیبهای جزئی یا حوادث خفیف شود). ۲. حوادث پرخطر: (حوادثی که پیامدهای بالقوه آنها میتواند منجر به جراحات شدید یا بدتر، خسارت به اموال و آسیب به محیط زیست شود). چهارم، پیشینه حادثه (عوامل منجر به وقوع حادثه: کارکنان شرکت، افراد ذیربط) ۱. فرماندهی نادرست. ۲. رفتارهای ناامن انسانی: رفتارهای غیرقانونی و عادتی کارکنان (از جمله ذینفعان) (نقض قوانین مربوط به استفاده از تجهیزات حفاظت فردی، نقض دستورالعملهای ایمنی در محل کار). ۳. وضعیت ناامن اشیاء: نقصهای ذاتی ابزارها، تجهیزات و سایر دستگاهها؛ عدم وجود یا کمبود تدابیر حفاظتی برای دستگاهها یا هشدارهای لازم برای انجام کار؛ محدودیتهای موجود در محیط کار و غیره. ۴. نواقص مدیریتی: آموزش و تبلیغ قوانین مدیریت ایمنی شرکت و دستورالعملهای اجرایی مربوط به آن به خوبی انجام نشده است؛ همچنین، مسئولان ایمنی در شرکت و بخشهای مرتبط، نظارت و بازرسی لازم بر رفتارهای ایمن کارکنان در محل کار را انجام نمیدهند. پنجم، اقدامات پیشگیرانه در برابر حوادث خطرناک: ۱. الزام بخشهای مختلف شرکت (گروهها) و کارکنان مستقر در پستهای مختلف به شناسایی منابع خطر در فرآیندهای کاری و تدوین اقدامات پیشگیرانه، و همچنین اجرای آنها در جریان کار. ۲. مدیران امنیت شرکت در بررسی صلاحیتهای افراد ذینفع برای ورود به فعالیتها مشارکت میکنند (مانند کارتهای تجاری، گواهینامههای ایمنی کار، کد سازمانی، گواهیهای ثبت مالیاتی، گواهینامههای لازم برای کارکنان، و بیمه حوادث افراد ذینفع (بیمه مسئولیت شخص ثالث) و غیره). ۳. آموزش و ارتقای سطح ایمنی برای افراد مرتبط (آموزش ایمنی هنگام ورود به کارخانه، آموزش مقررات مدیریت ایمنی شرکت، امضای توافقنامههای ایمنی، ارزیابی ریسکهای مربوط به فعالیتها، ارائه اطلاعات لازم در زمینه ایمنی و غیره). ۴. بررسی رعایت استانداردها در مورد تجهیزات و امکانات طرفهای مرتبط، لوازم حفاظتی (تجهیزات ایمنی)، و سایر تجهیزات محافظتی. ۵. مدیران امنیتی شرکت و بخشهای مربوط به فعالیتهای تجاری، بازرسیهای بیشتری از محلهای انجام کارها انجام دهند. ۶. شرکت، تمرینات مربوط به برنامههای اضطراری برای حوادث تولیدی (برنامههای مدیریت موقعیت) را تقویت کرده است. ۷. نظارت بر وضعیت بیمه مسئولیت عمومی شرکت (برای جلوگیری از اختلافات پرداخت خسارت در صورت وقوع حوادث ایمنی برای طرفهای مرتبط در محل کار شرکت). ششم، بررسی و رسیدگی به حوادث هشداردهنده: ۱. تقویت آگاهی نسبت به مدیریت ایمنی و رسیدگی به حوادث هشداردهنده (امنیت کاری ما بر پایه شانس نیست، بلکه بر اجرای سیستمهای مدیریت ایمنی استوار است). ۲. در رسیدگی به حوادث هشداردهنده، باید از اصول زیر پیروی کرد: تا زمانی که علت حادثه به خوبی تحلیل نشود، نباید اقدامی صورت گیرد؛ تا زمانی که اقدامات پیشگیرانه تدوین نشوند، نباید اقدامی صورت گیرد؛ و تا زمانی که مدیریت چرخهبسته برای حوادث هشداردهنده اجرا نشود، نباید اقدامی صورت گیرد. ۳. اجرای سیستم گزارشدهی (اطلاعرسانی) برای حوادث نشانهدار، و مدیریت پروندهای آنها. ۴. ایجاد سیستم پاداش و تشویق برای افرادی که حوادث ناشی از خطرات را گزارش میکنند، تا مشارکت همه در فرآیندهای مدیریت ایمنی کار ترویج شود. ۵. سازماندهی و نظارت بر اینکه واحدهای مختلف (گروهها)، حوادث پیشآمدی را به عنوان مطالب آموزشی تحلیل و مورد مطالعه قرار دهند؛ همچنین، ارزیابی میزان یادگیری واحدهای مختلف در چارچوب ارزیابی عملکرد آنها انجام شود. به این ترتیب، از طریق بررسی روند تکامل حوادث پیشآمدی، کارکنان به طور غیرمستقیم آموزش داده میشوند تا رفتارهای ایمنی خود را منظم کنند.
یعنی یک حادثه ناتمام است، بنابراین باید HAZOP را به خوبی انجام داد. . .
چگونه میتوان حوادث ناموفق و خطرات احتمالی را از یکدیگر تمایز داد؟ متشکرم!
با توجه به سالها تجربه کاری، فکر میکنم مدیریت خطرات پنهان کار بسیار دشواری باشد; عمدتاً در چند جنبه زیر مشهود میشود: ۱. از نظر کارکنان، در واقع ممکن است در فرآیند تولید با خطرات زیادی روبرو شوند و با برخی حوادث ناتمام مواجه گردند ; اما شرکت فضایی برای مطرح کردن خطرات و حوادث ناتمام ایجاد نکرده است ; حتی برخی دیگر فکر میکنند که اگر این حوادث ناموفق را گزارش کنم، مدیران ممکن است فکر کنند که من شایسته نیستم ; ۲. رهبران بیش از حد به دنبال عملکرد خوب هستند؛ بهبود مشکلات نیازمند سرمایهگذاری است، و گاهی حتی سرمایهگذاری زیادی لازم میشود ; در کوتاهمدت، دریافت بازده دشوار است و حتی امکانپذیر نیست ; بنابراین، برای مقابله با خطرات، توجه بیشتر یا افزایش نشانهگذاریها در نظر گرفته شده است؛ به این ترتیب، حتی اگر کارکنان خطراتی را کشف کنند، گزارش آنها را نخواهند داد ; برای حل چنین مشکلاتی، پیشنهاد شخصی من این است: ۱. مدیریت خطرات باید توسط رهبران با الگوقرار دادن رفتار خود انجام شود ; ابتدا، نیاز است که مدیران و مقامات ارشد شرکت به آن توجه کنند تا فضای مناسبی ایجاد شود ; به این ترتیب کار به خوبی پیش میرود؛ کارکنان وقتی میبینند که شرکت به مسائل بالقوه توجه دارد، به طور فعال مشکلات موجود در فرآیند تولید را مطرح میکنند ; ۲. تشویق کارکنان به گزارش سوانح ناتمام ; و به چنین کارمندانی پاداش داده میشود تا به طور فعال تجربیات خود را به اشتراک بگذارند و از اینکه افراد بیشتری همان اشتباهات را تکرار کنند، جلوگیری شود ; ۳. در مورد پیشنهادات مربوط به خطرات احتمالی که کارکنان ارائه میدهند، باید با فردی که آن را ارائه داده است، مشورت و توضیح لازم داده شود تا مشخص شود آیا واقعاً یک پیشنهاد مربوط به خطر است یا خیر ; حتی اگر خطری وجود نداشته باشد، باید دلیل آن را بیان کرد ; به طور منظم، راهکارهای بهبود خطرات و پیشرفت کارهای اصلاحی را برای کارکنان توضیح دهید ; بگذارید کارمندان ببینند که مدیران واقعاً به پیشنهادات آنها اهمیت میدهند ; ۴. بهطور منظم، خطرات پنهان مورد ارزیابی قرار میگیرند و به آنهایی که از وقوع حوادث جدی جلوگیری میکنند، پاداشهای سنگینی داده میشود.