HCBBS Forum (فارسی)
Submit Chemical Projects / Find Solutions
Amplify Your Requirements on a Broader Chemical Platform *Engineering · Technology · Equipment · Solutions*
Submit Request

جوانی، ملاقات با تو

2016-05-16View Original

Thread Content

باد، منتظر باران است. درست مثل جوانی‌ام، منتظر تو هستم. ——پیشگفتار: پیاده‌رو، چه تعداد عابر… تو که از کنارم رد شدی، برگشتی و به من لبخند زدی؛ در گوشه خیابان ایستادم، گویی همه چیز برای همیشه متوقف شده بود. تو، در این لحظه وارد سفر جوانی من شدی و به نمادی از آنچه که در زندگی‌ام خوشبختی نامیده می‌شود، تبدیل شدی. چند بار فکر کردم که با نگاهی پر از محبت، برای مدتی طولانی به چهره‌ات خیره شوم؛ تو مثل همیشه آرام بودی، اما چند کلمه‌ات باعث شد آسیبی نامرئی به من وارد شود. در خواب نیمه‌شب، در گوشه چشمانم چند قطره اشک ظاهر شد؛ قلبم بسیار درد می‌کرد. در حالت سردرگمی، مدام به دنبال توی آن رویا می‌گشتم… تو که گاه نزدیک و گاه دور بودی… من چه کنم؟ چه کسی می‌تواند پاسخ دقیقی به من بدهد؟ با اینکه می‌دانم غیرممکن است، باز هم به طور احمقانه نمی‌توانم رها کنم. چند بار جلوی چشمانم بودی، به زبان دیگران صحبت می‌کردی و با دیگران بسیار صمیمی بودی. بی‌صدا گوشه‌ای را ترسیم کردم، چشمانم را بستم و با تمام توانم سعی کردم آن تصویری که به من مربوط نبود را جدا کنم. یک باران، یک لحظه، دنیا بسیار بی‌رحم شد. نمی‌خواهم تسلیم شوم، اما دلیلی برای نزدیک شدن به تو ندارم. سرنوشت مرا شکل داد، آیا فقط برای این بود که به من خندد؟ چرا در بهترین سال‌های زندگی‌ام، دقیقاً ملاقات با تو باعث شد اینقدر غمگین شوم؟ زمانی، که معنای تعهد و وفاداری را نمی‌دانستم، روشن کردن یک چراغ، در دست گرفتن یک کتاب کلاسیک، و نوشیدن چایی تازه، برایم کافی بود تا زندگی را کامل بدانم. اما اکنون، هزاران احساس در قلبم پیچیده شده‌اند؛ ساعت‌های گذرنده تنها برای تو مایلند از میان انگشتانم بگذرند، و من نیز در دریای رنج غرق شده‌ام و در تاریکی، هیچ راه نجاتی ندارم. چرا باید تو را ملاقات کنم؟ اگر فرصتی برای برگشت زمان وجود داشت، دوست دارم دوباره از آن پیاده‌رو عبور کنم؛ تو هم لطفاً برنگرد و به من لبخند نزن. شاید بدون تو، زندگی‌ام کمتر دچار طوفان و مشکل شود! فراموش کرده‌ام چه زمانی بود که تو نیز مرا در آغوش گرفتی، دستم را گرفتی و گفتی که اینقدر غمگین نباشم. در آن لحظه، بسیار راضی بودم؛ هرچند می‌دانستم که تو این کار را فقط از روی نگرانی یا ترحم انجام داده‌ای، اما چه اهمیتی داشت؟ برای من، این کافی بود. شاید این همان «سرنوشت»یی باشد که بودا درباره‌اش صحبت کرده است؛ من نمی‌توانم واقعیت ملاقات با تو را تغییر دهم، بنابراین تصمیم گرفتم از این روزها قدردانی کنم. شاید به خاطر حضور توست که من روز به روز بالغ‌تر می‌شوم. از اینکه در دوران جوانی‌ام حضور داشتید و برایم فصلی متفاوت از گل‌ها به ارمغان آوردید، سپاسگزارم. شاید روزی در آینده، همه‌ی ما مجبور شویم دست تکان دهیم و خداحافظی کنیم؛ در آن لحظه، باید با چه لحن و چه چهره‌ای با تو روبرو شوم؟ امروز اینجا، تمام احساسات را در بین سطور نهاده‌ام؛ اگر آن‌ها پیش چشمانت قرار گیرند، آیا می‌توانی هزاران افکار عمیق و پنهان درون آن‌ها را بخوانی؟ هیچ قصد دیگری ندارم و هرگز چیزی نخواسته‌ام، فقط آرزو می‌کنم که در میان این جمعیت پرشمار، چند بار دیگر به من نگاه کنی، و در مسیر زندگی‌ات، به یاد داشته باشی که چنین کسی وجود داشته است—کسی که در جوانی‌ات ظاهر شد. جوانی من تنها با وجود تو کامل می‌شود؛ ملاقات با تو، زیباترین خاطره‌ی زندگی من است! یک برگه سخن قلب، هزار سطر اشک؛ چند خط عشق، غمی بی‌فایده. راه بازگشتی نیست، آیا در انتهای جهان همراهم خواهی بود؟ ——پس‌گفتار
Reply #22016-06-02
در بهترین سال‌های زندگی‌ام با تو آشنا شدم، بهترین چیزهایی را که داشتم به تو دادم، اما نمی‌دانستم که آن‌ها چیزی نیستند که تو می‌خواهی. سال‌ها بعد، وقتی به سال‌های جوانی‌ام فکر می‌کنم، تنها می‌توانم ابراز تأسف کنم؛ چرا که من هرگز کسی نبودم که تا آخر در کنارت بمانم.

Submit a Project

**Looking for Chemical Technology, Equipment & Solutions?** No Registration Required Broader Platform Exposure | Global Chemical Service Provider Connections

Submit Request — Free Consultation

Disclaimer

This is an automated machine translation of the original thread. Some technical terms may have inaccuracies; the original text shall prevail. Click "View Original" at the top right to access the source page, which supports IP-based automatic real-time language translation. Please watch out for contact details and sales inducements to prevent fraud. All content and translations are for reference only, representing solely the poster's personal views. For enquiries, email service@hcbbs.com.