پیشنهاد برگزاری رویداد «زیباترین شعر در قلب من» در بخش شعر
Thread Content
آخرین بار این پست توسط «طراح تازهکار» در تاریخ ۲۰-۵-۲۰۱۶ ساعت ۱۰:۳۳ ویرایش شد.bg1.png
از همان ابتدای یادگیری، ما همگی انواع شعرهای کلاسیک باستانی را حفظ میکنیم؛ از فرهنگ دوران پیش از چین، مانند «شیجینگ» با این بیت «زن زیبا و نجیب، همسر مناسب مرد نجیب است»، و «لیسائو» با این بیت «راه پیمودن طولانی و دشوار است؛ من در همه جا به دنبال راه حل خواهم گشت». همچنین در «لونیون» آمده است: «وقتی دوستانی از دوردست میآیند، چقدر خوشحالکننده است!»
سپس به شعرهای دوران سلسله هان میرسیم؛ مانند «موشانگ سانگ» که داستان رد کردن روفو توسط فرماندار را روایت میکند، و «یانگه شینگ» که داستان شک و تردید همسر نسبت به همسرش را برای چسباندن لباس برای شوهرش روایت میکند. شعر مشهور «کونگکوئه دونگنان فی» نیز داستان یک تراژدی عاشقانه غمانگیز را روایت میکند. همچنین «شیجینگ شیجیو شو» اثر ناشناس دوران سلسله هان شرقی، نیز پر از احساسات غمگین است؛ مثلاً این بیت: «رودخانه هههان شفاف و کم عمق است؛ فاصله بین ما چقدر است؟» فقط یک رودخانه میانمان است، نگاهمان در هم است و نمیتوانیم سخن بگوییم. ” در طول چند صد سال دوران وی، جین و سلسلههای شمالی و جنوبی، سبک ادبی «جیانآن» با ویژگیهای شجاعت و بزرگواری مشخص میشد. پدر چائو میگفت: «اسب پیر در اصطبل، اما آرزویش رسیدن به هزاران مایل است»؛ همچنین میگفت: «ژو گونگ با ترشح بزاق خود، قلبها را به سوی خود جذب میکند». چائو زی نیز میگفت: «وقتی بدن در معرض تیغ قرار دارد، چگونه میتوان به جان اهمیت داد؟» پدر و مادر نیز بیتوجهند، چه برسد به فرزند و همسرش! ” هفت حکیم بامبو، در اندوه و ناامیدی به سر میبردند: «زندگی چون شبنم است، و راه آسمان بیپایان و دوردست.» ” مکتب شعر طبیعتگرایانه تائو یوانمینگ: «در پای کوه جنوبی لوبیا میکارم، علفها فراوان و جوانههای لوبیا کم هستند». شعر منظوم در اوایل سلسله تانگ شکل گرفت و شعر تانگ به اوج خود رسید. آثار چهار شاعر برجسته اوایل سلسله تانگ: لوئو بینوانگ با اشعاری چون «آه، آه، آه، گردن خم کرده و به آسمان آواز میخوانم»؛ چن زیآنگ با اشعاری چون «نه پیشینیان را میبینم و نه آیندگان را، تنها در اندوه گریه میکنم»؛ لی بای با اشعاری چون «در زندگی باید از لحظات خوب لذت برد، نگذارید جام طلا در برابر ماه خالی بماند»؛ وانگ وی با اشعاری چون «نور ماه بین درختان کاج میتابد، آب شفاف روی سنگها جاری است»؛ دو فو با اشعاری چون «حتماً به بالاترین قله خواهم رسید تا تمام کوهها را کوچک ببینم»؛ بای جویی با اشعاری چون «در آسمان میخواهم پرندهای باشم که بالهایش به هم متصل است، در زمین میخواهم شاخهای باشم که به هم پیوسته است»؛ لی هه با اشعاری چون «چرا مردان شمشیر خود را با خود نمیبرند تا پنجاه استان را تصرف کنند؟» . . شاعران بسیار زیاد، اشعار و جملات مشهور فراوان… بعدها شعر و نقاشی دوران سونگ مشهور شدند، اما شعر دوران سونگ را نیز نمیتوان نادیده گرفت. وانگ آنشی میگوید: «باد بهاری دوباره سواحل جنوب رودخانه را سبز کرده؛ چه زمانی ماه روشن، راه بازگشت من را روشن خواهد کرد؟» سو شی میگوید: «نمیتوانم چهره واقعی کوه لوشان را ببینم؛ دلیلش این است که خودم درون همان کوه هستم.» لی چینگجائو میگوید: «باید در زندگی یک فرد برجسته باشیم؛ حتی پس از مرگ نیز باید یک روح قهرمان باشیم.» لو یو میگوید: «روزی که ارتش سلطنتی، سرزمینهای مرکزی را تصرف کند، فراموش نکنید که به پدرتان خبر دهید.» یانگ وانلی میگوید: «لوتوس کوچک تازه شروع به رشد کرده؛ اما پهپادها از همان ابتدا روی آن قرار گرفتهاند.» شعرهای دوران لیائو، جین و یوان چندان مشهور نیستند، اما جملات زیبایی نیز در آنها وجود دارد؛ مثلاً یهلو چوچای میگوید: «به خاطر کسب شهرت، سرم مانند برف سفید میشود؛ اما این کار، در واقع فقط برای سوزاندن الاغ است.» در دوران مینگ و چینگ نیز شعرهای کلاسیک زیادی وجود داشت؛ یو چیان میگوید: «از شکستن استخوانها و تکهتکه شدن بدنم نمیترسم؛ میخواهم پاکی را در این دنیا حفظ کنم.» ژائو یی میگوید: «در هر دورانی، افراد با استعدادی پدید میآیند؛ هر کدام برای چند صد سال، برتری خود را حفظ میکنند.» ژنگ بانچیائو میگوید: «حتی پس از هزاران ضربه، همچنان قوی خواهم ماند؛ صرف نظر از جهت بادها.» لین زهشو میگوید: «از خداوند میخواهم که دوباره انرژی خود را به نمایش بگذارد؛ و افراد با استعداد را بدون محدودیت ارسال کند.» حرفهای زیادی گفته شد؛ حالا باید به پایان برسیم. لطفاً به بخش زیر نگاه کنید: ↓↓↓↓↓↓↓↓ شعر، در تمام دورانها، همواره زیبا بوده است؛ در طول خلق و انتقال آن، احساسات مختلف مردم منعکس شده است. پس کدام جمله شعری برای شما مورد علاقهتر یا به یادماندنیتر است؟ لطفاً در بخش ادبیات شعر، احساسات خود را به اشتراک بگذارید!