Thread Content
در دستگاههای هوشمند رایج، پارامتری به نام زمان تخلیه وجود دارد؛ از طریق مطالب منتشر شده در فرومها مشخص شده است که این پارامتر بر حساسیت دستگاه و میزان نوسانات آن تأثیر میگذارد. هرچه زمان تخلیه بیشتر باشد، واکنش دستگاه کندتر است اما خروجی آن پایدار بوده و دچار نوسانات شدیدی نمیشود؛ در حالی که هرچه زمان تخلیه کمتر باشد، واکنش دستگاه سریعتر است اما مستعد نوسانات شدیدتری میباشد. در بلوک پردازش دادههای مقداری مدلسازیشده، یعنی DACA، در سیستم PKS شرکت هانیول، یک زمان فیلترینگ وجود دارد؛ که طبق آزمایشها، نقشی در نزدیک شدن تدریجی مقادیر به حالت پایدار، هم از نظر الگوریتمی و هم از نظر پردازش دادهها، دارد. اما وجود زمان تخفیف و زمان فیلترینگ در برخی از دستگاههای اندازهگیری، درک آن را دشوار میکند؟
به نظر من، زمان فیلترینگ باید مربوط به پردازش سیگنال در مراحل بعدی باشد تا از نوسانات مکرر در فرآیند جلوگیری شود. به عنوان مثال، هنگام کنترل با DCS، منحنیها دارای «زبری» هستند و میتوان زمان فیلترینگ را افزایش داد.
خودتان باید آن را در بایدو تعریف کنید؛ من متوجه شدهام که هرچه زمان تخلیه بیشتر باشد، واکنش دستگاه کندتر خواهد بود و دادهها کمتر بهروز خواهند بود، اما مقاومت دستگاه در برابر نوسانات سیگنال بهتر خواهد بود. هرچه زمان تخلیه کمتر باشد، واکنش دستگاه سریعتر خواهد بود و دادهها بهروزتر خواهند بود، اما مقاومت دستگاه در برابر نوسانات سیگنال ضعیفتر خواهد بود. بنابراین، این دو مورد در تضاد با یکدیگر هستند و باید یک پارامتر بهینه انتخاب شود؛ معمولاً این کار توسط تولیدکننده انجام میشود، و من دقیقاً نمیدانم که برای هر دستگاه، مقدار این پارامتر چقدر است. زمان تخلیه معمولاً به عملکرد دستگاه اندازهگیری در محل، یعنی خود دستگاه، اشاره دارد. فیلترینگ، عمدتاً به معنای پردازش سیگنالهای جمعآوریشده برای حذف سیگنالهای مزاحم و نویزها است؛ یعنی پردازش بیشتر سیگنالها در سمت سیستم کنترل. بین آن دو هیچ رابطهای وجود ندارد؛ فقط در معنای کلی، هر دو نوعی فیلتر کردن هستند. شاید در محدود کردن نوسانات سیگنال و تنظیم دامپینگ، روشهای مشابهی داشته باشند