Thread Content
bg10.png یک گربه کوچک گرسنه در کنار رودخانه ماهیگیری میکند. مدتی نگذشت که یک ماهی بزرگ به قلاب افتاد. گربه کوچولو با نیرو بالا کشید و با صدای «تق»، طناب ماهی شکست. گربه کوچولو نخ ماهیگیری محکمتری به کار برد و به ماهیگیری ادامه داد. مدتی نگذشت که ماهی بزرگ دیگری به قلاب افتاد. گربه کوچولو با نیرو بالا کشید و با صدای «تق»، قلاب ماهی شکست. گربه کوچولو قلاب ماهیگیری محکمتری گرفت و به ماهیگیری ادامه داد. چند لحظه بعد، ماهی بزرگ دیگری به قلاب افتاد. گربه کوچولو با تمام نیروی بدنش به بالا کشید. این بار نه طناب ماهیگیری و نه قلاب شکسته نشدند، اما گربه کوچولو توسط ماهی بزرگ به داخل رودخانه کشیده شد و غذای خوبی برای آن ماهی بزرگ شد. گربه کوچولو تا آخرین لحظه نفهمید: او فقط بزرگترین منفعت را – ماهی بزرگ – دیده بود و خطر را – غرق شدن – نادیده گرفته بود و در نتیجه جان خود را به بیهوده از دست داد. ما انسانها نیز اغلب چنین اشتباهاتی مرتکب نمیشویم؟
bg4.png بیایید این داستان کوتاه را بخوانیم؛ به نظر من، در فرآیند تولید، هنگام مواجهه با مشکلات، ابتدا باید بزرگترین خطرات را شناسایی کرد و آنها را کنترل کرد تا اقدامات انجام شده مؤثر باشند؛ سپس میتوان به تدریج مشکلات جزئی را حل کرد. نمیدانم نظر همه چیست؟ بگو ببینم...
خطرات همواره وجود دارند، فقط ما به آنها توجه نمیکنیم. تنها با بررسی اولیه خطرات پیش از انجام کار و اتخاذ اقدامات پیشگیرانه مناسب، میتوانیم از وقوع حوادث جلوگیری کنیم.
فکر میکنم ربط چندانی به ایمنی تولید ندارد.
با تحلیل از زوایای مختلف، میتوان به سؤالات زیر رسید: ۱. هنگام برنامهریزی کاری، افراد نامناسب در موقعیتهای نامناسب قرار میگیرند; گربههای کوچک در گرفتن موشها ماهر هستند اما در ماهیگیری مهارت ندارند؛ بنابراین هنگام تخصیص کار به زیردستانمان، سعی میکنیم از نقاط قوت آنها استفاده کرده و از نقاط ضعفشان پرهیز کنیم ; ۲. حل مشکلات تأمین غذا و پوشاک، شرط اولیه برای کار کارکنان است ; ۳. پیش از انجام کار، خطرات را به طور کامل ارزیابی کرده و اقدامات حفاظتی لازم را انجام دهید ; ۴. هنگام بروز مشکل در حین کار، باید متوقف شد و پس از تأمل کافی، ادامه داد.