Thread Content
آخرین بار، این پست توسط «خوشبختانه تو هستی» در تاریخ ۲۵-۵-۲۰۱۶ ساعت ۱۳:۴۸ ویرایش شد. مردم با ورود به قرن بیست و یکم، به دنبال ارتباط با جهان و تعامل با سایر کشورها بودند. بزرگسالان نیز شروع به تلاش برای یادگیری زبان انگلیسی کردند. والدین مشتاقانه امیدوارند که فرزندانشان نیز به زودی بتوانند زبان انگلیسی را یاد بگیرند و وارد عرصه جهانی شوند. کودکان در چند سالگی شروع به یادگیری زبان انگلیسی میکنند؟ معمولاً، پس از آنکه کودکان به خوبی زبان مادری خود را فرا گرفتند، شروع به یادگیری زبان انگلیسی مناسبتر است. یعنی ۲. از ۳ سالگی. اما اگر در خانواده کودک محیط دوزبانه وجود داشته باشد، یعنی هم افرادی که به زبان چینی صحبت میکنند و هم کسانی که به زبان انگلیسی صحبت میکنند، آنگاه یادگیری هر دو زبان میتواند به طور همزمان انجام شود. هنگام یادگیری زبان انگلیسی توسط کودکان خردسال، چه نکاتی باید در نظر گرفته شود؟ یادگیری زبان انگلیسی توسط کودکان خردسال متفاوت از بزرگسالان است؛ نباید کودکان را مجبور به حفظ کردن مطالب کرد. یادگیری زبان انگلیسی توسط کودکان از طریق یادگیری حروف الفبا یا حفظ کلمات آغاز نمیشود، بلکه ابتدا باید علاقه کودکان به یادگیری زبان انگلیسی برانگیخته شود و محیط زبانی مناسبی فراهم گردد. همچنین باید تواناییهای لازم برای برقراری ارتباط در فعالیتهای روزمره ساده در کودکان پرورش داده شود. معمولاً ابتدا باید کودکان تجربههای شنیداری فراوانی کسب کنند؛ سپس بر اساس درک صداها، توانایی بیان شفاهی آنها تقویت شود. کودکان معمولاً در مرحلهای از سکوت و درک صداها قرار دارند؛ بنابراین والدین نباید عجله کنند و از کودکان بخواهند که «سریع صحبت کنند»، «این کلمه را بخوانند» یا «سریع حروف الفبا را یاد بگیرند». در عوض، باید اجازه داد کودکان به طور طبیعی واژههایی که میشنوند را جمعآوری کنند و از طریق حواس مختلف مانند بینایی، شنوایی و گفتار، به تدریج پیشرفت کنند. قدمها را به صورت شفاهی بیان کنید. . بنابراین، برای یادگیری زبان انگلیسی در سنین کودکی، میتوانیم از روشهای مؤثر زیر استفاده کنیم: ابتدا باید با کلماتی شروع کرد که قابل درک و ملموس باشند؛ یعنی بزرگسالان به زبان انگلیسی دستوراتی میدهند و کودکان بر اساس آن دستورات حرکات بدنی لازم را انجام میدهند. با تکرار مکرر این رابطه «دستور – حرکت»، کودکان به طور طبیعی متوجه میشوند و یاد میگیرند که چگونه بیان کنند. مثلاً بزرگسالان میتوانند به زبان انگلیسی بگویند: «چشم (eye)، گوش (ear)، بینی (nose)» یا «سر را تکان ندهید (No)، سر را تکان دهید (Yes)…» کودکان میتوانند بر اساس دستورات، حرکات مربوطه را انجام دهند؛ با ادامه این فرآیند، کودکان به تدریج یاد میگیرند که چگونه به زبان انگلیسی بیان کنند. کودکان در فرآیند انجام فعالیتهای طبیعی، علاقه زیادی به یادگیری کلمات انگلیسی پیدا میکنند. علاوه بر این، مشارکت در حرکات، به کودکان کمک میکند تا معنای واژهها را بهتر درک کنند. روش آموزش زبان انگلیسی از طریق بازی، یادگیری زبان انگلیسی توسط کودکان را با فعالیتهای بازیمحور روزمره ترکیب میکند. بزرگسالان با استفاده از زبان ساده همراه با حرکات دست، کودکان را در بازی راهنمایی میکنند؛ همچنین میتوانند از حرکات دست، عملکردها و تصاویر فراوانی برای کمک به کودکان در درک هدف، الزامات و روشهای فعالیت استفاده کنند تا کودکان یاد بگیرند با دیگران به زبان انگلیسی ارتباط برقرار کنند. در این روش، تنها از کودکان انتظار میرود که به درخواستها و پیشنهادات ارائه شده به زبان انگلیسی پاسخ دهند. (۳) با توجه به ماهیت بصری و تصویری تفکر کودکان، والدین میتوانند از اشکال مختلفی مانند آهنگها، ترانهها، شعرهای کودکانه و انیمیشنها برای کمک به کودکان در یادگیری زبان انگلیسی استفاده کنند. ترانههایی که قابل خواندن هستند و دارای ریتم مناسبی هستند، به راحتی مورد پذیرش کودکان قرار میگیرند. آیا برای یادگیری زبان انگلیسی لازم است حتماً در خارج از کشور باشیم؟ آیا اگر شنوایی ضعیفی داریم، باید از یادگیری زبان انگلیسی با سرعت کند شروع کنیم؟ آیا برای تقویت مهارتهای گفتاری در زبان انگلیسی لازم است چندین هزار دلار هزینه کنیم؟ در حوزه یادگیری زبان انگلیسی، دروغهای زیادی وجود دارد که مانع پیشرفت ما میشوند و باعث میگردد که همواره در یادگیری این زبان مشکل داشته باشیم. در ادامه، این مقاله با استناد به تجربیات شخصی آرون، مدرس مشهور زبان انگلیسی، دروغها را برملا میکند. برای یادگیری زبان انگلیسی، وجود یک محیط زبانی خارجی ضروری است؛ تقریباً همه مردم به این زبان صحبت میکنند. کافی است شما را در کشور دیگری قرار دهند؛ کمتر از نیم سال طول خواهد کشید تا بتوانید آن زبان را خوب یاد بگیرید. در مورد این، نظر شخصی خاصی دارم. محیط زبانی خارجی البته اهمیت دارد، اما اگر هیچ پایه شخصی وجود نداشته باشد، کاملاً بیفایده است. یک مثال این است که اگر آگهیهای مربوط به تحصیل در خارج را در روزنامهها بررسی کنید، بسیاری از آنها به وضوح اشاره میکنند که حداقل دارای مدرک دبیرستانی باید بود. چرا؟ چون در مرحله فعلی در چین، پس از رسیدن به دبیرستان، حداقل شش سال با زبان انگلیسی در تماس بودهاید و پیشزمینهای کسب کردهاید. مثال منفی دیگر این است که یکی از همکلاسیهایم به طور تصادفی فکر تحصیل در آلمان را کرد؛ در نتیجه، او که هیچ پایه و اساسی نداشت، به آلمان فرستاده شد. حتی پس از ۲ سال هم نتوانست زبان آلمانی را یاد بگیرد و همچنان در رنج بود؛ مجبور بود هر ماه پولی از والدینش بفرستد تا بتواند زنده بماند. واقعاً عجیب است! راهحل: اگرچه محیط زبانی خارجی خوب است، اما جادویی نیست. همچنان نیاز به یک پایه مشخص وجود دارد، و این پایه در واقع همان محیط زبانی درونی است که قابل ساخت خودمانی است؛ استفاده از نوارهای آموزشی، حفظ متنها، حفظ دیالوگها و نوارهای آهنگ نیز میتواند مفید باشد. مهم این است که برای مدتی، مثلاً ۲ سال، به آن ادامه داد. یادگیری زبان انگلیسی* قطعاً فرآیندی است که از درون به بیرون، از محیط درونی به محیط بیرونی گسترش مییابد؛ درست مانند کودکان که ابتدا باید در خانه برخی از بیانات پایه را به خوبی یاد بگیرند تا بتوانند در جامعه ارتباط برقرار کنند. آیا برای یادگیری دروغین زبان خارجی، حتماً باید از سرعت کند به سرعت متوسط و سپس به سرعت تند رفت؟ ما اغلب خودمان را دردسر میاندازیم؛ مثلاً ابتدا به انگلیسی با سرعت کند گوش میدهیم، سپس به انگلیسی با سرعت متوسط، و در نهایت به انگلیسی با سرعت تند. فکر میشود اینگونه مغز بهتر درک کند. اما در واقع، ما بچهها هرگز نشنیدهایم که والدینمان «با سرعت آهسته صحبت کنند – با سرعت متوسط صحبت کنند – با سرعت تند صحبت کنند». “«غذا خوردیم!» «دستهات را شستی؟»، آیا چنین چیزی ممکن است؟ با این حال، ما نیز میتوانیم سرعت طبیعی والدین برای یادگیری خوب زبان انگلیسی را بپذیریم. در واقع، نه تنها چینیها اینطور هستند؛ بلکه غیرچینیها نیز هنگام صحبت با شما، اگرچه عمداً سرعت صحبت خود را کم میکنند، اما آنقدر کند نمیشود که خارج از محدوده سرعت صحبت معمولشان باشد. راهحل: برای تقویت مهارت شنیداری، بهتر است از سرعت صحبت روزمره شروع کرده و گوشها را به آن عادت داد؛ تا با استانداردهای بالا، نتایج خوبی کسب شود. نکته سوم: آیا برای یادگیری زبان انگلیسی باید سرمایهگذاری زیادی صورت گیرد؟ بسیاری از والدین و کودکان شکایت میکنند که دلیل ضعف در زبان انگلیسی، کافی نبودن سرمایهگذاری است. مثلاً، هیچ فرهنگ لغت الکترونیکی وجود ندارد، هیچ فرهنگ لغت رسمی لانگوین نیز وجود ندارد. یا پولی برای شرکت در دورههای آموزشی گرانقیمت نداریم. بهانه! همهاش بهانه است! همهاش بهانههای شرورانهای است! در واقع، یادگیری زبان انگلیسی یک مهارت مادامالعمر برای فرد است؛ با دانستن زبان انگلیسی، است که واقعاً تمام جهان را در اختیار دارید، در غیر این صورت، حتی همین جهان نیز تنها یک حرف بیمعنا خواهد بود. اگر نتوانید زبان ماندارین را خوب صحبت کنید، حتی پیمودن چین نیز برایتان دشوار خواهد بود، چه برسد به سراسر جهان؟ راهحل: نگرش درستی داشته باشید؛ یادگیری خوب زبان انگلیسی کار شخصی فرد است. **دلیل اهمیت دادن چنین زیادی به زبان انگلیسی نیز این است که در گذشته برای مدت طولانی کشور در برابر جهان بسته ماند و عقبماندگی و شکستهای تلخی را تجربه کرد. بنابراین، لازم است که هر چینی بتواند زبان انگلیسی را فرا بگیرد تا در هر زمانی بتواند در سطحی قرار گیرد که بتواند با کشورهای خارجی ارتباط برقرار کند. به زبان ساده، تمام آموزشهای زبان انگلیسی غیرتخصصی در مدارس ابتدایی، راهنمایی و حتی دانشگاهها، در واقع کاری برای کاشت بذر است؛ تنها زمانی میتواند جوانه بزند که شرایط مناسب فراهم شود. پس نباید شکایت کرد که «نمیتوانند شما را به یک فرد توانمند تبدیل کنند». اگر خودتان کمی بیشتر تلاش کنید، ممکن است از حالت «خام» به حالت «تمامشده» برسید. امروز ۲۰ کلمه یاد گرفتم و احساس موفقیت شدیدی داشتم، اما فردای همان روز فراموش کردمشان. برای خودم هدف گذاشتم که هر روز ۱۰ دقیقه به تمرین شنیداری بپردازم، اما متوجه شدم که حد من ۵ دقیقه است؛ در ۳ دقیقه اول هم شروع به فکر کردنهای دیگر میکنم. میخواستم از خودم فراتر روم، چند جمله به زبان انگلیسی که تازه یاد گرفته بودم بگویم تا اعتماد به نفس پیدا کنم، اما متوجه شدم که دستور زبانم قوی نیست و پر از اشتباه است. صدای حرفها همیشه عجیب است؛ واقعاً شک دارم که آیا چیزی که میگویم واقعاً انگلیسی است یا نه!... مطمئناً کسانی که در زبان انگلیسی ضعیف هستند، با تمام این علائم آشنااند. کسانی که اصلاً تجربهای در زبان انگلیسی ندارند، برای بهبود مهارتهای خود در این زبان بسیار نگران هستند؛ اما اگر مثل مگسی بیهدف به این سو و آن سو بروند، امروز کمی یاد بگیرند و فردا کمی گوش دهند، در نهایت نخواهند توانست مهارتهای خود را به طور واقعی بهبود بخشند. ساختمانهای بلند از زمین ساخته میشوند؛ مهمترین راه برای نجات کسانی که هیچ پایهای در زبان انگلیسی ندارند، شروع از مبانی و یادگیری سیستماتیک زبان انگلیسی است. بسیاری از مردم چندان به نمادهای تلفظی اهمیت نمیدهند و فکر میکنند کافی است کلمات را بشناسند و بتوانند آنها را تلفظ کنند؛ پس چرا باید با نمادهای تلفظی پیچیده آشنا شوند؟ آیا این کار بار یادگیری زبان انگلیسی را بیشتر نمیکند؟ در واقع چنین نیست؛ نمادهای تلفظی زبان انگلیسی مانند حروف پینیین در زبان چینی هستند. به یاد داریم که وقتی شروع به یادگیری حروف چینی کردیم، ابتدا پینیین را یاد گرفتیم؛ کسانی که پینیین را خوب یاد گرفتند، توانایی در یادگیری حروف چینی نیز بهتری داشتند. در زبان انگلیسی نیز همین قاعده صادق است؛ ابتدا، نمادهای تلفظی پایه و اساس کلمات هستند. با یادگیری صحیح این نمادها، میتوان کلمات را به درستی تلفظ کرد. تنها با تقلید برای یادگیری تلفظ کلمات، اغلب اختلافاتی در تلفظ رخ میدهد. دوماً، یادگیری نشانههای تلفظی میتواند به حفظ کلمات کمک کند؛ حفظ کلمات به صورت خام و بدون درک، راهحلی پایدار نیست و با گذشت زمان تنها علاقه به یادگیری زبان انگلیسی را کاهش میدهد. اگر نشانههای تلفظی را یاد بگیرید، میتوانید الگوهای موجود بین تلفظ و نوشتار حروف را کشف کنید و در نتیجه کارایی حفظ کلمات را افزایش دهید. بنابراین، یادگیری *نوشتار تلفظ بسیار مهم است! اما توسط بسیاری نادیده گرفته میشود. تلفظ زبان انگلیسی دو نوع دارد: آمریکایی و بریتانیایی. در تلفظ آمریکایی، صداهای لغوی بیشتری وجود دارد، در حالی که ما در کتابهای درسی مدارس، عمدتاً تلفظ بریتانیایی را یاد میگیریم. در مورد انتخاب نوع تلفظ، فقط باید بر اساس سلیقه خودتان انتخاب کنید؛ هیچ تفاوت برتری یا ضعفی وجود ندارد. یادگیری نشانههای آواشناسی، برای افرادی که هیچ پیشزمینهای ندارند، بسیار دشوار است؛ بنابراین، وجود یک معلم حرفهای برای راهنمایی آنها ضروری است. در مدرسه آنلاین هوجیانگ، دو کلاس یادگیری نشانههای تلفظی وجود دارد: کلاس یادگیری نشانههای تلفظی سبک آمریکایی و کلاس یادگیری نشانههای تلفظی سبک بریتانیایی. قیمت این کلاسها مناسب است؛ همچنین معلمان حرفهای در اختیار دارند تا به اصلاح تلفظ و پاسخگویی به سؤالات دانشآموزان کمک کنند. به همین دلیل، این کلاسها از محبوبیت زیادی در میان دانشآموزانی که هیچ پیشزمینهای ندارند، برخوردارند.
شخصاً فکر میکنم خوب نیست؛ ابتدا باید ABCD را یاد بگیریم، وگرنه تصحیح AOE در ادامه دشوار خواهد بود.
هنوز هم مزایایی دارد؛ فرزند من نمونهاش است، از مهدکودک شروع به یادگیری کرد، در پایههای اول و دوم دبستان متوقف شد، سپس از پایههای سوم تا ششم دوباره یاد گرفت و حالا که در راهنمایی است، نمراتش در زبان انگلیسی همیشه در سه رتبه برتر کلاس است.
به نظر من، یادگیری زبان از کودکی بهترین نتیجه را دارد؛ مهم این است که عجله نکنیم. ایجاد محیط و پرورش علاقه بسیار مهم است.