Thread Content
معرفی اطلاعات شخصی خانم یانگ جیانگ: یانگ جیانگ، متولد ۱۷ ژوئیه ۱۹۱۱ در پکن، نام واقعیاش یانگ جیکانگ است؛ اهل ووشی، جیانگسو. او نویسنده مشهور چینی، مترجم ادبی و پژوهشگر ادبیات خارجی بوده، و همسر چیان ژونگشو محسوب میشود. یانگ جیانگ به زبانهای انگلیسی، فرانسوی و اسپانیایی تسلط داشت؛ ترجمهی او از «دون کیشوت» به عنوان بهترین اثر ترجمهای شناخته میشود و تا سال ۲۰۱۴، بیش از ۷۰۰ هزار نسخه از آن منتشر شده است ; نمایشنامهای که او در سالهای اولیه زندگیاش نوشت، با عنوان «خواستههای قلب»، بیش از شصت سال روی صحنه اجرا شد و در سال ۲۰۱۴ نیز همچنان به اجرا درآمد ; یانگ جیانگ در سن ۹۳ سالگی مجموعه مقالات و داستانهای کوتاه خود با عنوان «ما سه نفر» را منتشر کرد؛ این اثر در داخل و خارج از کشور محبوب شد و بیش از یک میلیون نسخه از آن چاپ شد. او در سن ۹۶ سالگی مجموعه مقالات فلسفی خود با عنوان «در کنار زندگی» را منتشر کرد، و در سن ۱۰۲ سالگی، مجموعهای متشکل از هشت جلد با حجم ۲.۵ میلیون کلمه با عنوان «مجموعه آثار یانگ جیانگ» را منتشر کرد. در تاریخ ۲۵ مه ۲۰۱۶، بنا بر گزارشهای روزنامه «مردمداری» از لی فانگ و کمیسیون توسعه و اصلاحات از جو نان و سایر منابع، آقای یانگ جیانگ، نویسنده و مترجم مشهور، در اوایل صبح همان روز در سن ۱۰۵ سالگی درگذشت. سوابق زندگی: یانگ جیانگ در ۱۷ ژوئیه ۱۹۱۱ در پکن متولد شد. در سال ۱۹۲۳، یانگ جیانگ در مدرسهی چیمینگ تحصیل میکرد و کل خانواده به سوژو نقل مکان کردند. در سال ۱۹۲۸، یانگ جیانگ مصمم بود که در رشته زبانهای خارجی دانشگاه چینگهوا درخواست دهد، اما جای خالی در آنجا وجود نداشت؛ بنابراین مجبور شد به دانشگاه دونگوو در سوژو روی آورد. در سال ۱۹۳۲، از دانشگاه دونگوو در سوژو برای تحصیل به دانشگاه چینگهوا رفت و با چیان جونگشو آشنا شد. در سال ۱۹۳۵، یانگ جیانگ با چیان جونگشو ازدواج کرد و در تابستان همان سال به همراه همسرش برای تحصیل به بریتانیا و فرانسه رفت. در سال ۱۹۳۸، یانگ جیانگ همراه با چیان ژونگشو و دختر یکسالهشان به کشور بازگشت؛ پس از بازگشت، به ترتیب استاد رشته زبانهای خارجی در کالج زنانه علوم و هنرهای ژندان در شانگهای و استاد رشته زبان اسپانیایی در دانشگاه چینگهوا بود. در سالهای ۱۹۴۳ و ۱۹۴۴، نمایشنامههای یانگ جیانگ مانند «خواستههای دل»، «تبدیل دروغ به حقیقت» و «بازی در دنیا» به ترتیب در شانگهای اجرا شدند. در سال ۱۹۵۳، به عنوان پژوهشگر در مؤسسه ادبیات دانشگاه پکن، مؤسسه ادبیات آکادمی علوم چین و مؤسسه ادبیات خارجی آکادمی علوم اجتماعی چین فعالیت میکرد. در سال ۱۹۵۶، اثر «ژیل بلاس» پس از بازنویسی و اصلاحات گسترده، در چاپ اول توسط انتشارات ادبیات مردم منتشر شد. در ژانویهٔ ۱۹۶۵، ترجمهٔ بخش اول «دون کیشوت» به پایان رسید. در سال ۱۹۷۸، ترجمهای از «دون کیشوت» منتشر شد. کتاب «شش یادداشت از مدرسههای خشکی» که در سال ۱۹۸۱ منتشر شد، تاکنون به سه زبان انگلیسی، دو زبان فرانسوی و یک زبان ژاپنی ترجمه شده است. در سال ۱۹۸۴، اثرش با عنوان «وانگ پیر» به عنوان کتاب درسی برای مقطع راهنمایی انتخاب شد. در سال ۱۹۸۵، مجموعهی مقالات او با عنوان «لباس نامرئی»، ترجمهای به زبان انگلیسی منتشر شد. در سال ۱۹۸۶، او کتابهای «خاطرات پدرم»، «خاطرات عمهام» و «یادداشتهایی درباره چیان جونگشو و شهر محاصرهشده» را منتشر کرد. در فوریه ۱۹۹۲، ترجمههای فرانسوی کتابهای «حمام» و «لبه طلایی ابرهای تیره» در پاریس منتشر شدند. در سال ۱۹۹۷، شماره پنجم مجله با عنوان «فانگ وومی و «پیرمرد»ش» توسط مجله «اکتبر» منتشر شد. در ۴ مارس ۱۹۹۷، دخترش، چیان یوان، بر اثر سرطان ستون فقرات درگذشت. در ۱۹ دسامبر ۱۹۹۸، همسرش، چیان جونگشو، درگذشت. در ماه ۲۰۰۱، کتاب «از بینگوو تا تبعید» منتشر شد. در سال ۲۰۰۳، او کتاب «ما سه نفر» را منتشر کرد. در سال ۲۰۰۷، کتاب «به لبهی زندگی – پرسش و پاسخ از خود» منتشر شد. در سال ۲۰۱۱، یانگ جیانگ که صدساله بود، مبتلا به نارسایی قلبی شد؛ اما همچنان خوشبین و باوقار باقی ماند، روزانه به مطالعه و نوشتن ادامه داد و ساعت یک و نیم شب به رختخواب میرفت. ۱۷ ژوئیهٔ ۲۰۱۳، روز تولد ۱۰۲ سالگی یانگ جیانگ بود. در ۱۷ ژوئیه ۲۰۱۵، خانم یانگ جیانگ سالگرد تولد ۱۰۴ سالگی خود را جشن گرفت (طبق روش محاسبه سن در نظر خانم یانگ جیانگ، سن او ۱۰۵ سال بود)؛ وضعیت جسمانی او همچنان خوب بود و همچنان تفکرش شفاف و روحیهاش پرانرژی بود. در ساعات اولیه صبح روز ۲۵ مه ۲۰۱۶، یانگ جیانگ در بیمارستان شیههآ در پکن درگذشت و ۱۰۵ سال داشت.
واقعاً عظیم و معمولی. دفعه بعد که به خانه برمیگردید و از ماشین پیاده میشدید، به خانه قدیمی آنها سر بزنید.
یکی از سه زن بااستعداد آن دوران
درسته! انگار همانجای شماست
بله. خانهام تا خانهی قدیمی آنها ۱.۵ کیلومتر فاصله دارد.
این را از بایدو منتقل کردهاید؟ میخواهم بدانم چرا او را آقا مینامند؟
زن فرهیختهی دوران جمهوری، زنی است که نمیتوان او را مانند زنان عادی «آقا» خطاب کرد
جای تعجب نیست که فضای کتابی شما اینقدر عمیق است