Thread Content
این پست آخرین بار توسط yinkuilin6868 در 29/05/2016 10:56 ویرایش شده است. سه سوء تفاهم رایج وجود دارد. یکی این است که سختگیری با لایه به لایه کدگذاری برابر است.; دوم این است که سخت گیری را با دست و پا گیر بودن یکی بدانیم ; سوم این است که سخت گیری را با ناهمواری یکی بدانیم. اول، سختگیری معادل تشدید لایه به لایه است. به عنوان مثال، شاخص ارزیابی که توسط یک گروه خاص برای شرکت های زیرمجموعه صادر می شود، این است که هیچ حادثه فوتی رخ نمی دهد. شاخص ارزیابی که توسط شرکت زیرمجموعه برای شرکت تولیدی صادر می شود این است که آسیب جدی وارد نخواهد شد. شاخص ارزیابی صادر شده توسط شرکت به بخش ها و کارگاه ها این است که هیچ آسیب جزئی وجود نخواهد داشت. شاخص ارزیابی صادره از سوی دپارتمان و کارگاه به تیم این است که هیچ تخلفی رخ نخواهد داد. اگر از شاخص های ارزیابی فراتر رود، رهبران در سطح مربوطه نمی توانند ابتدا عملکرد را ارزیابی کنند و پاداش همه پرسنل تحت تأثیر قرار می گیرد. دلیل افزایش الزامات شرکت در همه سطوح، مدیریت دقیق و تضمین تحقق اهداف است. در ظاهر، اگر تخلفی در تیم رخ ندهد، در کارگاه دپارتمان آسیب جزئی رخ نمی دهد، آسیب جدی در شرکت رخ نمی دهد و هیچ مرگ و میر در شرکت های زیرمجموعه وجود نخواهد داشت... یک لحظه صبر کنید، این یک ایده نابخردانه است! ! ! برای یک تیم بسیار سخت است که حتی یک بار هم قوانین را زیر پا نگذارد. چنین ارزیابی های غیرواقعی نمی تواند اشتیاق کارکنان را بسیج کند. در عوض، آنها به مقاومت کارکنان منجر میشوند و در نتیجه رفتارهای ناایمن، نزدیک به فقدان و صدمات جزئی پنهان میشوند، که برای پیشگیری از تصادف مفید نیست. دوم، سختگیری با دست و پا گیر بودن برابر است. به عنوان مثال، یک ریسک عملیاتی را می توان در سه مرحله به طور کامل کنترل کرد، اما اکنون به پنج مرحله افزایش یافته است. ; آنچه اکنون با یک فرم به دست می آید نیازمند سه فرم است و تعداد ستون های هر فرم به بیش از 10 عدد افزایش یافته است. اثر داغ ویژه یک شرکت که توسط نویسنده بررسی شده است باید 6 مرحله تأیید را طی کند. اولین نفر سرپرست تیم و آخرین نفر مدیر کل است. با این حال، نویسنده دریافت که حتی کار با شرایط آتش سوزی و اقداماتی که الزامات را برآورده نمی کند در همه سطوح تایید شده است. بعد از پرس و جو، سرگروه گفت که تایید کنندگان پشتی چک می کنند، مدیر کل می گوید افراد جلو قبلا چک کرده اند و نفرات وسط می گویند که افرادی در جلو هستند که چک می کنند و افراد پشتی هستند... در نتیجه زمان و انرژی زیادی صرف تایید و پرکردن رکورد شد، اما تایید کنندگان یا پرکننده ها دو بار فکر نکردند. اگرچه بررسیها در همه سطوح انجام شد، اما در اجرای واقعی، دقیق نبودند یا به خطر افتادند. سوم، برابری سختگیری با ناهمواری. به عنوان مثال، برخی از مدیران ایمنی معتقدند که آموزش و فحش دادن با صورت صاف یک الزام سختگیرانه است. اما کارمندان آن را نپذیرفتند. سختگیری برای ایمنی کارکنان است. ما باید کارها را مدیریت کنیم و مشکلات را از منظر کارمندان حل کنیم. ; و بی ادبی اغلب از دیدگاه خود مدیر سرچشمه می گیرد و دریچه نامناسبی برای احساسات بد خود او است. لازم به ذکر است که حتی از منظر کارکنان نیز باید روش ها و روش هایی در نظر گرفته شود. در حال حاضر مدیریت انسانی تبدیل به یک روند شده است، اما برخی از مدیران یک طرفه مدیریت انسانی شده را با ضعف و انعطاف یکی می دانند. لازم به ذکر است که مدیریت سختگیرانه و مدیریت انسانی ناسازگار نیستند. مدیریت دقیق بخش جدایی ناپذیر مدیریت انسانی است. مدیریت انسانی شده باید از سرشت انسان شروع شود و سختی و نرمی را با هم ترکیب کند!
این موارد وضعیت واقعی عملیات بسیاری از شرکت ها هستند و برخی از آنها از طریق جریمه مدیریت می شوند.
من شخصاً فکر می کنم می توان از "سخت" برای ارجاع در اجرای قوانین و مقررات استفاده کرد. سیاست "قوانین باید رعایت شود، اجرای قانون باید سختگیرانه باشد و تخلفات باید مجازات شود". انسانیت و عملکرد باید در هنگام تدوین قوانین و مقررات در نظر گرفته شود، اما پس از تدوین سیستم ها و مقررات، باید کاملاً مطابق با سیستم اجرا شود. همه در برابر نظام برابرند. ما می توانیم به برخی افراد اجازه دهیم تا صدای متفاوتی در سیستم داشته باشند. در کار مدیریت روزانه خود نیز باید قوانین و مقررات خود را بر اساس صداهای مختلف بازنگری کنیم و برخی تغییرات را با وضعیت واقعی سایت ترکیب کنیم. اما ما کاملاً اقداماتی را می پذیریم که با سیستم فعلی متفاوت است.; این چیزی است که من از "سخت" می فهمم.
چند تا شرکتی که رفتم اینو گفتند... پیاده سازیش کمی سخته.
مدیریت ایمنی یک موضوع از درجه اطمینان است که اغلب یک نقطه دشوار است.
بستگی به شرایط محلی دارد و از فردی به فرد دیگر متفاوت است. اجرای دقیق و مناسب «سخت» در واقع یک کار فنی است.