Thread Content
شعر کلاسیک چین، میتوان آن را یک جواهر درخشان در میان گنجینههای فرهنگ و هنر چین دانست. امروز، میخواهیم برخی از تکنیکهای هنری که در تحلیل شعرهای کهن به طور متداول استفاده میشوند را خلاصه کنیم؛ امیدواریم این کار به همگی در خواندن و نوشتن شعر کمک کند! ۱. بیان صریح احساسات، مانند: «شنهای زرد، پس از صدها نبرد، زرهها را سوراخ میکنند؛ تا لولان فتح نشود، بازنخواهم گشت.» ”(«سفر به سوی ارتش»، وانگ چانگلینگ) ۲. ادغام احساسات در منظره، مانند: «باران صبحگاهی در شهر وی، گرد و غبار را پاک میکند؛ خانههای مسافران، سرسبز و درختان بید نیز تازه رشد کردهاند.» ”(«فرستادن یوان ار به آنشی»، وانگ وی) ۳. بیان احساسات از طریق توصیف اشیاء؛ مانند: «در میان صخرهها و درههای فراوان کوههای عمیق، تنها با نگاه کردن از دور میتوان فهمید که آنجا از ارتفاعات بالایی قرار دارد.» چگونه میتواند رودخانهها در جای خود بمانند، سرانجام به دریا میروند و به امواج تبدیل میشوند. ”(«اشعار مرتبط با آبشار»، لی چن) همچنین: «صدا از جای بلند، از دور شنیده میشود؛ این کار نیازی به وجود باد پاییزی ندارد.» ”(«زنبور»، یو شینان) ۴. استفاده از چیزهایی برای القای موضوع، مانند: «هر فریاد، نشانهای از پایان بهار است؛ صدای هر فریاد، نشانهای از ستمهای ابدی است.» ”(«زیگوی»، یو جینگ) ۵. استفاده هوشمندانه از تضاد برای تأکید مفهوم، مانند: «باران روی رودخانه میبارد و گیاهان ساحل رودخانه یکسان هستند؛ دوران شش سلسله مانند یک رویاست و پرندگان بیهوده فریاد میزنند.» بیرحمانهترین، درختان بید شهر تای است؛ همچنان مه، دهها کیلومتر از سواحل را فرا گرفته است. ”(«شهر تای»، وی ژوانگ) ; تأکید از طریق جنبههای فرعی: مثلاً: «پاییز، بوی گلها فروکش کرده؛ لباس ابریشمین را کنار میگذارد و تنها سوار قایق لاله میشود.» ”(«یی جیان می»، لی چینگجائو) همچنین: «برای سنجیدن میزان باران فصل بهار، اگر آب در برکههای وحشی پر شود، میتوان قایق را برگرداند.» ”(«باران بهاری»، ژو بانگیان) ۶. تداعیهای هوشمندانهای مانند: «موهای ریختهٔ سانشیانگ در برابر رنگ پاییز، قلبی که از هزاران مایل دور است، در برابر نور ماه.» ”(«سفر شبانه به اوژو»، لو لون) ۷. جزئیات آن آنقدر واقعگرایانه هستند که مانند این است: «قرار بود بیاید، اما تا نیمهشب نیامد؛ به آرامی مهرههای شطرنج را روی گلبرگهای چراغ میکوبم.» ”«دعوت به ملاقات»؟ ژائو شیشیو، شماره ۸: کاهش قبل از افزایش، مانند: «سال نو هنوز زیباییای ندارد، در اوایل فوریه، جوانههای گیاهان را میبینیم.» برف سفید نیز بهار را دیر میداند، از این رو درختان حیاط را به گلهای پرنده بدل میکند. ”(«برف بهاری»، هان یو) ۹. برای کاهش ارزش چیزی، ابتدا باید آن را بالا برد؛ مانند: «در کاخ سلطنتی، در جستجوی افراد بااستعداد و کسانی که از سمت خود برکنار شدهاند؛ استعداد جیا شنگ نیز مورد بحث قرار گرفت.» بیچارهی نیمهشب، خالی از هدف؛ نه از مردم سؤال میکند، نه از ارواح و خدایان. ”(«جیا شنگ»، لی شانگیین) ۱۰، به کار بردن حرکت برای توصیف سکون، مانند: «در کوهستان خالی کسی دیده نمیشود، فقط صدای صحبتهای مردم شنیده میشود.» ” («لوچای»، وانگ وی) همچنین: «صدای چشمه بر سنگهای تیز خفه میشود، نور خورشید در درختان کاج سرد است.» ”(«عبور از معبد شیانگجی»، وانگ وی)
۱۱، توصیف حرکت از طریق سکون، مانند: «وقتی آدم آرام است، گلهای osmanthus میافتند؛ شبهای آرام، کوههای بهاری خالی هستند.» خروج ماه، پرندگان کوه را میترساند؛ آنها گاهی در نهرهای بهاری آواز میخوانن ”(«صدای پرندگان در دره»، وانگ وی). کل شعر، منظرهی شبانهی کوه و دره را با گلهای افتاده، ماه روشن و صدای پرندگان تزئین کرده و سکون را برای به تصویر کشیدن حرکت به کار برده است. گرفتن گلها، طلوع ماه و صدای پرندگان اگرچه صحنههای پویا هستند، اما هدف نهایی، به تصویر کشیدن سکوت و آرامش در میان کوهها است. ۱۲. به تصویر کشیدن واقعیت از طریق تخیل؛ مانند: «چند روستا پیش از زمستان و پس از زمستان، دو سوی رودخانه، یخ بر روی آن؛ در بالای درختان و زیر درختان، کوهی تنها.» عطر باد سرد از کجا میآید؟ ناگهان با جامههای سفید و پارچههای نازک روبرو شدم؛ بیداری از خواب، سرما و ترس را به همراه داشت؛ صدای فلوت، در فصل بهار، قلب را غمگین میکرد؛ ماه نیز کمنور و زرد بود. ” ۱۳. بیان مفهوم ناملموس با واقعیت: «پرسیدم از تو چقدر غم داری، همچون آب بهاری که به سمت شرق جریان دارد.» ” («یو مرن»، لی یو) ۱۴، ترکیب واقعیت و تخیل، همچون: «وانگ جون با کشتیهای بزرگ به ییژو حمله کرد؛ قدرت پادشاهی جینلینگ نیز فرونشست.» قفلهای آهنین چیهیوشین در کف رود فرو رفتند، پرچم تسلیم از میان سنگها بیرون آمد. چند بار در این دنیا از گذشته غمگین شدیم، کوهها همچنان بر روی جریان سرد تکیه دارند. از این پس، چهار دریا خانهمان است؛ قلعههای کهن نیز در پاییز، سرشار از نی و بوتههای خشک هستند. ”(«یادآوری گذشته در کوه سیسی»، لیو یوشی) ۱۵، توصیف مناظر شاد برای بیان غم، مانند این است: «رودخانه آبی، پرندگان سفیدتر؛ کوهها سبز، گلها گویی در حال سوختن.» بهار امسال نیز گذشت، چه زمانی سال بازگشت خواهد بود؟ ”(«دو قطعه شعر»، دو فو) همچنین: «رودخانه بسیار زیباست، اما سرزمین من نیست؛ چه روزی سال بازگشت خواهد بود؟» ”(«یوئهدیائو·پینگهو له»، وانگ یون) ۱۶. استفاده هوشمندانه از پرسش و پاسخ، مانند: «معبد صدراعظم را کجا باید یافت؟ بیرون از شهر جینگوان، درختان سرو فراوان هستند.» ”(«شوشیانگ»، دو فو) همچنین: «چه کسی با یک برگه، پاییز را دفع میکند و آن را به عنوان سپری در پنجره کوهستانی در برابر باد شمالی قرار میدهد؟» ”(«نوشتههای قدیمی درباره امور دولتی، پس از کاغذکشی مجدد پنجره کوهستانی؛ تأملاتی»، لین جینگشی) ۱۷. استفاده هوشمندانه از تشبیهات مانند: «کنار قایق غرقشده، هزاران کشتی از کنار میگذرند؛ در مقابل درخت بیمار، هزاران درخت بهار را تجربه میکنند.» ”(«پاسخ به لهتیان در دیدار اولشان در یانگژو*»، اثر لیو یوشی) همچنین: «میخواهم دریاچه غربی را با سیزی مقایسه کنم؛ چه با آرایش ساده و چه با آرایش غلیظ، همیشه مناسب است.» ” («نوشیدن در کنار دریاچه، پس از باران و آفتاب»، سو شی) ۱۸. استفاده هوشمندانه از تمثیلات، مانند: «طعم زندگی در این سالها مانند پارچهی نازک شده است؛ چه کسی باعث شده که مردم برای سفر به پایتخت، اسب سواری کنند؟» ”(«باران بهاری لینآن، پس از توقف»، لو یو) ۱۹. استفاده هوشمندانه از استعاره؛ مانند: «خانهام نزدیک رودخانه فنگجیانگ است؛ زمین آنجا پست و مرطوب است، و در تمام طول سال صدای سازها شنیده نمیشود.» ”(«سفر پیپا»، بای جویی) همچنین: «تنها اگر روز بازگشتی فرا برسد، جرأت نخواهم کرد از چانگشا ناراحت شوم.» ”(«عبور از کوه دایوولینگ»، سونگ زیون) ۲۰. استفاده هوشمندانه از کنایه؛ مانند: «در شرق خورشید میتابد و در غرب باران میبارد؛ گویی هوا صاف نیست، اما در واقع صاف است.» ”(«شعرهای بامبو»، لیو یوشی)
۲۱، استفاده هوشمندانه از اغراق؛ مانند: «موهای سفیدم سه هزار فرسنگ طول دارد، چون غم نیز چنین طولانی است.» ”(«ترانههای چیوپو»، لی بای) همچنین: «پس از فراخواندههای بیشمار، سرانجام بیرون میآید؛ هنوز نی پیپا را در دست دارد و صورتش را نیمهپوشانده است.» ”(«سفر پیپا»، بای جویی) ۲۲، استفاده هوشمندانه از تشخیص صفات انسانی، مانند: «چهرهی آن شخص ناپدید شده؛ اما گلهای سیب، همچنان در باد بهاری لبخند میزنند.» ”(«شعری دربارهی روستای جنوب پایتخت»، سوی هو) همچنین: «گلهای شاویو گریههای بهاری خود را در خود نگه داشتهاند؛ گلهای رز نیز بیقدرت، بر شاخههای صبحگاهی دراز کشیدهاند» («روزهای بهاری»، چین گوان). ۲۳. استفادهی هوشمندانه از تضادها: «پادشاه یوئه، گوجیان، پس از شکست دادن وو، به سرزمین خود بازگشت؛ سربازان نیز همگی لباسهای زیبا به تن کرده و به خانههایشان بازگشتند.» دختران کاخ همچون گلها در مغازههای بهاری، اکنون تنها غازهای دریایی پرواز میکنند. ”(«نگاهی به گذشته یوئژونگ»، لی بای) همچنین: «جنگجویان در مقابل دشمن، نیمهمرده و نیمهزندهاند؛ اما زنان زیبا در چادرهایشان همچنان میخوانند و میرقصند.» ”(«آواز غازها»، اثر گائو شی) ۲۴، استفاده هوشمندانه از توصیف ساده، مانند: «صدای مرغها در میخانهی کوچک، نور ماه؛ ردپاهای انسانها بر روی پل چوبی، یخ.» ”(«سفر صبحگاهی به کوه شانگ»، ون تینگجون) ۲۵، استفاده هوشمندانه از اصطلاحات و نمونههای ادبی مانند: «گلهای لو در سراسر زمین، من و پیری؛ پرندگان کبوترخانه، کنار چه کسی پرواز میکنند؟» ”(«ایستگاه جینلینگ»، ون تیانشیانگ) ۲۶، استفاده هوشمندانه از نمادها؛ مانند: «آن روز حاضر نشد به باد بهاری وصل شود، اما بیدلیل توسط باد پاییزی فریب خورد.» ”(«تا شیا شینگ»، هه ژو) ۲۷. استفاده هوشمندانه از تکرار، مانند: «اکنون طعم اندوه را به خوبی شناختهام؛ میخواهم بگویم اما خودداری میکنم، میخواهم بگویم اما خودداری میکنم؛ در عوض میگویم: پاییز، فصلی دلپذیر است.» “ ۲۸، استفاده هوشمندانه از تعامل متنی؛ مانند: «برگهای لوتوس که به آسمان میرسند، بیپایان سبز هستند؛ گلهای لوتوس نیز در نور خورشید، رنگی منحصربهفرد دارند.» ”(«خروج از معبد جینگسی در سپیدهدم برای خداحافظی با لین زیفانگ»، یانگ وانلی) ۲۹. استفاده هوشمندانه از تکنیکهای نوشتاری پنهان، مانند: «تنها در سرزمینی غریب، مهمانی بیگانه؛ هر بار که روزهای تعطیل فرا میرسد، دلتنگی برای خانواده بیشتر میشود.» از دور میدانم که برادرانم در مکانی بلند ایستادهاند؛ همه جای آنجا گلهای زویو قرار دارد، فقط یک نفر کم است. ”(«یاد برادرانم در شاندونگ، روز نهم سپتامبر»، وانگ وی) همچنین: «در اقامتگاه هاندان، زمستان فرا رسید؛ در کنار چراغ، سایهام همراهم است.» در خانه، در شب تاریک نشستهام و هنوز به مسافر دوردست فکر میکنم. («افسوس بر تنهایی در شب سال نو، از هاندان»، بای جویی) ۳۰، کلمات پایان دارند اما معنا بیپایان است، همانگونه که میگوید: «امشب نمیدانم کجا باید بمانم؛ صحرای وسیع، بدون هیچ سکونتگاهی.» ”(«بانک بدهی»، سن شن) همچنین: «جینگ و وو به یکدیگر متصلاند و آب، محل زندگی مردم است؛ شما رفتید و رودخانه بهاری نیز پر از مه و ابر است.» بادبان شامگاهی در کجا پهلو میگیرد؟ نگاهی به افق، دل را میشکند. ”(«فرستادن دو شیشی به جیانگنان»، منگ هائوران)
۳۱، در شعر نقاشی و در نقاشی شعر وجود دارد، همچون: «گل سیبسرخ با باران شبانه، برگ بید سبز با مه بهاری.» گلها افتادهاند، کودک خانه هنوز جارو نکرده؛ بلبل میخواند، مسافر کوهستان هنوز میخوابد. ”(«لذتهای روستایی»، وانگ وی) ۳۲، مستقیم و بدون پردهپوشی، مانند: «جنوب رودخانه خوب است؛ منظرههایش را از قبل میشناسم.» گلهای کنار رود در طلوع خورشید سرختر از آتش هستند، و در فصل بهار، آب رود سبزتر از آبی میشود. چگونه میتوان جنوب رودخانه را فراموش کرد. ”(«یادآوری جیانگنان»، بای جویی) ۳۳، بیان هدف در پایان: «نیمهشب میآید، سپیدهدم میرود.» چه مدت است که مانند رویای بهاری آمدهای؟ میرود همچون ابر صبحگاهی، جایی برای یافتنش نیست. ” («گل نیست، گل نیست»، بای جویی) ۳۴، پیوند میان آغاز و پایان مانند این است: «باد شدید است و کمانها صدا میدهند؛ ژنرال در شهر وی به شکار میرود.» عقاب با چشم تیز، علفها را میبرد؛ برف پاک شد، صدای تاختن اسبها نیز آرام است. ناگهان از شهر شینفنگ گذشتیم و به اردوگاه شیلیو بازگشتیم. نگاهی به محل شوتیائو میاندازم، ابرهای غروب در هزاران فرسنگ صافاند. ”(«تماشای شکار»، وانگ وی) بیت اول با برخاستن باد و آمدن ابرها، هماهنگی خود را با فضای پرتنش شکار نشان میدهد ; بیت پایانی، آرامش باد و صافی ابرهاست که با حالت آرامشبخش و خوشحال پس از بازگشت از شکار همخوانی دارد. ۳۵، بدون کلمهای، زیبایی و جذابیت کاملاً نمایان میشود؛ مانند این: «مرغهای سردسیر، در کنار حصارهای خالی، برای دیدن گلهای زیبا، یکدیگر را در آغوش میگیرند.» ناگهان دیدم مهمانی زیر گلها نشست، پرندهها وحشتزده پرواز کردند و گلهای خوشبو روی جام شراب پراکنده شدند. نوشیدن شدید، شعر نیز میآورد؛ مهمانان بدون فرش، در مستی خود را نمیشناسند. گلها ریخت، شراب تمام شد و بهار فرا رسید؛ پراکنده، کمی ترشی بر شاخهها نشسته است. ”(«نانشیانگزی؛ شعر درباره گل سفید، به سبک یانگ یوانسو»، اثر سو شی) ۳۶، دیدن عجایب در میان چیزهای عادی؛ مانند: «صدای آب در کنار پل چوبی، صدای خروس در ظهر، زیر سقف کاهی.» از دود چای پختهشده ناراحت نشو، بلکه از آسمان صاف برای خشک کردن غلات خوشحال باش. ” («خانهای در روستای کوهستانی»، گو کوانگ)