Thread Content
فناوری انتقال مخلوط نفت و گاز در مسافتهای طولانی، همچنان یک فناوری پرطرفدار در حوزه صنعت نفت بینالمللی است. هدف نهایی کشورهای توسعهیافته اروپایی و آمریکایی در توسعه این فناوری، ایجاد تأسیساتی برای استخراج نفت و گاز در آبهای عمیق و بسیار عمیق است؛ به گونهای که استخراج بدون نیاز به پلتفرمهای روی سطح آب انجام شود. این امر منجر به کاهش چشمگیر هزینههای استخراج در شرایط محیطی دشوار و در میدانهای نفت و گاز حاشیهای میشود. از دهه ۱۹۸۰ به بعد، سرعت تحقیقات و کاربردهای آن در سطح بینالمللی به طور مداوم افزایش یافته است. در حال حاضر، از مرحله آزمایشی وارد مرحله کاربرد صنعتی و بهبود شده است؛ دو فناوری کلیدی در این زمینه نیز پیادهسازی شدهاند: اولین فناوری، فناوری انتقال همزمان در لولههای با فاصله طولانی است. شرکت نروژی استاتوایل در حال تبدیل مفهوم سیستمهای استخراج جریان چندفازی زیرآبی به واقعیت است. در سال ۲۰۰۷، در منطقه دریایی نروژ و در عمق ۸۵۰ متری، دو لوله انتقال زیرآبی با قطر ۷۵۰ میلیمتر و طول ۱۲۰ کیلومتر ساخته شد؛ این لولهها به صورت موازی قرار گرفتند و برای انتقال مستقیم گاز طبیعی و نفت متراکم تولید شده از ۲۴ چاه، به ایستگاههای پایانی در سرزمین اصلی استفاده میشوند. این سیستم، واقعاً اولین سیستم استخراج جریانهای چندفازی زیرآبی در جهان محسوب میشود. این سیستم عمدتاً از ماژولهای پایه چاههای زیرآبی، لولهکشیهای زیرآبی برای انتقال مخلوطها، سیستمهای کنترل هیدراتها، سیستمهای توزیع و تغذیه برق زیرآبی، و سیستمهای خودکارسازی زیرآبی تشکیل شده است. ویژگی بارز آن این است که تمام تجهیزات تولیدی در اعماق دریا قرار دارند و هیچ ساختمان یا تأسیساتی در سطح دریا وجود ندارد. مورد دوم، فناوری افزایش فشار در انتقال مخلوط زیرآبی است. در سال ۲۰۰۷، شرکت بیپی بریتانیا در میدان نفتی کینگ در خلیج مکزیک، برای اولین بار دو پمپ چندفازی زیرآبی با وزن هر کدام ۹۲ تن را در عمق ۱۶۷۶ متری و در فاصله ۲۴ کیلومتری از پلتفرمهای حفاری، نصب و راهاندازی کرد. این پمپها برای انتقال محصولات چاههای نفتی استفاده میشدند و هم در زمینه عمق و هم در زمینه فاصله انتقال تحت فشار، رکوردهای جهانی را شکستند. از دهه ۱۹۹۰، کشور ما شروع به جبران فاصله با پیشرفتهای تحقیقاتی بینالمللی در این زمینه کرده است. در دوره نهم و پنجم، شرکت ملی نفت و گاز چین پروژهای را با عنوان «تحقیقات در زمینه فناوری انتقال مخلوط نفت، گاز و آب» آغاز کرد؛ بر اساس پیگیری فناوریهای پیشرفته خارجی، مجموعهای از دستاوردهای تحقیقاتی به دست آمد. از سال ۲۰۰۴، این فناوری به تدریج در پروژههای میدانهای نفت و گاز خشکی در داخل و خارج کشور مورد استفاده عملی قرار گرفته است؛ به طور متوالی در قزاقستان، میدانهای نفت و گاز تاریم و میدان نفتی داچینگ، ۵ خط لوله انتقال مخلوط نفت و گاز با طول ۲۳ تا ۷۵ کیلومتر و فشار انتقال ۱.۵ تا ۱۱ مگاپاسکال، به صورت خودمختار طراحی و ساخته شدهاند. در این میان، حداکثر میزان تحویل نفت در هر لوله انتقال مختلط به ۲۲۰×۱۰۰۰۰ تن در سال و حداکثر میزان تحویل گاز به ۸×۱۰۰۰۰۰۰۰ متر مکعب در سال رسیده است؛ شاخصهای کلی مربوط به میزان تحویل و طول این لولهها، آنها را در صدر کشورهای جهان قرار داده است. این امر نشاندهنده ورود فناوری انتقال مختلط نفت و گاز در مسافتهای طولانی در کشور ما به مرحله جدیدی است. اما در حال حاضر، فناوری انتقال چندفازی نفت و گاز در کشور ما، در مقایسه با سطح پیشرفته کشورهای خارجی، همچنان شکاف قابل توجهی دارد؛ این شکاف عمدتاً در سه زمینه زیر مشهود است: اول، نرمافزارهای محاسباتی برای پدیده جریان چندفازی. کشورهایی مانند ایالات متحده، بریتانیا، فرانسه، نروژ و کانادا، همگی دارای نرمافزارهای محاسباتی پویای جریان چندفاز با حقوق مالکیت فکری مستقل هستند؛ در حالی که کشور ما تاکنون فاقد چنین نرمافزارهایی است که دارای حقوق مالکیت فکری مستقل باشند و مورد تأیید صنعت نیز قرار گرفته باشند. این امر با جایگاه کشورمان به عنوان یک قدرت بزرگ نفتی سازگار نیست. در عین حال، به دلیل پیچیدگی جریانهای چندفازی، تمام نرمافزارهای موجود برای محاسبات دینامیک جریانهای چندفازی در کشورهای خارجی، قابلیت کاربرد عمومی ندارند. اگر به طور مداوم به نرمافزارهای وارداتی وابسته باشیم و فاقد توانایی نوآوری مستقل باشیم، به تدریج رقابتپذیری بینالمللی خود را از دست خواهیم داد. دوم، فناوری پمپهای بزرگ چندفازی برای انتقال مخلوط. حداکثر توان هر پمپ ترکیبی نفت و گاز که در سطح بینالمللی در پروژههای عملی مورد استفاده قرار میگیرد، ۶۰۰۰ کیلووات است؛ در حالی که حداکثر توان هر پمپ ترکیبی داخلی که سابقه تولید دارد، تنها ۳۰۰ کیلووات است. این تفاوت، شکاف قابل توجهی با سطح پیشرفته بینالمللی را نشان میدهد. در عین حال، مشکل تکنوعی بودن پمپها نیز بسیار محسوس است. سوم، فناوری جذبکنندههای جریانهای بزرگ پلکانی است. کشورهایی مانند ایالات متحده و کانادا، تولیدکنندگان حرفهای دستگاههای جمعآوری جریانهای پلکانی را دارند؛ حجم هر دستگاه از این نوع در کاربردهای عملی، به ۵۶۰۰ متر مکعب رسیده است. در حالی که در کشور ما هنوز تولیدکنندهای حرفهای برای ساخت این دستگاهها وجود ندارد و بزرگترین دستگاه جمعآوری جریانهای پلکانی که خودمان طراحی کردهایم، دارای حجم تنها ۳۰۰ متر مکعب است. در دوره آینده، اگر بتوان به سه مشکل فنی ذکر شده رسیدگی کرد، نه تنها سطح محاسبات جریانهای چندفازی و تولید تجهیزات کلیدی در کشورمان به طور چشمگیری ارتقا خواهد یافت، بلکه میتوان از نظر اقتصادی، هزینههای خرید نرمافزارها و تجهیزات را بیش از ۵۰ درصد کاهش داد.
آخرین بار، این پست توسط luoli519 در تاریخ ۲۰۱۷-۲-۲۱ ساعت ۲۲:۴۴ ویرایش شد. در مورد دستگاههای جمعآوری جریانهای بزرگ، ما در اواخر سال ۲۰۱۱، برای پروژه گاز طبیعی در آبهای عمیق دریای نانهای، در ژوهوا، دستگاههای جمعآوری جریانهای بزرگی را طراحی و تولید کردیم؛ فشار این دستگاهها ۸ MPaG بود و حجم آنها ۷۰۰۰ متر مکعب بود. محاسبات مربوط به طراحی جذبکنندههای جریان پکتیتی در سیستمهای لولهکشی بزرگ و با فشار بالا، واقعاً پیچیده هستند؛ شرکتهای نفتی باید از این فرصت برای ایجاد یک پلتفرم طراحی یکپارچه در کشور خود استفاده کنند. ما، به عنوان چینیهایی که بخش عمدهای از فناوریهای کلیدی طراحی در این پلتفرم را در اختیار داریم، باید **چنین پلتفرمی فراهم کنیم تا بتوانیم نقش خود را ایفا کنیم.** برای کسب اطلاعات فنی بیشتر درباره تجهیزات جدید فناوری جداسازی، میتوانید به آدرس http://bbs.hcbbs.com/thread-1354813-1-1.html مراجعه کنید.