Thread Content
صورت فلکی کوچک: سی سال پیش، تو آن شخص را یک بار به خواب بردی؛ آن شخص برای همیشه متعلق به تو شد. سی سال بعد، حتی اگر چندین بار او را به خواب ببری، لزوماً دیگر متعلق به تو نخواهد بود. ۱. سی سال پیش، کسانی که گوشواره طلایی داشتند، عمدتاً اهالی شهر بودند ; سی سال بعد، کسانی که گوشواره طلایی داشتند، عمدتاً روستاییان بودند! ۲. سی سال پیش، خواهران زیادی مانند مادر و دختر بودند ; سی سال بعد، زنان و دختران زیادی مانند خواهران به نظر میرسیدند. ۳. سی سال پیش، بسیاری از خانوادهها پسرانشان را «گوشنگ» یا «گودان» مینامیدند” ; سی سال بعد، بسیاری از خانوادهها سگهای کوچک را «پسر» یا «نوه» مینامیدند. ۴. سی سال پیش، مردم شاندونگ راهی برای ورود به گوانگدونگ پیدا کردند ; سی سال بعد، کسانی که به گوانگدونگ رفته بودند، راهی برای بازگشت به شاندونگ پیدا کردند. ۵. سی سال پیش، کسانی که لباسهای گلدار و قرمز میپوشیدند، معمولاً دختربچهها بودند ; سی سال بعد، کسانی که لباسهای گلدار و قرمز میپوشند، اغلب افراد مسن هستند. ۶. سی سال پیش، مردم امیدوار بودند که چگونه بتوانند «چاق شوند»” ; سی سال بعد، مردم به این فکر کردند که چگونه هرچه زودتر «وزن کم کنند». ۷. سی سال پیش، فقط افراد فقیر از سبزیجات و آرد ذرت تغذیه میکردند ; سی سال بعد، افراد ثروتمند عاشق خوردن سبزیجات وغذاهای تهیهشده از آرد ذرت بودند. ۸. سی سال پیش، **فراخوان به «احیای زمینهای بایر و کشت محصولات» داد” ; سی سال بعد، **خواستار «بازگرداندن زمینهای کشاورزی به جنگل» شدند.** ۹. سی سال پیش، افراد ثروتمند لباسهای پلیاستری میپوشیدند و افراد فقیر لباسهای پنبهای ; سی سال بعد، فقرا لباسهای پلیاستر میپوشیدند و ثروتمندان لباسهای پنبهای خالص. ۱۰، سی سال پیش، کسانی که پول داشتند میگفتند پولی ندارند ; سی سال بعد، برای نشان دادن پول، پولی در کار نیست. ۱۱. سی سال پیش، تشویق میشد که خودروها «بیشتر حرکت کنند و سریعتر بروند»” ; سی سال بعد، درخواست شد تا برای خودروها «محدودیت سرعت و بار» تعیین شود. ۱۲. سی سال پیش، میشد چیزهای ارزان خرید؛ همه به آن حسادت میکردند ; سی سال بعد، تنها کسانی ارزشمند هستند که چیزهای گرانقیمتی میخرند. ۱۳. سی سال پیش، مجبور بودیم لباسهای سوراخی و ترمیمشده بپوشیم، چون «فقیر» بودیم” ; سی سال بعد، کسانی که پول میخریدند تا لباسهایشان سوراخ و دارای ترمیمات باشد، میخواستند «جذاب» به نظر برسند. ۱۴. سی سال پیش، یک نفر با کار کردن میتوانست تمام اعضای خانواده را تأمین کند ; سی سال بعد، هر دو کار میکردند و تأمین مخارج یک فرزند دشوار بود. ۱۵، سی سال پیش، اغلب نگران کمبود غذا بودیم ; سی سال بعد، اغلب به خاطر کمتر خوردن فرزندان نگرانی وجود ندارد. ۱۶، سی سال پیش، تاپ و شلوارها همگی در عمق بدن پوشیده میشدند ; سی سال بعد، تیشرت و شلوارک نیز در بیرونترین لایه پوشیده میشدند! ۱۷. سی سال پیش، مدارس هزینهدار بودند؛ فقط با پنج یوان میشد تحصیل کرد! سی سال بعد، مدارس رایگان شدند، اما برای تحصیل در آنها به پنجاه هزار یوان نیاز است و باید راههای غیررسمی را استفاده کرد!
سی سال در شرق رودخانه، سی سال در غرب رودخانه:lol:lol
این حرف منطقی است: handshake
فردی که ۳۰ سال پیش بود، همان فردی است که ۳۰ سال بعد نیز خواهد بود؛ تنها مکان و سن او تغییر کرده است. درست مثل اینکه قبلاً دانشآموزان دبستانی عاشق خوردن لاتیو بودند، اما اکنون دانشجویان آن را دوست دارند؛ کسانی که لاتیو میخورند، همان افراد هستند، فقط بزرگتر شدهاند. همچنین، جوانان گروه «هونگویبینگ» نیز مشکلساز بودند؛ اکنون که آنها پیر شدهاند، همچنان مشکلساز هستند
خلاصهبندی بسیار خوب و بسیار هوشمندانه است. ۳۰ سال پیش استعداد داشت، بعد از ۳۰ سال استعدادش بیشتر شد
دربارهی این است که سی سال در شرق رودخانه و سی سال در غرب آن؛ دیدگاهها، ارزشها، دیدگاههای جهانی مردم و همچنین محیط اجتماعی، همگی تغییر کردهاند