Thread Content
میگویند سفر میتواند عادتساز شود؛ شما این عادت را به دیگران منتقل میکنید، در حالی که خودتان اصلاً نمیخواهید آن را کنار بگذارید. با گذشت زمان و عدم سفر، علائم زیر پدیدار میشود؛ ببینید چند مورد از آنها را دارید؟ ۱ آیا شما که نمیخواهید در دفتر کار کنید، احساس خستگی شدید میکنید؟ بازدهی کاری پایین است؟ روبروی کامپیوتر، همیشه به دوردستها فکر میکنم. ۲. علاقهای به انجام کارهای زیادی ندارم، برای همه چیز بیحوصلهام؛ همیشه احساس میکنم هیچ چیز اهمیتی ندارد. به نظرم همه چیز در زندگی وخیم است، مدتهاست که لحظات شادی و سروری نداشتهام. ۳. به راحتی عصبانی میشوند و درگیری دارند؛ خشم درونی آنها به راحتی برمیخیزد، مزاجشان تند و حساس است، گاهی حتی هیستریک میشوند، و پس از آرام شدن، احساس پشیمانی میکنند. ۴. کمبود احساس حضور، نگرانی ناشناخته در درون، تمایل به اثبات خود و کسب تأیید، اما نتیجه برعکس میشود. ۵. تنهایی بیشتر و بیشتر؛ فقط میخواهد تنها باشد، از شلوغی و سر و صدا متنفر است، نمیخواهد دوستان جدیدی پیدا کند و میخواهد خود را از دنیای بیرون جدا کند. ۶. اغلب دچار تأخیر در اجرا هستم؛ برنامههایی که تدوین میکنم، اغلب تا آخر به تأخیر میافتند یا حتی لغو میشوند، و اغلب نمیتوانم کارهایی را که میخواهم انجام دهم، به پایان برسانم. ۷ نمیدانم باید چکار کنم؛ انگار همه مردم دنیا خیلی مشغول هستند و فقط من تنها هستم و کاری برای انجام دادن ندارم. ۸. فکر میکنم که در روزی بخواهم تمام پولم را خرج کنم؛ میخواهم از آن برای پاداش دادن به خودم استفاده کنم، اما در واقع نگرانم که نتوانم چنین کاری انجام دهم. ۹ چقدر دلم میخواهد فریاد بزنم، میخواهم به سوی کوهها یا مزارع فریاد بزنم تا تمام احساسات منفی که در قلبم فشرده شدهاند، رها شوند. خیلی دوست دارم تا حد مستی بمانم؛ میخواهم بدانم وقتی مست شوم چه شکلی خواهم بود و به چه کسانی زنگ خواهم زد. ۱۱* به تدریج، یادآوری گذشته باعث میشود انسان حساس شود، اشکهایش جاری شود و خلق و خویش ناپایدار گردد؛ همه اینها به خاطر یادآوریهاست. ۱۲. میخواهم از ارتفاع زیاد پایین بپرم، میخواهم بانجیجامپینگ، چتربازی یا پاراگلایدینگ را امتحان کنم؛ هرچند در درونم کمی ترس دارم، اما میخواهم آن احساس سقوط از ارتفاع و فاقد هرگونه حمایتی را تجربه کنم. ۱۳. نگرانی از ابتلا به بیماریهای لاعلاج، همواره باعث تفکرات بیمورد میشود؛ فرد فکر میکند که ممکن است به نوعی بیماری لاعلاج مبتلا شود و ناگهان از دنیا برود، و دربارهی نحوهی زندگی پس از بیماری خود تصوراتی دارد. ۱۴. امیدوار است روز قیامت فرا برسد؛ میخواهد که روز قیامت بیاید تا همراه با این جهان ناپدید شود، و شاید به این دلیل که آخرین انسانهای روی زمین است، احساس غرور کند. خیلی دلم میخواهد بدون هدفی بیرون بروم؛ شاید در ایستگاه یک بلیط خریداری کنم و سفر تنهاییام را آغاز کنم.
فرقی نمیکند چند عدد کسب کردهاید، امیدوارم همگی بتوانید برای خود یک سفر ترتیب دهید، از چرخههای ثابت فعلی خارج شوید، مناظر زیبا را ببینید، غذاهای خوشمزه را امتحان کنید، دوستان جدید پیدا کنید، وضعیت و حال و هوای خود را تغییر دهید؛ در این صورت به دستاوردهای متفاوتی خواهید رسید.
در بخش گردشگری، پستهای زیادی برای به اشتراک گذاشتن اطلاعات مربوط به گردشگری وجود دارد که میتواند برای همگان منبعی مفید باشد
همهاش وجود دارد، چه کار کنم؟ ؟ ؟ ؟
سریع وسایلتان را جمع کنید و به یک سفر ناگهانی بروید. :لول
قبلاً پول نداشتم اما وقت داشتم،:'( حالا وقت هم ندارم
سفر نمیتواند تمام مشکلات را حل کند. باید عوامل مختلفی مانند شخصیت، عادات و وضعیت اقتصادی را با هم ترکیب کرد.
عاشق سفر کردنم، اما وقت ندارم، پول ندارم و همراهی ندارم