مقالهای درباره حدس زدن اینکه این شعر متعلق به چه کسی است
Thread Content
آخرین بار، این پست توسط «چینگشوئه» در تاریخ ۳-۶-۲۰۱۶ ساعت ۲۱:۱۱ ویرایش شد.من خیلی نفرت میکنم…
نفرت میکنم که یک قرن زودتر متولد نشدهام؛ تا بتوانم در کنار تو، در آن قلعههای تاریک و ترسناک، یا در دشتهایی که نور صبحگاهی در آنها میتابد، ایستاده باشم.
یا باید دستکش سفیدی را که تو رها کردهای بردارم، یا تو باید شمشیری را که من پرتاب کردهام، بگیری… یا اینکه هر کدام از ما سوار بر اسب جنگی خودمان شویم، و از آن پرچمهای بزرگ دور شویم… و از آن صفوف جنگی دور شویم، تا در برابر شهر، تصمیم نهایی را اتخاذ کنیم