Thread Content
خیلی ناراحتم؛ آینده حرفهایام تاریک است. جزئیاتش را نمیگویم، چون اینجا افراد زیادی هستند و میترسم اطلاعات من منتشر شود؛ زندگیام حتی سختتر هم شده است
هاهاها، پس باید کمتر مشخص باشی: lol
پوشیدن لباسهای مناسب، سلامتی را تقویت میکند؛ این هم نوعی رشد است~~~~
اگر از پوشیدن کفشهای رقص میترسی، چرا باید رئیس را ناراحت کنی؟
چه کسی دوست ندارد کسی را ناراحت کند؟ یک سطح فاصله دارد، علاوه بر این مسئول مربوطه هم نیست؛ اصلاً هرگز با او در تماس نبودهام. وقتی پادشاه جهنم میجنگد، شیاطین آسیب میبینند؛ کار در شرکتهای دولتی سخت است. در حال حاضر تنها راه این است که اوضاع را به حال خود رها کنیم؛ در آینده نیز باید با احتیاط کار کنیم
صحبت کردن و تبادل نظر در میان همکاران مشکلی ندارد؛ اما بهتر است که افراد کمتری از برخی مسائل آگاه باشند. هرچه افراد بیشتری از چیزها خبر داشته باشند، فرار از موقعیتهای سخت سختتر میشود؛ بهویژه اظهاراتی که منجر به تخریب رهبران میشود و باعث میگردد آنها نتوانند از موقعیتهای خود خارج شوند.
همیشه رهبرانی هستند که میخواهند به من آسیب برسانند~~ آیا اینطور است؟
در واقع برای تخلیه استرس آمدهام؛ این موضوع را میفهمم. فقط از خودم ناراحتم که هوش عاطفی پایینی دارم و فقط میتوانم کار کنم، اما نمیدانم چگونه رفتار کنم
با آرامش رشد کن؛ هرچند این موضوع ربطی به سن ندارد، اما باید نگرش خود را تغییر دهی.
با سر خم راه برو، راهی پیدا کن تا اشتباهاتت را جبران کنی
فرهنگ و کیفیت شرکتهای دولتی همینگونه است؛ اینجا نمیتوان طبق میل خودمان کار کرد. اگر کار به خوبی انجام نشود مشکلی نیست، اما هرگز نباید رهبران را ناراحت کرد! تجربه شخصی من.
شرکتهای دولتی، چه نوع سازمانی؟ میتوانید بگویید؟
آیا شرکتهای دولتی اینقدر ترسناک هستند؟ اگر کارش سخت بود، میتوان فرار کرد؛ در همه جا کار وجود دارد، به شرطی که مهارت لازم باشد
فرزندم در دبستان است، همسرم در یک سازمان دولتی محلی کار میکند؛ راه زیادی نیست، بهتر است قدم به قدم پیش برویم
نمیدانم صاحب پست الان حالش خوب است یا نه؟