Thread Content
طراحی جداکننده نفت و گاز.pdf
پس از دانلود، آن استاندارد را به دقت تحلیل کردم. مشخص شد که این استاندارد تفاوتهای قابل توجهی با استانداردها، مقررات و رویههای بینالمللی مشابه دارد؛ مهمترین این تفاوتها این است که به اجزای اصلی مربوط به جداسازی، به عنوان عوامل کلیدی در طراحی اندازه جداساز، توجه لازم نشده است. هستهی جداکننده، قطعات داخلی آن برای جداسازی است. ابتدا باید طراحی بهینهسازی ساختار قطعات داخلی انجام شود، سپس اندازه محفظه بر اساس نوع و ابعاد قطعات داخلی تعیین گردد؛ یعنی طراحی متناسب با نیازها، به صورت یک به یک. به جای اینکه طبق الزامات استاندارد، ابتدا ساختار و ابعاد محفظه تعیین شود و سپس طراحی و چیدمان قطعات داخلی در چارچوب محدودیتهای آن انجام گیرد، امکان دارد قطعات داخلی که بر اساس یک مدل دینامیکی کامل طراحی شدهاند، نتوانند در محفظهای با ساختار و ابعاد از پیش تعیینشده نصب شوند؛ یعنی طراحی بر اساس مشخصات موجود انجام نمیشود. قبلاً چنین مشکلی پیش آمده است. این استانداردهای توصیهشده ممکن است منجر به نتایج زیر شوند: ۱. ابعاد ساختاری پوسته که بر اساس استانداردها توصیه میشود، دقیقاً با ابعاد ساختاری قطعات داخلی که از طریق محاسبات دینامیکی به دست میآیند، همخوانی داشته باشد. این وضعیت بسیار نادر است. ۲. ابعاد ساختاری محفظه که توسط استانداردها پیشنهاد شدهاند، بزرگتر از ابعاد ساختار قطعات داخلی جداشونده حاصل از محاسبات دینامیکی هستند. این وضعیت منجر به هدررفت اندازه قاب و همچنین هزینه ساخت آن میشود. ۳. ابعاد ساختاری پوسته که توسط استانداردها توصیه شدهاند، کمتر از ابعاد ساختار قطعات داخلی جداشونده حاصل از محاسبات دینامیکی است. این وضعیت باعث میشود که غلاف اصلی کاملاً بیفایده شود؛ لذا باید یک غلاف جدید ساخته شود تا با تمام اجزای مربوط به جداسازی دینامیکی سازگار باشد. در نتیجه، کارایی جداسازی کاملاً تضمین میشود و غلاف اصلی هدر میرود. یا میتوان از محفظهای با ساختار اندازهای اصلی به زور استفاده کرد، اما تنها میتوان برخی از قطعات داخلی را نصب کرد و کارایی کامل جداسازی حاصل نخواهد شد؛ در نتیجه، عملکرد دستگاه قطعاً با مشکلاتی روبرو خواهد شد.
آخرین بار این پست توسط BBCJ20008 در تاریخ ۸-۵-۲۰۲۲ ساعت ۱۶:۱۷ ویرایش شد. از اشتراکگذاری سپاسگزاریم