آیا از انواع سؤالات زبان انگلیسی در آزمون ورودی دکترا آگاهی دارید؟
Thread Content
ویژگیهای سؤالات: الگوی کلی سؤالات پر کردن خلأها در آزمون انگلیسی کارشناسی ارشد به این صورت است: به شرکتکنندگان یک متن کوتاه با ساختار منسجم داده میشود (طول متن بین ۲۸۰ تا ۳۰۰ کلمه است). سؤالسازان بر اساس قوانین مشخصی، هر ۴ تا ۱۵ کلمه یک کلمه را حذف میکنند تا در مجموع ۲۰ خلأ ایجاد شود. سپس در هر خلأ، چهار گزینه ارائه میشود که شامل سه گزینه گمراهکننده و یک گزینه صحیح است تا شرکتکنندگان بتوانند یکی را انتخاب کنند. هدف از این نوع سؤالات، سنجش توانایی داوطلبان آزمونهای آموزش زبان انگلیسی در پر کردن خلأها به صورت جامع، با استفاده از دانش دستوری و واژگان یادگرفته شده و همچنین روابط منطقی موجود در متن، است. از داوطلبان انتظار میرود که هم دارای پایهای محکم در دانش دستوری و ذخیرهای گسترده از واژگان باشند و هم توانایی خواندن قوی داشته باشند. در حل سؤالات این بخش، داوطلبان باید از تمام دانش زبان انگلیسی که در اختیار دارند به شیوهای انعطافپذیر استفاده کرده و بتوانند آنها را با یکدیگر تلفیق نمایند. به طور کلی، انواع سؤالات در آزمونهای پر کردن جملات، برای سنجش توانایی داوطلبان در استفاده عملی از زبان انگلیسی و حس زبانی آنها است. به طور مشخص، این آزمون از منظر گفتمان، توانایی درک مطلب، دانش واژگان، آشنایی با عبارات رایج انگلیسی و همچنین استفاده انعطافپذیر از قواعد دستوری را به طور جامع ارزیابی میکند. بنابراین، عمدتاً سه نوع سؤال وجود دارد:(الف) سؤالات واژگانی: بیشترین سهم را دارند و ۶۰ تا ۸۵ درصد از کل سؤالات را تشکیل میدهند؛ این سؤالات شامل تعریف کلمات یا عبارات و تشخیص تفاوتهای واژگانی است. در میان سؤالات تمایز واژگان، عمدتاً منظور تمایز بین واژههای هممعنی و مترادف است که این نوع سؤالات دشواری بالایی دارند. حدود ۱۵ درصد را تشکیل میدهد که عمدتاً شامل سؤالات مربوط به ساختار دستوری است و کاربرد ضمایر، حروف ربط و واژههای پیوندی جملات را بررسی میکند. حدود ۱۵ درصد را تشکیل میدهد که عمدتاً شامل واژههای پیوندی برای روابط منطقی در جملات حالتی، یا واژههای انتقالی بین جملات و بخشها میباشد. در مراحل حل مسئله، باید ابتدا موضوع متن را درک کرد. جمله اول یک متن تکمیلشونده، معمولاً فاقد خالی برای پر کردن است و یک جمله کامل محسوب میشود؛ همچنین جمله اول اغلب جمله موضوعی متن (Topic Sentence) است یا حاوی کلمات کلیدی مربوط به موضوع میباشد. داوطلبان میتوانند با استفاده از آن، ایده اصلی متن را درک کرده و پایهای برای پاسخ به سؤالات بعدی فراهم کنند. در اینجا، ابتدا باید ویژگیهای جملات موضوعی در زبان انگلیسی را بدانیم. یک جمله موضوعی مؤثر باید دارای دو معیار زیر باشد: ۱. موضوع: موضوع یا مسئله. محتوای بخشها را به وضوح مشخص کرده و نقش محدود کردن دامنه موضوع را ایفا میکند. ۲. نظر: بازتابدهنده دیدگاه، تصور و نگرش نویسنده نسبت به موضوع است و نقش تعیین کننده فضای کلی پاراگراف را ایفا میکند. پس از آشنایی با ویژگیهای جملات موضوعی به زبان انگلیسی، هنگام خواندن جمله اول در متنهای پر کردن خلأ، نباید تنها به معنای لفظی آن به زبان چینی بپردازیم، بلکه باید از طریق همین جمله اول، محتوای اصلی متن را پیشبینی کرده و مسیر مناسبی برای پاسخ دادن به سؤالات فراهم کنیم. متن را به سرعت بخوانید تا مفهوم کلی آن را درک کنید. به محض شروع پاسخگویی به سؤالات، باید بر اساس سرنخهایی که به دست آوردهاید، به سرعت واکنش نشان دهید، کلمات کلیدی را پیدا کنید و مفهوم کلی متن را درک نمایید. اگر مشکلات خاصی وجود داشت، آنها را موقتاً نادیده بگیرید یا پاسخ اولیهای برایشان بنویسید؛ هرچه فضای خالی در متن کمتر شود، معنای کلی آن روشنتر خواهد شد. با توجه به اینکه متنهای انتخاب شده برای پر کردن جاهای خالی، دارای رابطه منطقی و معنای مرتبط هستند، لذا در طول متن، تکرار کلمات، هممعنایی یا متضاد بودن کلمات در بخشهای مختلف، و همچنین ارتباطات متقابل بین کلمات، امری اجتنابناپذیر است. بنابراین، هنگام حل مسئله باید به این فکر کرد که چگونه میتوان زبان انگلیسی را بهتر یاد گرفت و در این راستا سرنخهای مرتبط را جستجو کرد؛ مانند معنای اصلی یک کلمه، ضمایر، واژههای هممعنی، مترادفها، واژههای با معنای بالاتر یا پایینتر، و واژههای خلاصهکننده. اما از آنجایی که هنگام حل تمرینات نمیتوانیم مدام متن را مطالعه کنیم، بنابراین در حل تستهای پر کردن خلأ، باید توانایی شناسایی و به خاطر سپردن اطلاعات مرتبط را پرورش دهیم. متن را دوباره بخوانید و بررسی کنید؛ چون هنگام انتخاب پاسخها باید به طور متوالی عمل کرد، پس از انتخاب اولیه نیز باید بر اساس زمینه متن، پاسخهایی که دربارهشان تردید دارید یا مطمئن نیستید، مورد بررسی دقیق قرار گیرند. در این مرحله، باید متن را دوباره بخوانید و از منظر معنایی و منطقی بررسی کنید که آیا مشکلی در آن وجود دارد یا خیر؛ سپس پاسخها را بر اساس زمینه متن تنظیم کنید. تکنیکها و روشهای حل مسئله ۰۱: معمولاً سؤالات اول و دوم در بخش پر کردن جملات، نسبتاً دشوار هستند. در این هنگام، داوطلبان نباید عجله کنند یا ترسیده باشند. آن ببر کاغذی است، از کاغذ ساخته شده، ببر واقعی نیست؛ میتوانید پس از خواندن بخش اول و حتی کل متن، تصمیم بگیرید. تکنیک ۰۲: خودتان تلاش کنید روابط ترکیبی مورد نظر را پیدا کنید، بهویژه از طریق جایگزینی نقشها، تا به ترکیباتی برسید که در فرهنگ چینی آشنا هستند اما در فرهنگ انگلیسی ناشناختهاند. آنچه قبلاً آمده، بعداً از شما مورد سؤال قرار خواهد گرفت. ترفند ۰۳: اگر در گزینهها هر کلمهای با معنای بلاغی وجود داشته باشد، احتمالاً پاسخ صحیح است. اگر با درک اینکه نقشها عوض شدهاند، قصد سؤالپرسنده را درک کنیم، درک آن دشوار نخواهد بود؛ چرا که میتوانیم هم پاسخ را تأیید کنیم و هم آن را بررسی نماییم. در عین حال، داوطلبان میتوانند به طور فعال به جستجو و تأمل درباره موارد مشابه دیگری که سؤالی دربارهشان مطرح نشده است، بپردازند. تکنیک شماره ۰۴: هنگام پر کردن خلأها در آزمون ورودی دکترای تخصصی، حتماً از استفاده از «ترکیبات کلمات» به زبان چینی خودداری کنید؛ یعنی از همان روشی که یکی از سه ترفند رایج در سؤالات آزمون محسوب میشود: جایگذاری کلمات به زبان چینی. باید به ترکیبات زبان انگلیسی فکر کرد، نه اینکه حفظ کرد؛ برای یادگیری خوب زبان انگلیسی، باید درک کرد و اطلاعات جمعآوری کرد. تکنیک شماره ۰۵: یکی از سه روش متداول برای ساختن سؤالات، همان «جدا کردن زوجها» است؛ یعنی جداسازی عناصر مرتبط با یکدیگر. راه حل آن ساده است: کافی است عناصر اصلی را پیدا کرد و عناصر غیرضروری و تزئینی را حذف کرد. تکنیک شماره ۰۶: نویسنده با استفاده از کلمات خاصی که در گزینهها آمده بودند، ۱۰۸۰ گزینه موجود در ۱۶ مجموعه سؤال را بررسی کرد و دریافت که در مجموع حدود ۶۰۰ کلمه (عبارت) مختلف مورد بررسی قرار گرفتهاند؛ نرخ تکرار کلمات بسیار بالا بود. در مرحله پایانی و پرتنش شمارش معکوس، احتمالاً ما، داوطلبان، میدانیم که باید چه کار کنیم. همین امر در مورد خواندن و سایر سؤالات عینی نیز صادق است. ترفند ۰۷: کلمات برخی گزینهها در طول تاریخ ۳ بار یا بارهای بیشتری ظاهر شدهاند، مانند: about، at، if only، now that، restrict، provided، similar، since، stimulate، unless، what؛ اما هرگز به عنوان پاسخ صحیح استفاده نمیشوند و تنها به عنوان عناصر تزئینی به کار میروند. تکنیک ۰۸: کاربرد ساختار رابطهای اصلی-وابسته. در بخش جملات کامل آزمون ورودی دکترای تحصیلات تکمیلی، بررسی ساختار «فعل-صفت-مفعول» تنها به دو حالت زیر محدود میشود: رابطه توصیفی و رابطه علامت برابر. اگر داوطلبان این روابط و مهارتهای قضاوت درباره آنها را بدانند، میتوانند به راحتی نمره خوبی کسب کنند. تکنیک ۹: «حمله از دو طرف». در سؤالات پر کردن خلأها در آزمون ورودی دکترای تخصصی، نقاط مورد بررسی مربوط به اسامی، فعلها و صفتها، یعنی کلمات معنایی، اغلب با سرنخهای مشخصی ارائه میشوند. در اطراف جای خالی مربوطه، در زمینه روز معلم، اطلاعاتی وجود دارد که به عنوان راهنما عمل میکنند (مثلاً جلوی یک اسم، صفت قرار دارد و پشت آن جمله؛ جلوی یک صفت، قید قرار دارد و پشت آن اسم؛ جلوی یک فعل، فاعل قرار دارد و پشت آن مفعول و غیره). اگر داوطلبان بتوانند این اطلاعات کلیدی و محدود را تشخیص دهند، میتوانند تمام سؤالات را به درستی پاسخ دهند. تکنیک شماره ۱۰: «سازگاری نگرش». متنهای پر کردن خلأ در آزمون ورودی دکترا معمولاً «بینقص» هستند؛ نگرش نویسنده در سراسر متن یکپارچه است و او با یک دیدگاه کلی، کل متن را راهنمایی میکند. در برخی سؤالات که راهنمای مشخصی برای یافتن پاسخ وجود ندارد، میتوان با توجه به نگرش نویسنده، پاسخ را تشخیص داد. در سالهای اخیر بسیار رایج شده است، بهویژه سؤالات ابتدایی؛ وقتی با آنها روبرو میشوید، نترسید. تکنیک ۱۱: ساختار of. در آزمونهای پر کردن جملات در کنکور، بررسی کلمه «Of» تنها به سه حالت زیر محدود میشود: رابطه تعلق اساسی؛ تبدیل یک اسم انتزاعی به شکل صفت آن؛ همچنین این قاعده در نوشتار نیز در مورد رابطه فاعل و فعل صادق است. اگر داوطلبان این سه نوع رابطه و همچنین تکنیکهای قضاوت درباره آنها را درک کنند، میتوانند به راحتی نمره کسب کنند. تکنیک ۱۲: ویژگیهای گزینهها. گزینههای مترادف کامل، هر دو اشتباه هستند: ۱۱٪ امتیاز، یعنی ۱.۱ نمره؛ گزینههای مترادف نسبی، یعنی گزینههای تقریباً مشابه، که همان نکته کلیدی سؤال است و تفاوت جزئی آن، نکته آزمون در زبان انگلیسی در روز معلمان است؛ انتخاب یکی از دو گزینه، که یکی از آنها حتماً باید درست باشد: ۱۸٪ امتیاز، یعنی ۱.۸ نمره. همگی باید به طور جدی فکر کنند. و آنچه که گزینههای متضاد نامیده میشود، از نظر تئوری باید دو گزینه باشد، اما در عمل موارد استثنایی وجود دارد؛ لطفاً به این موضوع توجه کنید. تکنیک ۱۳: در صورت مواجهه با واژههای ناآشنا، به دو اصل توجه کنید: واژههای نسبتاً ساده را انتخاب کنید و از واژههای عجیب یا غیرمعمول پرهیز کنید. لطفاً حدس بزنید: support cry plea wish. باید یک گزینه باشد.