Thread Content
برای بسیاری از مدیران امنیت در سطوح پایین، مشکلی که در کار با آن روبرو میشویم این است که اقدامات لازم برای رفع خطرات موجود در محل کار به درستی اجرا نمیشود. اغلب خودم با دیدن این وضعیت نگران میشوم و احساس میکنم که انجام کار دشوار است. به همین منظور، باید با کاستیهای کار خود روبرو شویم، جسورانه تغییر کنیم و از تغییر و بهبود تواناییهای اجرایی مربوط به ایمنی شخصی خود آغاز کنیم. قدرت اجرایی امنیت از کجا میآید؟ ۱. اجرایی بودن از محل تحمل مسئولیت نشأت میگیرد. در «مقررات پنج اجرا و پنج تحقق در سیستم مسئولیتهای ایمنی کار در شرکتها» آمده است که «باید مسئولیتهای ایمنی به درستی انجام شوند». داستان کوتاهی خواندهام؛ در نانجینگ دیوارهای شهر دوران سلسله مینگ وجود دارد که روی هر آجر از آنها، نام یک فرد نوشته شده است. این در زمان ساخت دیوارهای شهر بود؛ برای اطمینان از کیفیت بالای آجرها و جلوگیری از پروژههای ناموفق، در آن زمان حکومت از مقامات محلی در استانها، شهرستانها و مناطق مختلف، همچنین رؤسای سازمانهای محلی در سطوح پایینتر، تا خود کسانی که آجرها را تولید میکردند و کارگران کورههای پخت آجر، خواست تا نام خود را روی آجرها بنویسند تا بتوان آنها را بررسی کرد. در صورت عدم رعایت استانداردها، مسئولیت تولیدکنندگان آجر مورد پیگرد قرار میگرفت و گاهی حتی اعدام میشدند. این «سیستم مسئولیتپذیری» سختگیرانه، کیفیت بالای هر آجر را تضمین میکند و در نتیجه، کیفیت بالای ساخت دیوارهای شهر را نیز تضمین مینماید. پس از گذر بیش از ۶۰۰ سال پرفراز و نشیب، این دیوار شهر مینگ همچنان به خوبی حفظ شده است. باید گفت که ایفای مسئولیت چقدر مهم است؛ تنها با ایفای صحیح مسئولیتها است که هیچ کمبودی پیش نخواهد آمد. چیزی مشابه این در بیمارستانها نیز وجود دارد؛ کنار تخت هر بیمار بستری، یک کارت کوچک قرار دارد که روی آن نام، سن، جنسیت بیمار، بیماری او، پزشک معالج و پرستار مربوطه به وضوح ذکر شده است و تمام مسئولیتها به یک فرد خاص اختصاص داده شده است. این همان مسئولیت قفل کردن هر فرد است؛ تنها زمانی که هر فردی مسئولیت خود را بر دوش بگیرد، اجرای کارها بهبود یافته و تضمین میشود. ۲. توانایی اجرا از ارتباط مؤثر نشأت میگیرد. ارتباط، تبادل افکار و اطلاعات بین افراد است؛ فرآیندی که در آن اطلاعات از یک شخص به شخص دیگر منتقل شده و به تدریج گسترش مییابد. ما در محیط کار ارتباطات مؤثری برقرار میکنیم تا بتوانیم دیدگاهها یا درخواستهای خود را به درستی به افراد مربوطه منتقل کنیم و در نتیجه، درک و حمایت آنها را جلب نماییم. اگر ارتباطات به درستی انجام نشود، احتمالاً به نتیجهای مشابه «دانشمند و خرید چوب» خواهیم رسید. مردی دانشمند برای خرید چوب رفت و به فروشندهی چوب گفت: «کسی که چوب میفروشد، بیا اینجا!» ”فروشنده چوب معنای آن را نمیفهمید، اما کلمات «بیا اینجا» را متوجه شد؛ بنابراین چوبها را جلوی دانشمند گذاشت. دانشمند از او پرسید: «قیمتش چقدر است؟» ”فروشنده چوب نتوانست این جمله را کاملاً درک کند، اما کلمه «قیمت» را فهمید و بنابراین قیمت را به دانشمند گفت. دانشمند ادامه داد: «کج و ناپایدار، درونش خالی است؛ مقدار آن زیاد و کیفیتش پایین است، لطفاً آن را کاهش دهید.» ”فروشنده چوب، چون حرفهای دانشمند را نمیفهمید، با بار چوب آنجا را ترک کرد. از این داستان میتوانیم درک کنیم که مدیران ایمنی هنگام ارتباط با کارکنان باید صبور باشند و الزامات قانونی سخت و نامفهوم و همچنین الزامات فنی پیچیده را با زبانی ساده و قابل فهم برای کارکنان توضیح دهند تا آنها مفهوم دقیق هر مورد را درک کنند. تنها در این صورت است که کارمندان میتوانند سخنان شما را با واقعیت کار خود تلفیق کنند، بفهمند که دقیقاً چه کاری از آنها انتظار میرود، و همچنین بتوانند به طور کامل با شما تعامل داشته باشند، روشهای مختلف ممکن و سؤالات مربوط به آنها را با شما مورد بحث قرار دهند. ارتباط مؤثر، تضمین مهمی برای انجام کارهاست؛ در صورت عدم وجود ارتباط مناسب، انجام کارها بسیار دشوار خواهد بود و دستیابی به نتایج مورد انتظار ممکن نخواهد بود. بنابراین، پیشنیاز افزایش کارایی در زمینه ایمنی، تقویت مهارتهای ارتباطی خود است. ۳. کارایی اجرایی از روحیه تعهد نشأت میگیرد. برای ارتقای کارایی اجرایی ما در زمینه ایمنی، ابتدا باید روحیه تعهد را در خود پرورش دهیم. فقط با عشق به کارمان میتوانیم آن را به خوبی انجام دهیم. مدیریت ایمنی، حرفهای است که میتواند جان و اموال انسانها را نجات دهد. مدیران ایمنی باید دارای روحیهی تعهد باشند؛ این روحیه، هم نشاندهندهی احترام به جان انسانهاست و هم تعهدی به سلامت و ایمنی کارگران. تنها افراد متعهد هستند که برای این رسالت تلاش میکنند، در برابر دشواریها و شکستها استوار میمانند تا راهحلهایی برای مشکلات پیدا کنند و به این ترتیب توانایی اجرای اقدامات لازم را در خود افزایش دهند. به عنوان مدیران ایمنی، مواردی وجود دارد که آنها وظایف مربوط به مدیریت ایمنی را به درستی انجام نداده و در نتیجه حوادثی رخ داده است؛ چنین مواردی مصداق جرم بیتوجهی در مدیریت ایمنی محسوب میشوند. همانطور که یک کارآفرین مشهور گفته است: «فقدان روحیه تعهد، به معنای کنار گذاشتن فرصتهای بهتر برای زندگی است؛ این مانند قرار دادن موانع در مسیری است که میتوان آزادانه از آن عبور کرد، و کسی که میافتد، خودش است.» ”بنابراین، اجرای مؤثر اقدامات امنیتی ما نیازمند روحیه تعهد و پشتکار است. ۴. کارایی از پیگیری و بررسیها نشأت میگیرد؛ در طول اجرای هر یک از فعالیتهای ایمنی، مدیران ایمنی باید آنها را پیگیری و بررسی کنند. میتوان فهمید کار تا کدام مرحله پیش رفته است، در فرآیند اجرا چه مشکلاتی پیش آمده و آیا انحرافی وجود داشته است یا خیر. در صورت بروز مشکل، میتوان آن را به موقع اصلاح کرد و راهحلی پیدا نمود تا اجرا دچار انحراف نشود. این یک گام کلیدی برای اطمینان از اجرای صحیح است و نمود مستقیم و نهایی توانایی اجرای ایمن نیز محسوب میشود. بگذارید اجرا برای رسیدن به نتیجه بجنگد؛ آنچه اجرا میخواهد، نتیجه خوب است، نه «زحمت سخت». مردم فقط کاری را انجام میدهند که شما بررسی کردهاید، نه کاری که شما میخواهید. پیگیری کارهای مشخصی که تعیین کردهاید، نه تنها باعث میشود دیگران با ریتم کاری شما همگام شوند، بلکه به افراد تحت فرمان شما کمک میکند تا از رفتار سطحی دست بردارند و از انجام کارها به صورت ناقص خودداری کنند؛ در نتیجه، آنها به طور جدی و دقیق، مطابق با قوانین و استانداردها عمل کرده و کارها را واقعاً به درستی انجام میدهند. کار ایمنی فقط یک نقطه شروع دارد و نقطه پایانی ندارد؛ ایمنی هرگز پایانی نخواهد داشت. نیاز به اجرای قوی اقدامات امنیتی توسط مدیران امنیت وجود دارد تا بتوانند محیط کاری ایمن و سالمی برای کارکنان فراهم کنند. اجرای ایمن، به این معناست که یکی دیگر از خطرات ایمنی ما از بین رفته است؛ روز به روز، این روند به سمت یک صعود مثبت و پیوسته پیش خواهد رفت. اجرای صحیح انجام نشده، خطرات همچنان وجود دارند؛ به تدریج گسترش مییابند و شاید روزی منجر به فجایعی شوند. بنابراین، تقویت تواناییهای اجرایی مربوط به امنیت، به یک «سلاح مخفی» ضروری در کار ما تبدیل خواهد شد.
“«توانایی اجرا از روحیه تعهد نشأت میگیرد.» این موضوع بسیار مهم است؛ فقط با وجود روحیه تعهد است که میتوان به طور خودجوش کار را به خوبی و با دقت انجام داد...
من مسئول ایمنی کارخانه هستم؛ کار روزمره واقعاً پرفشار است. تنها راه، الگو قرار دادن خود و پذیرفتن مسئولیت، و انجام دقیق هر کار کوچک است
کاملاً منطقی است؛ کارهای ایمنی در واقع بسیار ساده هستند، مهم این است که به انجام آنها ادامه دهیم و از دردسرها نترسیم!
نکته کلیدی، اجراست؛ هرچقدر نظامها زیاد و کامل باشند، بدون اجرا بیفایدهاند
درست است، منطقی است. مشکل اینجاست که سطح کیفیت کارکنان فعلی هنوز به حد لازم نرسیده است