Thread Content
در صنعت امنیت، نحوه برقراری ارتباط مؤثر بین مدیران بخشهای مدیریت امنیت و کارکنان خط مقدم، یک «مشکل دیرینه» است. ارتباط مؤثر چیست؟ انتقال اطلاعات نیازهای خود به طرف مقابل، و اینکه طرف مقابل با خوشحالی آن اطلاعات را بپذیرد و به کار ببرد، همان ارتباط مؤثر است. چرا گفته میشود که ارتباطات در زمینه مدیریت ایمنی، یک مشکل سرسخت است؟ افرادی که تحت پوشش مدیریت ایمنی قرار دارند، کارکنان خط مقدم هستند؛ این گروه دارای ویژگیهای مشترکی است: در هر صنعتی، کارکنان خط مقدم اغلب دارای سطح تحصیلات پایین، تجربه اجتماعی کم، و درک ناکامل از مسائل مختلف هستند. این امر حتماً منجر به اختلاف در درک یک موضوع مشترک بین مدیران و افراد تحت مدیریت میشود. بسیاری از مدیران امنیتی با چنین گروهی روبرو میشوند؛ در چنین شرایطی، حتی اگر فرد دارای مهارتهای بسیار خوبی باشد، گاهی متقاعد کردن آن افراد دشوار است. چه نیرویی باعث میشود برخی ترجیح دهند جان خود را فدا کنند تا ریسک کنند؟ در واقع، آنها عمداً تجهیزات ایمنی را کنار نمیگذارند؛ گاهی فقط برای تسریع در کار، مراحل مرتبط با ایمنی را حذف میکنند. قلب مهربان ما را به این باور میرساند که بگذاریم آنها را رها کنیم! آنها مجبور به انجام آن شدند. اما، این شیطان به نام حادثه، انتخاب نمیکند که نادیده گرفته شود. دقیقاً به دلیل ویژگیهای خاص چنین گروههایی، باید روشهای ارتباطی خود را تغییر دهیم: کاهش فریادزنی نسبت به آنها در کارهای روزمره، استفاده از روشهای آموزشی برای ارتباط که مؤثرتر هستند، جایگزینی دستورات با گفتگو، و جایگزینی مجازاتها با آموزش. به عنوان مثال، کارمندی در زیر جرثقیل، محمولهای را که در حال بالا بردن است، نگه داشته است؛ دو روش مختلف ارتباطی منجر به نتایج متفاوتی میشود: اگر مسئول ایمنی به سمت او برود و بگوید: «متوجه نیستی که این کار خیلی خطرناک است؟» اینطور کمک کردن، مثل جستن برای مرگ است؛ باید برایت جریمهای تعیین شود و اقدامات مشابهی صورت گیرد. از دیدگاه دیگران فکر کنید: اگر ما مدیران بودیم، قطعاً چنین روش مدیریت توبیخآمیزی را رد میکردیم و سرشار از مقاومت میشدیم، که در نتیجه میزان خطر را افزایش میداد. اگر مدیران ایمنی بروند و بگویند: آقا، چه چیزی را بالا میکشید؟ آن چیز خیلی سنگین است. نگاه کنید، آن طناب بالابر همیشه اینطور استفاده میشود؛ نگران نیستید که روزی پاره شود؟ پیشنهاد میشود در آینده پایین آنجا نایستید؛ هرچند احتمال کمی وجود دارد، اما بهتر است فاصله بگیرید؛ این کار مانع کار شما نخواهد شد. چنین ارتباطی توسط هر کسی قابل پذیرش است. افراد مسئول ایمنی، هنگام مدیریت، باید صبور باشند و مراقبت بیشتری نشان دهند؛ در این صورت، انجام کارهای مربوط به ایمنی نیز بهتر خواهد بود. برای برقراری ارتباط مؤثر، باید بیشتر از دیدگاه آنها تصمیم گرفت؛ نمیتوان تنها به ابزارهای نظارتی و فرماندهی تکیه کرد. باید بر اساس شرایط واقعی، اقدامات ایمنی مؤثری در نظر گرفت؛ نمیتوان از یک روش تئوریک برای مدیریت همه چیز استفاده کرد؛ زیرا در مدیریت اشیاء قوانین مشخصی وجود دارد، اما انسانها دارای تفاوتهای زیادی هستند. ارتباط مؤثر نیازمند آن است که هر دو طرف مشکلات خود را مطرح کرده و دربارهی آنها صحبت کنند؛ نمیتوان تنها از سوی یک طرف مدیریت کرد. ما باید در عین توجه به منافع آنها، از ایمنی نیز مراقبت کنیم. به همین ترتیب، کسانی که تحت مدیریت قرار دارند، باید کار مدیر را درک کنند؛ زیرا اهداف مدیر با منافع کسانی که تحت مدیریتشان هستند، همخوانی دارد.
بهتر است پس از آموزش دادن به آنها، دوباره آموزش داد!
به عنوان مدیر ایمنی، در صورت بروز مشکلات در محل کار، میتوان از کارشناسان ایمنی و فنی انتقاد کرد، اما نمیتوان مستقیماً از کارکنان عملیاتی انتقاد کرد؛ زیرا در ساختار مدیریتی نیز سلسله مراتبی وجود دارد و مدیریت مستقیم توسط مدیر ارشد ممکن است مورد پذیرش کارکنان قرار نگیرد و حتی نتیجهای معکوس داشته باشد. بهترین راه، توضیح دقیق و مفصل است.