Thread Content
چگونه میتوان در کنار کارهای پرمشغله، علایق و سرگرمیهای متنوعی برای خود پرورش داد؟ در واقع، قبلاً هنگام صحبت با دوستانم درباره این موضوع صحبت کرده بودم. دوستانم گفتند که من میتوانم هر روز کارهای زیادی انجام دهم: به تمرینات ورزشی ادامه دهم، گاهی آشپزی کنم، وقتی برای یادگیری زبان انگلیسی داشته باشم، و هر روز مقدار زیادی خبر بخوانم. از من پرسیدند که چطور این کارها را انجام میدهم وقتی دیگران مشغول خواندن شایعات هستند، من مشغول خواندن اخبار در جیانشو میشوم؛ وقتی آنها سعی میکنند دخترها را جذب کنند، من مشغول مرتب کردن فهرست دستورات پخت میشوم؛ وقتی دیگران در تائوباو گشت میزنند، من در حال دویدن هستم؛ وقتی آنها مشغول تماشای سریالها هستند، من مشغول یادگیری زبان انگلیسی میشوم؛ وقتی دیگران منتظر سفارش غذا هستند، من مشغول پختن غذا میشوم؛ وقتی آنها در حال فکر کردن هستند، من نیز در حال فکر کردنم؛ وقتی دیگران مشغول کارهایشان هستند، من.../پوشاندن صورت. در واقع، زمانی که ما صرف کارها میکنیم، تقریباً یکسان است؛ فقط کارهایی که انجام میدهیم متفاوت است. زمان آنقدر ارزشمند است که باید در چیزهای خوب هدر داده شود؛ فقط کاری را انجام دهید که خودتان دوست دارید، به کارهای دیگران توجه نکنید! اگر کار خودتان را دوست دارید، به کارهای دیگران توجه نکنید ; اگر احساس میکنید بیمعنی است، کاری پیدا کنید که برایتان معنادار باشد. چه روش احمقانهای، روش توماتو هم کارساز نیست؛ اگر نتوانی خودت را کنترل کنی، روشهای بادمجان و خیار هم فایدهای ندارند! مهمترین چیز این است که بدانید چه میخواهید و آن را به یک باور تقویت کنید تا خودتان را تشویق کنید؛ اگر نتوانستید، هر روز آب مرغ بنوشید. من همین کار را میکنم، سالهاست که آب مرغ را کم نکردهام! ضمناً، من احساس نمیکنم زمان زیادی داشته باشم؛ بلکه فکر میکنم هر روز زمان کافی ندارم و کارهای زیادی برای انجام دادن وجود دارد! شاید کسی بگوید: تو هر روز اینقدر مشغولی، چه آگاهیای داری؟ زندگیت خیلی لذتهایش را از دست داده است. در واقع این مسئلهای است که هر کس بسته به دیدگاه خود، نظر متفاوتی دارد! چیزهایی که دوست داریم، حتماً خستهکننده به نظر نمیرسند! در واقع من هم کاملاً بدون سرگرمی نیستم؛ مثلاً صبحها به «هایچوان» میروم تا پست بگذارم، ظهرها هم همین کار را میکنم، و شبها در «هایچوان» به پرسشها پاسخ میدهم، افکارم را سامان میدهم و مقالاتی مینویسم تا با دیگران به اشتراک بگذارم. این کارها برای من هم جالب و هم معنادار است؛ خیلی خوب است! اخیراً یک بازی به نام «مارول کوئست» بازی کردم. تازه با کاپیتان آمریکا، زن بیوه سیاه، غول سبز، گریزلی، آیرونمن و اسپایدرمن آشنا شدم. به همین دلیل، علاقه زیادی دارم تا تمام فیلمهایی که قبلاً ندیده بودم را پیدا کرده و با دقت تماشا کنم. این متن توسط گوانگوان بازنشر شده است. درباره علایق و سرگرمیهایت صحبت کنیم؟ ؟
مطالعه، خواندن، ورزش، نوشتن با قلم حبری، گیتار، موسیقی، آشپزی، پیادهروی~ هر روز صبح نیم ساعت دویدن و نیم ساعت تمرینات ورزشی، هر یکشنبه پیادهروی بیش از ۱۵ کیلومتر; میتوانم خودم یاد بگیرم؛ مثلاً اخیراً مکانیک مواد و Aspen را، اما نه به طور عمیق، چون انگلیسیام خوب نیست؛ بارها سعی کردهام انگلیسی یاد بگیرم اما پیشرفتی نداشتهام ; هر روز گیتار مینوازم، آهنگهای جدید گوش میدهم، جای کارم را عوض میکنم؛ نه گیتار و نه قلم خودنویس را همراهم ندارم، بنابراین برای مدتی دوباره باید با آنها غریبه شوم ; میتوانم کمی چیزهایی بنویسم، مثل شعر و نوشتههای آزاد ; برای پختن غذا، نیم ماه در رستوران به هم زدن قابلمهها کمک کردم؛ همچنین قصد داشتم یک فروشگاه غذاهای خوارکی باز کنم، اما این طرح نیز ناکام ماند ; فقط کارهای باقیمانده اینهاست: غذا خوردن، کار کردن، خوابیدن، و رابطه جنسی… امم… مهمتر از همه، همراهی با همسر است؛ این اولویت اصلی است. احساس میکنم زمان کافی نیست و خواستههایم خیلی زیاد است
تو خیلی پرمحتوا هستی! شعرها میتوانند در بخش شعر منطقه تفریحی منتشر شوند. بازی زنجیرهای اصطلاحات که اخیراً گوانگوان شروع کرده، خیلی سرگرمکننده است
غذا خوردن، خوابیدن، بازی کردن. دوودو کیست؟
اگر به «پاپاپاپا» هم علاقهای نیست، میتوان از انجام کارهای دیگر هم خودداری کرد
علاقههای انسانها روز به روز کمتر میشود. خوردن، نوشیدن و تنبلی به وضعیت عادی جوانان تبدیل شده است. . .
در زمان استراحت، با دوستان خود برای انجام کارهایی که دوست دارید همراه شوید؛ پایبندی بسیار مهم است
هنوز علایق و سرگرمیهایم را پرورش ندادهام