موضوعات سبکی ------- چند شوخی و پند ایمنی
Thread Content
اداره ایمنی کار: بیش از ده سال پیش، اداره نظارت بر ایمنی کار در شهرستان تأسیس شد. ما برای بازرسی به معدن رفتیم؛ میترسیدیم در آنجا کسی پیدا نشود، بنابراین از قبل با مدیر معدن تماس گرفتیم و او را مطلع کردیم. وقتی به معدن رسیدم، توسط نگهبان ورودی متوقف شدم. “«شما از کدام واحد هستید؟» «ما از اداره نظارت بر ایمنی شهرستان هستیم.» ”“رئیس معدن گفت: امروز افرادی از اداره ایمنی شهرستان آمدهاند؛ برای بررسی مسائل ایمنی، سایر واحدها نمیتوانند وارد شوند. لطفاً شما هم بروید. ”مجبور شدیم با مدیر معدن تماس بگیریم و وضعیت را توضیح دهیم؛ سپس وارد شرکت شدیم. وقتی به محل رفتم، دیدم که تمام ماشینها از کار ایستادهاند و هیچ کارگری دیده نمیشود؛ واقعاً «آرامش» برقرار است. …… مخفف واحد باید مطابق با قوانین باشد تا سردرگمی ایجاد نکند. هنگام تبلیغ اصول، سیاستها، قوانین و مقررات مربوط به ایمنی کار و گسترش دانش عمومی در زمینه ایمنی کار، فراموش نکنید که خودتان را نیز معرفی کنید. تنها تبلیغات سطحی در طول «ماه ایمنی کار» که سالانه برگزار میشود، به هیچ وجه کافی نیست. امنیت در اولویت است؛ در طول دوره «**» در سراسر کشور، همراه با مأموران ادارات نظارت بر امنیت استانها و شهرستانها، به بررسی یک معدن کوچک غیرفلزی رفتم. رئیس گزارش داد: «تحت رهبری قوی اداره نظارت بر ایمنی در سطوح بالاتر، ما همواره به اصل اولویت دادن به ایمنی و پیشگیری پایبند بودهایم؛ در دو سال گذشته هیچ حادثهای رخ نداده و تعداد کشتهها و مجروحان صفر بوده است.» در طول دو سال، ما سیستمهایی مانند رهبری در محل کار، آموزش تمام کارکنان و شناسایی و رفع خطرات را پیادهسازی کردیم و تلاش کردیم تا استانداردهای ایمنی سطح سه را برقرار کنیم. سطح مدیریت ایمنی معدن ما به سطح جدیدی رسیده است...» یکی از مقامات پرسید: «سال گذشته معدن شما چند تن سنگ معدن تولید کرد؟» صاحب معدن سرش را خاراند و با لکنت گفت: «آه، راستش را بخواهید، از زمان توقف فعالیت معدن تاکنون، حتی یک تن سنگ معدن هم تولید نشده، حتی یک روز هم تولیداتی نداشتهایم؛ به جز سه نفری که مسئول نگهبانی هستند، بقیه کارکنان همگی مرخص شدهاند...» چهرههای مقامات مختلف بود و فضا کاملاً آشفته بود. تمرکز بر «امنیت» به قیمت کنار گذاشتن فعالیتهای تولیدی، کاملاً بیمعناست؛ متوقف کردن تولید برای رسیدن به استانداردهای امنیتی، نامعقول و نمونهای از رسمگرایی است. فرمالیسم، تقصیر چه کسی است؟برادران الهی
دوست من همراه با صاحب یک معدن به معبد رفت تا آرزو کند. صاحب معدن بخور آورد، زانو زد و سرش را به زمین زد، سپس گفت: «ای برادر الهیام، لطفاً امسال معدنم را در امان نگه دار. اگر امسال هیچ حادثهای رخ ندهد، معبد شما را دوباره بازسازی کرده و تنتان را کاملاً از جنس طلا درست خواهم کرد...» دوست من این حرفها را از پشت صدایش میشنید، اما فکر کرد که مضحک است؛ بنابراین یک برگه نوشت، آن را تا کرد و به سمت بودا پرتاب کرد؛ برگه دقیقاً جلوی صاحب معدن افتاد. رئیس، پس از باز کردن توپ کاغذی، شوکه شد و گفت: «تو برای درخواست حفاظت از خود نزد من آمدهای، اما با خدایان برادری میکنی.» آرزوهایت واقعاً خوبند، حرف بیمعنی. ”بلافاصله سرش را به زمین زد و گفت: «ای پدر بزرگ الهیام، شما گناهان کسانی را که حقیر هستند فراموش میکنید؛ لطفاً مرا مثل یک چیز بیارزش در نظر بگیرید و مرا آزاد کنید…» ایمنی در کار، کاری واقعی است؛ هیچ جایی برای تقلب وجود ندارد. برپا کردن بوی عطر و پرستش بودا تنها میتواند آرامش روانی کوچکی فراهم کند و نمیتواند امنیت را به ارمغان آورد. اگر با خدایان برادری میکنی، بهتر است به جای درخواست از بودا، از خودت درخواست کنی. بگذارید راننده آن را بنویسد. پس از فرستادن تیم نظارت بر ایمنی کار در شهر و استان، رئیس روستا، سرپرست و کارمندان بخش نظارت بر ایمنی را سرزنش کرد و گفت: «فرمهای مربوط به بازرسیهای ایمنی کار باید مطابق منطق باشند.» در تاریخ ۵ مارس، من برای یک روز به پکن رفتم تا با شرکتها ملاقات کنم؛ اما من قادر به انجام کارهای چندگانه نیستم. پس چطور ممکن است در سوابق، رکوردهای مربوط به بازرسی شرکتها توسط من وجود داشته باشد؟ اگر مشخص نیست که من هر روز چه کارهایی انجام میدهم، بگذارید رانندهام آنها را یادداشت کند. ” دفترچه بازرسی ایمنی تولید، سوابق واقعی فعالیتهاست که بر پایه کارهای عملی تأیید میشود؛ نباید برای پاسخگویی به بازرسیها، به طور تصادفی در آن نوشتن کرد. چیز دروغین، دروغین است؛ در نهایت در برابر بررسی و آزمایش مقاومت نمیکند. تطابق نداشتن شهادتها: دو سال پیش، برای بررسی وضعیت ساخت پروژه گسترش کارخانههای فرآوری مواد معدنی، به آنجا رفتیم. هیچیک از کارکنان بخش نظارت، گواهینامه نظارت ندارند. پس از بررسی دقیق مشخص شد که این شرکت ناظر تنها دارای مجوز کسبوکار است و هیچ کارمند ناظر رسمی ندارد؛ بلکه با استفاده از صلاحیتهای یک شرکت ناظر در پکن، فعالیت خود را انجام میدهد. وقتی پیشنهاد کردیم که طبق قانون مجازاتشان کنیم، رئیس ناظر گفت: «فقط شهادتها با هم مطابقت ندارد، هزار تومان به شما میدهم تا بنوشید...». ما البته این کار را نمیکنیم. در مسیر بازگشت به شهر، پلیس راهنمایی و رانندگی خودروی آن صاحب کسبوکار را متوقف کرد؛ معلوم شد که آن صاحب کسبوکار گواهینامه رانندگی نداشت. من به رئیست پیشنهاد دادم: برو و به پلیس راهنمایی بگو که «شواهد با یکدیگر مطابقت ندارد»؛ برادرت گواهینامه رانندگی دارد، و همچنین هزار تومان دیگر به آنها بده تا بنوشند... رئیست از خشم تقریباً بیهوش شد. استفاده از مدارک جعلی غیرقانونی است و با گرفتن گواهینامه جعلی نمیتوان رانندگی کرد. نمیتوان فقط به این دلیل که پدر بچه شناگر خوبی است، بچه را در رودخانه رها کرد.