Thread Content
فرض کنید: مردی وجود دارد که دچار نوع عجیبی از نابینایی رنگی است. رنگهایی که او میبیند، با رنگهایی که دیگران میبینند، متفاوت است؛ او آبی را سبز میبیند. اما خودش متوجه تفاوتش با دیگران نیست. آسمان برای دیگران آبی است، اما برای او سبز است؛ هرچند که هر دو از کلمه «آبی» برای توصیف آن استفاده میکنند. چمنها نیز سبز هستند، اما او آنها را آبی میبیند و آن را «سبز» مینامد. بنابراین، نه خود او و نه دیگران متوجه تفاوتش با دیگران نیستند. سؤال این است: چگونه میتوان به او کمک کرد تا متوجه تفاوتش با دیگران شود؟
وقتی به رنگینکمان نگاه میکنید، ترتیب رنگها را به او بگویید
آیا لازم است اینقدر پیچیده باشد؟ عبور از خیابان، چراغهای راهنمایی. . .
چرا باید به او نشان داد که او با دیگران متفاوت است؟ آیا بهتر نیست که سطح زندگیاش مانند اطرافیانش باقی بماند؟
از آنجایی که خودش و دیگران نمیدانند، صاحب پست چطور میداند! اگر راهی برای اثبات تفاوت او وجود دارد، پس مستقیماً به او بگویید
اول، نویسنده باید رابطهی یکبهیک هفت رنگ پایه، یعنی قرمز، نارنجی، زرد، سبز، آبی، لاجوردی و بنفش، را در چشمان خودش توضیح دهد؛ نمیتوان فقط به آبی و سبز اشاره کرد.
@ljtjbx تفاوت بین آبی و سبز را تشخیص نمیدهد، بلکه تفاوت بین قرمز و سبز را هم تشخیص نمیدهد؛ نگاه کردن به آن بیفایده است! برای عبور از خیابان، همه میگویند باید به چراغهای راهنمایی توجه کرد؛ اما او چراغهای قرمز و آبی را میبیند. فکر میکنید این کار مفید است یا نه؟
در مدرسه ابتدایی به او یاد ندادند که چراغ قرمز معنی توقف و چراغ سبز معنی حرکت است; اگر خودم نمیدانم که آن جعلی است، دارم خودم را فریب میدهم! یعنی حرف صاحب پست مشکل دارد!
خب، شاید بگذاریم جدول رنگها را ببیند. خب، او چطور میدانست که رنگ سبز باید سبز باشد؟
او چطور میتواند بداند که آبی، رنگ آبی است؟