Thread Content
از همگی میخواهم راهنمایی کنند؛ اگر از لوله انتظار میرود که بتواند در برابر نیروی ضربهای کوتاهمدت به مقدار ۰.۶ MPa مقاومت کند، در حالی که فشار کاری آن ۰.۱ MPa است، پس فشار طراحی مناسب برای لوله چقدر خواهد بود؟ نیاز است تا ۰.۶ MPa تنظیم شود؟ ؟
در چنین محدوده فشار کوچکی، انتخاب مقدار بالاتر تأثیر چندانی بر سرمایهگذاریهای مربوط به لولهکشی و غیره نخواهد داشت؛ پس توصیه میشود مقدار بالاتری را انتخاب کنید
کمی بالاتر از ۰٫۶ باشد؛ فکر میکنم اگر دقیقاً روی ۰٫۶ باشد، خطرناک است.
اگر از لوله انتظار میرود که از نظر طراحی بتواند فشار ناگهانی ۰٫۶ MPa را تحمل کند، حتی اگر فشار کاری معمولی آن ۰٫۱ MPa یا حتی فقط ۰٫۰۱ MPa باشد، مشکلی نیست. طبق اصول طراحی، فشار طراحی باید بیشتر از ۱.۲۵ برابر ۰.۶ MPa باشد. یعنی بالاتر از ۰.۷۵ مگاپاسکال. در فشار طراحی ۰.۷۵ MPa، فشار آزمایش باید ۱.۲۵ برابر فشار طراحی یعنی ۰.۷۵ MPa باشد. یعنی ۰.۹۳۷۵ مگاپاسکال. بنابراین هنگام ساخت این لولهها، فلنجها، شیرها و سایر قطعاتی که خریداری میکنید، نوع PN10 کافی است؛ یعنی ۱.۰ مگاپاسکال کافی است. من اینجا یک مجموعه لولههای UPVC با فشار ۱.۰ مگاپاسکال دارم که در هر بار رسیدن به این فشار، لولهها پاره میشوند. کسانی بیرون این کار را کردهاند. اگر فشار لحظهای شما بتواند به ۰٫۶ مگاپاسکال برسد، طراحی لولهها به گونهای که تنها در برابر ۰٫۶ مگاپاسکال مقاومت داشته باشند، قطعاً منطقی نخواهد بود. اگر قرار است دستگاه تولید شده را بفروشید، بهتر است در این مورد هزینهای صرفهجویی نکنید. امروزه در خارج، هنگام ساخت این لولهها و شیرها، معمولاً از کاهش کیفیت استفاده میشود و همه چیز روز به روز بدتر میشود. استفاده از نوع ایمنتر بهتر است. صرفاً برای مرجع.
مقدار فشار انتخابی باید بزرگتر از ۱ باشد؛ همچنین باید به فرکانس بار شوکی توجه کرد؛ در صورتی که فرکانس بالا باشد، باید مسئله خستگی را در نظر گرفت
آزمایش ۱.۰ مگاپاسکال، با استاندارد. 0.8mpa
همچنین باید توجه داشت که فشار طراحی که معمولاً ذکر میشود، مربوط به دمای اتاق است؛ در صورت نیاز به کار در دماهای بالا، باید تأثیر دمای بالا بر فشار طراحی را در نظر گرفت
تعریف فشار طراحی، مقدار ترکیبی فشار و دما در بدترین شرایط است. اگر فشار لحظهای بتواند به ۰.۶ مگاپاسکال برسد، پس فشار طراحی باید بالاتر از این مقدار باشد؛ اما اگر این اتفاق به طور مکرر رخ ندهد، برابر بودن با این مقدار نیز قابل قبول است. به دلیل آزمایش فشار لولهها، برای مایعات فشار باید ۱.۵ برابر و برای گازها ۱.۱۵ برابر باشد. در دمای معمولی، تفاوت چندانی بین فشارهای ۰.۶ مگاپاسکال و ۰.۱ مگاپاسکال برای لولههای فلزی معمولی وجود ندارد و تمام اجزای تشکیلدهنده لوله میتوانند آن را تحمل کنند. لولههای غیرفلزی ممکن است هزینهها را افزایش دهند
دستهبندی درجات لولههای فشاری، برای استفاده همراه با فلنجها، وصلهها، شیرها و غیره لولهها انجام میشود! لطفاً، آیا باید استاندارد اروپایی را انتخاب کنیم یا استاندارد آمریکایی؟ هر موسسه طراحی، جدول خاص خود برای ردهبندی لولهها دارد! لطفاً ابتدا رابطه مربوط به بخش قبلی را بررسی کنید! اینطوری انتخاب، علمیتر خواهد بود، درست است؟
فقط بر اساس فشار طراحی، فشار عملیاتی و دما انتخاب کنید! به نظر معنای چندانی ندارد! فکر نمیکنم فقط ضخامت دیواره لوله را انتخاب کنیم…