Thread Content
مقدمه: ایمنی در اولویت، چهار کلمهای است که هر کسی که در زمینه ایمنی فعالیت میکند، باید همواره در ذهن خود نگه دارد. درک هشت اصل کار ایمن، کار شما را آسان و راحت میکند. ۱. هدف مدیریت ایمنی برای کنترل پیشبینیشده ریسک، خود ریسک است؛ مدیریت ریسک باید مراحل قبل، حین و پس از وقوع را در نظر بگیرد و مهم آن، کنترل پیشگیرانه ریسک است ; پیش از انجام هر فعالیت، شناسایی منابع خطر، ارزیابی ریسک و اتخاذ تدابیر کنترلی، پایهی مدیریت ایمنی است. ۲. مدیریت دقیق فرآیندها: ریسک نه تنها در هر فعالیت و وظیفهای وجود دارد، بلکه در مراحل خاص آنها نیز ظاهر میشود؛ بنابراین باید کنترلی بر هر مرحله اعمال شود، نه صرفاً بر نتایج فعالیتها و وظایف ; شناسایی مراحل و اتخاذ اقدامات برای کنترل هر یک از آنها، مدیریت فرآیند است. ۳. استانداردهای ایمنی سختگیرانه: هنگامی که در فرآیند عملیات، روشهای مختلفی برای انجام کار وجود دارد، اپراتورها ممکن است روش نادرستی را انتخاب کنند که منجر به بروز خطرات و پیامدهای منفی میشود ; در تمامی مراحلی که امکان انجام عملیات نادرست وجود دارد و میتواند خطرات و پیامدهایی به همراه داشته باشد، باید استانداردهای ایمنی سختگیرانهای تعیین شود تا از انجام عملیات نادرست جلوگیری گردد. ۴. روش سیستماتیک استاندارد: هر فعالیت به تنهایی وجود ندارد؛ مراحل، فعالیتها و روابط پیچیدهای بین آنها از طریق ورودیها و خروجیها وجود دارد و این عناصر با یکدیگر تعامل کرده و یک کل را تشکیل میدهند ; کنترل فعالیتها باید به روشی سیستماتیک انجام شود؛ یعنی مسائل باید از منظر کلی و از زوایای مختلف بررسی گردند. ۵. تخصیص مناسب منابع: دلیل مستقیم وقوع حوادث، رفتارهای ناایمن انسانها و وضعیتهای ناایمن اشیاء است. باید از طریق تخصیص مناسب منابع، سطح ایمنی ذاتی اشیاء افزایش یابد ; برای رفتارهای ناخودآگاه و ناامن، به منظور تضمین مهارتها و تواناییهای افراد، باید منابع آموزشی فراهم شود. ۶. ارتباط دوطرفه مؤثر: به دلایلی مانند تجهیزات، محیط، مدیریت و کارکنان، رفتارهای ناامن آگاهانه در میان کارکنان ایجاد میشود ; مقامات در تمام سطوح باید با کارکنان ارتباط برقرار کنند، ارزشهای ایمنی و اصول مدیریت ایمنی سازمان را منتقل نمایند، دیدگاه صحیحی نسبت به ایمنی در کارکنان پرورش دهند و از رفتارهای غیرایمن عمدی جلوگیری کنند. ۷. ارزشهای اساسی ایمنی: معمولاً، دلیل اصلی رفتارهای غیرایمن، عدم توجه کافی مدیران و کارکنان در تمام سطوح به مسئله ایمنی است؛ آنها اغلب به صورت شفاهی یا کتبی اهمیت ویژهای برای ایمنی قائل میشوند، اما هنگامی که ایمنی با وظایف تولیدی در تضاد قرار میگیرد، نمیتوانند رابطه مناسبی بین ایمنی و تولید برقرار کنند ; باید ایمنی را در کنار کیفیت، بازدهی و وظایف تولیدی، در جایگاهی به همان اهمیت قرار داد؛ در فرآیندهای ارزیابی و انتصاب/برکناری کارکنان، عملکرد ایمنی باید به طور کامل مورد توجه قرار گیرد، زیرا این امر پایه و اساس بهبود عملکرد ایمنی است. ۸. رهبری قدرتمند: عملکرد مدیریت ایمنی در نهایت به میزان توجه مدیر ارشد به ایمنی و کارایی روشها و شیوههای مدیریتی او بستگی دارد. مدیر ارشد باید از طریق تعهدات و اقدامات شخصی، فضای فرهنگی مناسبی برای کارکنان ایجاد کند که در آن به ایمنی اهمیت داده شود.
همچنین به یک تیم کارکنان با کیفیت نیاز است...
برای ایمنی، باید به طور کامل توضیح داد و با استفاده از روشهای مختلف، هر فردی که در فرآیندهای تولید مشارکت دارد را متقاعد کرد که ایمنی منافع مستقیم خودش است. تنها با رسیدن به این هدف است که میتوان به واقع به ایمنی دست یافت
**آیا اینکه قدرت تیمها غیرقابل ارزیابی است، مورد تأکید نیست؟
در نهایت، باید هر کسی متوجه شود که ایمنی با منافع مستقیم خودش در ارتباط است؛ تنها در این صورت است که انگیزهای برای توجه به ایمنی وجود داشته باشد و اقدامات ایمنی نیز به درستی اجرا شوند.