Thread Content
اخیراً، وبسایت فنگهوانگ مطالب مربوط به اصلاحات شرکتهای دولتی را به طور مداوم منتشر کرده است. اولویت دادن به امنیت، ریشه در ذهن مردم کرده است، در حالی که اولویت دادن به کیفیت فراموش شده است. هدف نهایی اولویت دادن به ایمنی، کاهش تلفات انسانی و خسارات مالی است. و هدف نهایی تمرکز بر کیفیت، افزایش بهرهوری و رفع خطرات ایمنی است؛ هر دو به یک نتیجه میرسند و از اهمیت یکسانی برخوردارند. چرا شرکتهای امروز فقط بر اولویت دادن به امنیت تأکید میکنند و به اولویت دادن به کیفیت توجهی نمیکنند؟ کمبود نیروی متخصص وجود دارد و کمبود نیروهای بسیار متخصص حتی بیشتر است. امنیت در صدر اولویتهاست و کنترل آن آسان است، اما کیفیت چنین نیست. برای مثال، به فرآیند تصفیه نفت نگاه کنیم؛ محصولات نیمهتمام تولید شده توسط واحدهای فشار کم و زیاد، برای تبدیل شدن به محصولات نهایی مناسب، باید دوباره توسط واحدهای بعدی پردازش شوند. هر کسی که اقتصاد را مطالعه کرده است، میداند که هرچه نرخ کیفیت محصولات نیمهتمام پایینتر باشد، هزینه فرآوری دوباره آنها در مراحل بعدی بالاتر خواهد بود و برعکس. نرخ کیفیت محصولات نیمهتمام دستگاه ما چقدر است؟ کمتر از ۵۰٪. از زمان راهاندازی تأسیسات هیدروکربنهای سبک، نرخ کیفیت نقطه تقطیر اولیه بخار، کمتر از ۱۰ درصد بوده است؛ اما نرخ کیفیت ثبتشده در صورتحسابها بسیار بالاتر است. چرا؟ جعل است؛ در صورت کاهش یک شاخص کیفیت، ۴۰۰ یوان جریمه میشود و در صورت افزایش آن، ۱۰۰ یوان جریمه میگردد. به این ترتیب، کارگران نیازی به دریافت پاداش نخواهند داشت. در نهایت، روش فریب دادن توسط مقامات بالاتر متفاوت است؛ یک سطح از سطح دیگر فریب میخورد تا به **** برسد. نرخ کیفیت محصولات نیمهتمام دستگاههای سرآب، پایین است؛ این امر منجر به افزایش هزینههای تولید در تمام بخشهای پاییندستی شده و باعث کاهش سودآوری شرکتها میگردد. پس چه کسی میتواند این معما را حل کند؟ . بیایید بررسی کنیم که چرا چنین وضعیتی امروز پدید آمده است: اصلاحات دستمزدهای سال ۲۰۰۲ ناموفق بود و باعث راندن یا وادار کردن تعدادی از کارگران و مدیران با تجربه شد، که منجر به ایجاد شکاف فنی شد. اکنون چهارده سال از آن زمان گذشته است و شرکتها هنوز به حالت عادی خود بازنگشتهاند. و این نسلی که میتواند پیوند بین گذشته و آینده باشد، نیز به بازنشستگی خواهد رفت. و اصلاحات دستمزدی سال ۲۰۰۲، به سمت دانشمحوری و جوانسازی پیش رفت. این گروه از مدیران ارشد، در دوران انقلاب فرهنگی در مدارس ابتدایی تحصیل کردهاند؛ پایههای آموزشی آنها ضعیف بوده و سواد چندانی ندارند. علاوه بر این، توانایی مقابله با مشکلات تولیدی و حل آنها با استفاده از تفکر انتزاعی نیز وجود ندارد. نرخ کیفیت محصولات نیمهتمام پایین است؛ بنابراین باید بیشتر به دنبال دلایل فنی، روشهای تولیدی و نحوه عملیاتها باشیم، و نمیتوانیم همه چیز را با پاداش و تنبیه جایگزین کنیم. در غیر این صورت، چه کاری برای بخشهای فنی و کنترل کیفیت وجود خواهد داشت؟ **نخستوزیر اخیراً گفت: مسئله اصلی در اصلاح شرکتهای دولتی، کاهش تعداد کارکنان و بهبود کارایی است؛ در شرکتهای ما، تعداد مدیران بیش از حد است، افراد بیکفایت در جایگاههای مدیریتی حضور دارند و پیشنهادات بیفایدهای ارائه میکنند. این وضعیت باعث فشار زیاد در سطوح پایینی کار شده، مردم نمیدانند چه کار کنند و شکایات فراوانی وجود دارد. اکنون تنها از طریق اصلاحات، میتوان مقامات ناکارآمد را از مدیریت بیرون کرد و ساختارها را سادهسازی نمود. شرکتها میتوانند وزن کم کرده و در قالبی تازه، با بار سبکتر به پیشروی ادامه دهند.
حل مشکلات کیفیت بسیار پیچیده است و اغلب در زمان تمایل به کسب سود، نادیده گرفته میشوند؛ این یک مشکل رایج است...
میگویند راه وجود دارد، اکنون همه از مشکلات کیفیت آگاهند، اما هیچکس تمایلی به اقدام عملی ندارد
تعقیب منافع و کیفیت در صدر اولویتها، اینها اهداف شرکتهای ۵۰۰ برتر جهان هستند. آیا تا به حال نشنیدهاید که کیفیت، جان یک شرکت است؟ تفاوت بین تناقضات اصلی و فرعی در تولید یک شرکت را اشتباه درک کردن، آیا این نشانهای از کمبود هوشیاری نیست؟ چگونه مسائل را به شیوهای دیالکتیکی بررسی کنیم، این همان جوهر تفکر منطقی است. متن من اشتباه ننوشته شده، درسته؟ اگر مدیران یک شرکت همگی عقلشان کار نکند، آیا میتوانند به کار خود ادامه دهند؟
حالا من هم نمیتوانم این کار را انجام دهم؛ این یک مسئلهی عینی و ذهنی است. قابلمه خراب شده، با وجود برنج، آیا میتوان غذای خوبی درست کرد؟ مثل میگوید: حتی زن ماهر هم نمیتواند بدون برنج غذا درست کند. ما برنج داریم، اما قابلمه خوبی نداریم، چه کار کنیم؟
آخرین بار، این پست توسط eastone در تاریخ ۲۴-۶-۲۰۱۶ ساعت ۱۱:۱۱ ویرایش شد. در واقع، کارخانههای تولید نفت خام که در شرایط دشوار فعالیت میکنند، در صورتی که واردات نفت خام و صادرات محصولات نهایی به طور مداوم آزاد شود، باعث ایجاد احساس بحران در شرکتهای دولتی خواهد شد و منجر به بهبود کلی سطح مدیریت در این صنعت خواهد شد. اخیراً شرکت سعودی آرامکو شروع به فروش مستقیم نفت خام به پالایشگاههای داخلی کرده است؛ در آن جلسه که از سخنرانی پروفسور گو وانگپینگ از شرکت شما گوش دادم، به سطح مدیریت و عملکرد برخی از پالایشگاههای داخلی ارزش قائل شدم.
کامپیوتر من حاوی نزدیک به ده مجموعه از تصاویر نمایشگر عملیات DCS از پالایشگاههای مختلف است؛ برخی از آنها برای درخواست کمک هستند. برخی برای ارزیابی میآیند تا مشکلات را پیدا کنم. نمیدانم، برخی از روشهای بهبودی در فرآیندهای تولید در کارخانههای محلی، چند برابر بهتر از کارخانههای دولتی هستند؛ آیا ممکن است که از این روشها سودی حاصل نشود؟ . کارمندان شرکتهای ملی همواره با این تفکر که دختر پادشاه نگران ازدواج نیست، زندگی میکنند و اصلاً هیچ آگاهی از بحران ندارند. اگر فناوریهای کلیدی تولید به نقطهای برسد که دیگر جانشینی نداشته باشد، دیگر هیچ راهی برای جبران وجود نخواهد داشت. هرچقدر هم فشار آورده شود، تنها میتوان به سمت... رفت.
رهبری ما به قیمت جانمان و نگرانیهای بیپایان است.