Thread Content
در یک زمستان سرد، یک قورباغه وارد یک قابلمه آهنی پر از آب گرم شد؛ در زیر آن قابلمه، آتش کوچکی میسوخت. در ابتدا، قورباغه احساس راحتی میکرد و فکر میکرد که به پناهگاه خوبی رسیده است؛ او بسیار مغرور و خوشحال بود. با گذشت زمان، وقتی متوجه مشکل شدند، انرژی بدن آن به دلیل افزایش دمای آب کاملاً تخلیه شده بود و در نهایت، دیگر قادر به پریدن نبود. هنگام خواندن این داستان، مردم معمولاً به این موارد فکر میکنند: اولاً، جای زنبور باید در تالاب یا شالیزارها باشد، اما او وارد قابلمهی فولادی شد که نباید به آنجا میرفت؛ یعنی این کار «خلاف قوانین» بوده است” ; دوم، در برابر آب گرمی که سطحش در حال افزایش است، بیتفاوت بودن و دست کم گرفتن خطرات احتمالی یا اصلاً غافل ماندن از آنها، همان «بیحسی» است” ; سوم، قرار گرفتن در معرض خطر بدون آگاهی از آن، نشانهای از «بیمسئولیتی نسبت به زندگی» است ; اگر به طور دقیق دربارهی آن فکر کنیم، میتوانیم مسائل عمیقتر بسیاری کشف کنیم: ۱. آب گرم در حال گرم شدن، منبع خطر جدی برای فرآیند تولید است ; به عنوان یک شرکت، اولین وظیفه این است که منابع خطر را تحت کنترل درآورد ; دوم، باید خطرات موجود در محل کار را به کارگرانمان اطلاع دهیم ; ۲. مدیریت خطرات در محل: قابلمههای آهنی گرم، خودشان منبعی از خطر هستند؛ بنابراین هنگام طراحی، باید تا حد امکان از دیدگاه ایمنی ذاتی، راهکارهای پیشگیرانه را در نظر گرفت: مانند افزایش اقدامات جداسازی ; یا از این اقدام قفلکردن برای رفع خطر استفاده کنید ; ۳. تحلیل بر اساس انگیزه قورباغه: دلیل پریدن قورباغه به داخل آب داغ، احساس سرماست ; ما باید در نظر بگیریم که آیا محیط کاری ما با الزامات مطابقت دارد یا خیر؛ همچنین، مدیران کار باید راههایی پیدا کنند تا تا حد امکان محیط کاری راحتی فراهم کنند تا کارکنان بتوانند با آرامش کار کنند ; (بدون رفع مشکلات غذایی و معیشتی، چگونه میتوان با آرامش کار کرد؟) ; ۴. توانایی مقابله با شرایط اضطراری ضعیف است: ممکن است دو دلیل برای آن وجود داشته باشد: اول: ما استانداردهای لازم برای مقابله با شرایط اضطراری نداریم یا کارکنان با آنها آشنا نیستند ; اول: احتمالاً تمرینات اضطراری کافی نداریم که منجر به کاهش تواناییهای مقابلهای کارکنان شده است ;
در واقع، مسائل ایمنی و مقررات در جای خودشان هستند؛ آنچه کم است، اجرای دقیق آنهاست.