Thread Content
همانطور که در عنوان ذکر شد، لولههای تحت مدیریت مستقیم مسئولان بخش تجهیزات عمومی، همگی نیاز به شیرهای اصلی دارند؛ اما لولههای مربوط به فرآیندها، تنها زمانی ساخته میشوند که نیاز فرآیندی وجود داشته باشد. دلیل این تفاوت چیست؟ مثلاً در لولههای فرآیندی اختلاف دما، شیرهای کنترلی نصب نمیشود، اما در آب سردینگ باید شیر وجود داشته باشد؛ دلیل این موضوع را میدانم، اما در مورد شاخههای لولههای فرآیندی چطور؟
سیستم مشترک، بخشهای زیادی از آن در شرایط عادی مورد استفاده قرار نمیگیرند؛ وجود شیرهای کنترلی در بالای لولهها، برای خاموش کردن سیستم در شرایط عادی و همچنین برای جلوگیری از یخزدگی در زمستان ضروری است. از نظر فنی، نصب دریچه در قسمت ریشه نیز به همین منظور است؛ این کار شامل جلوگیری از تشکیل یخ، مسدود شدن (تجمع ذرات ناخالص)، خوردگی و غیره میشود.
شیر دستی عمدتاً برای قطع جریان استفاده میشود؛ آیا شرایطی وجود دارد که نیاز به قطع جریان باشد، مانند اینکه شاخههای فرعی معمولاً باز نمیمانند؟ تحلیل دقیق.
لولههای عمومی معمولاً به طور کامل غیرفعال میشوند، فقط بخشهای خاصی از آنها فعال باقی میمانند. لولههای فرآیندی معمولاً برای تأمین نیازات کل کارخانه یا کل واحد تولیدی استفاده میشوند؛ مثلاً هوای فشرده، گاز طبیعی، آب و بخار همواره در حالت فعال قرار دارند. اگر فرآیند تولید به بخشهای مختلف تقسیم شود، لزوماً از تمام این لولهها استفاده نمیشود؛ بسته به میزان تولید، برخی از سیستمها در حالت ذخیرهسازی باقی میمانند و میتوان با استفاده از شیرها آنها را جدا کرد. اما مواد تولیدی متفاوت هستند؛ آنها دارای حالتها و ویژگیهای مختلفی هستند، بنابراین امکان ندارد که مواد در سیستمهای ذخیرهسازی نیز در حالت ذخیره باقی بمانند. اگر خط تولید متوقف شود، حداقل باید مواد را بازیابی کرد یا پاکسازی کرد. گاهی اوقات نیازهای هر محموله یا ویژگیهای فرآیندی کمی متفاوت است؛ بنابراین نمیتوان از سیستمهای ذخیرهسازی برای آنها استفاده کرد. همچنین حالت و ویژگیهای مواد نیز مهم هستند.
به نظرم این کارت به خوبی سازماندهی نشده است، درسته؟ آیا منظور این است که تأسیسات عمومی برای خدمت به کل کارخانه هستند، بنابراین ممکن است بخشهایی از آنها قطع شوند و در نتیجه نیاز به استفاده از شیرهای قطع برای جداسازی وجود دارد؟ همچنین، در لولههای فرآیندی، مگر اینکه نیاز باشد، در صورت بروز مشکل، کل دستگاه نیز متوقف میشود؛ بنابراین نیازی به استفاده از شیرها نیست. علاوه بر این، استفاده از شیرها هزینهها را افزایش میدهد و نقاط نشتی بیشتری ایجاد میکند
{:3_47:} بسیاری از دستگاهها به صورت موازی به هم متصل هستند؛ لولهکشی فاز گازی معمولاً فقط یک شیر دارد، و دستگاههای بعدی (که اغلب کندانسور هستند) معمولاً فاقد شیر هستند. در حالی که در ورودی و خروجی فاز مایع، شیرهایی وجود دارد. از نظر بخش خدماتی، دستگاهها معمولاً به صورت موازی به هم متصل هستند و امکان کنترل جریان، دما و فشار وجود دارد؛ قطعاً شیرهای کنترلی نیز در آنها وجود دارد
چرا لولههای فرآیندی انتقال حرارت فاقد شیر هستند؟ بدون شیر، چطور میتوان خط فرعی اختلاف دما را اضافه کرد؟ این وضعیتی که شما میگویید نیز وجود دارد؛ معمولاً مربوط به تجهیزات بسیار مهم است. در صورت بروز مشکل، کل دستگاه (واحد) باید متوقف شود. در چنین شرایطی، استفاده از شیرها فایده چندانی ندارد؛ بلکه استفاده از آنها میتواند منجر به افزایش نقاط نشت شود
{:3_54:} برای جلوگیری از فشار بیش از حد در برج جذب، من خطهای فرعی را دیدهام. . . من هرگز اختلاطکن ندیدهام. . آیا این خنکسازی چندمرحلهای است یا یک خط فرعی برای خنکسازی موازی؟
{:3_54:} برای جلوگیری از فشار بیش از حد در برج جذب، من خطهای فرعی را دیدهام. . . من هرگز اختلاطکن ندیدهام. . آیا این خنکسازی چندمرحلهای است یا یک خط فرعی برای خنکسازی موازی؟
@۶۱۸۷۰۵ {:3_54:} برای جلوگیری از افزایش فشار در برج جذب، من مدلهایی با خط فرعی دیدهام. . . من هرگز اختلاطکن ندیدهام. . آیا این خنکسازی چندمرحلهای است یا یک خط فرعی برای خنکسازی موازی؟
ساده و واضح؛ اگر همزمان باز و بسته میشوند، شیر قطع اضافه نمیشود، و اگر همزمان باز و بسته نمیشوند، شیر قطع اضافه میشود. لولهکشیهای تأسیسات عمومی همواره در حال استفاده نیستند و باید در حالت آمادهباش باقی بمانند؛ شیرهای قطع، برای قطع جریان در این دوره آمادهباش به کار میروند. معمولاً در لولهکشیهای فرآیندی، هیچ دستگاه یا تجهیزاتی در حالت آمادهباش نیست (به جز مواقعی که دستگاهها روشن هستند)، و استفاده از شیرها باعث افزایش هزینههای ساخت میشود.
فرآیند تبادل حرارت چندمرحلهای بسیار مورد استفاده و رایج است