Thread Content
موضوع تقریباً اینگونه بود: یک کارمند به دلیل انجام آزمایش تیتراسیون، دچار سرگیجه شد (خودش فکر میکرد که به دلیل مسمومیت با مقادیر کم گاز سیانید هیدروژن است)، به طوری که همواره احساس میکرد در حال مردن است و دچار مشکلات روانی شده بود. شرکت او را نیز به چندین بیمارستان برای درمان برد و به موقع آنتیسم تزریق کرد؛ پس از آن، تمام شاخصهای بدنی او همواره طبیعی بود، حتی سیستم عصبی نیز معاینه شد و نتایج آن طبیعی بود. بیش از ۲ ماه گذشته است و هنوز او دچار علائمی مانند درد، بیحسی و سرگیجه است. بیقراری شدید در رفتار فردی. روانپزشک نیز تقریباً مطمئن شده است که او مشکلات روانی دارد؛ زیرا در سن ۱۲ سالگی شاهد مرگ پدرش در یک تصادف رانندگی بود و این امر باعث شد که در ذهن ناخودآگاهش احساس کند که خودش نیز قرار است بمیرد. میخواهم بپرسم: آیا این نوع بیماری را میتوان بیماری شغلی دانست؟ یا آسیب کاری؟ به دلیل مشکلات کاری، برخی از اختلالات روانی ناخودآگاه او برانگیخته شد؛ چنین تشخیص داده شده است. آیا برای شرکت مفید است؟ پینوشت: این شرکت یک شرکت خارجی است و بسیار رسمی؛ آزمایشهای پزشکی، نظارت در محل کار و مدیریت تجهیزات حفاظت فردی در آن بسیار سختگیرانه است.
مشاوره روانی! اگر پس از مشاوره هم موفق نشدید، با یک وکیل مشورت کنید.
آیا تشخیص اینکه آیا این یک حادثه کاری است یا نه، آسان است؟
آیا تشخیص اینکه آیا این یک حادثه کاری است یا نه، آسان است؟
برای این موضوع، قانون ویژهای وجود دارد که آن را تعریف میکند؛ یعنی «آییننامه بیمه حوادث کار». ماده چهاردهم این آییننامه مقرر میکند که فقط در صورتی میتوان یک حادثه را به عنوان حادثه کاری شناخت که مورد یکی از هفت شرط ذکر شده باشد. با بررسی سریع، میتوان گفت که تنها میتوان به مواد چهارم و هفتم استناد کرد: (۴) ابتلا به بیماریهای شغلی. 【یعنی بیماریهایی که در فعالیتهای شغلی کارکنان شرکتها، سازمانها و واحدهای اقتصادی خصوصی، به دلیل تماس با گرد و غبار، مواد رادیواکتیو و سایر مواد سمی و مضر ایجاد میشوند.】 】؛ (هفت) سایر مواردی که طبق قوانین و مقررات اداری، باید به عنوان حادثه کاری تلقی شوند. این یک مادهی جایگزین از نظر قانونی است؛ زیرا به دلیل پیچیدگی و عدم قطعیت حوادث کاری، نه تنها نیاز به مقررات قانونی و اداری خاص وجود دارد، بلکه لازم است قوانین و مقررات دیگر نیز بهطور مناسب تغییر کنند. سایر مواردی که توسط قوانین و مقررات قانونی به عنوان حوادث کاری در نظر گرفته شدهاند، نیز باید در چارچوب این مقررات قرار گیرند. تعیین اینکه آیا میتوان آن را به عنوان حادثه کاری در نظر گرفت یا خیر، بر عهده ادارات کار است؛ همانطور که میدانید، این موضوع بستگی به شرایط کشور ما دارد.
تشخیص بیماریهای روانی چندان آسان نیست؛ مشخص کردن اینکه آیا علت آن مشکلات شغلی است یا مربوط به وضعیت جسمی یا روانی فرد، دشوار است. همچنین، صاحب پست گفته که فرد مورد نظر در سن ۱۲ سالگی دچار آسیب روانی شده بود، بنابراین نمیتوان با قطعیت چیزی گفت. همانطور که در طبقه ۵ گفته شد، بهتر است از بخش داوری کار برای تأیید موضوع کمک بگیرید.
از پاسخ دقیق شما سپاسگزارم، اما به نظر میرسد این مورد ناشی از مسمومیت با سیانید باشد; هیچ پارامتری وجود ندارد که نشان دهد او به دلیل مسمومیت بیمار شده است. به عنوان مثال، حتی اگر فرد در آن لحظه در دستشویی بوده باشد، ممکن است منجر به وضعیت فعلی شود.
این نیز توصیهای برای روانپزشک است. این کار واقعاً خیلی دشوار است.
۱. آیا در محل کارش امکان تماس با سیانید وجود دارد؟
۲. نتایج آزمایش سیانید در این محل کار چگونه است (آزمایشهای روتین بهداشت شغلی)؟
۳. میانگین زمان تماس او با سیانید در روز چقدر است؟
۴. . . صبر کنید، باید دربارهی تمام این مشکلات اطلاعات کسب کرد
این موضوع جزو اختلافات مدنی است؛ یعنی هر کدام دلیل خودش را دارد، و پیشنهاد میشود آن را از طریق مذاکره حل کنند; اگر کارفرما تمایل به مذاکره نداشته باشد، قطعاً هیچ فشاری وجود ندارد (مانند وکلا، ادارات کار، دادگاههای کار، رسانهها و غیره)؛ بنابراین ممکن است با استفاده از مهارتهای اجتماعی خود، فشاری بر کارفرما وارد کرد تا مشکل بهتر حل شود. در نهایت، اگر راه دیگری وجود نداشت، میتوان اقدام به شکایت کرد. اگر واقعاً به آن مرحله رسیدید، باید حتماً با یک وکیل مشورت کنید؛ میتوانید ابتدا شواهدی که به نفع خودتان است جمعآوری کنید، مثلاً اینکه آیا کارفرما تخلفی مرتکب شده است یا خیر ; در نهایت، باید گفت که طبق قانون قراردادهای کار، در مورد اختلافات ناشی از قراردادهای کار، کارفرما باید ابتدا شواهد لازم را ارائه دهد؛ یعنی کارفرما باید اثبات کند که در مورد بیماری روانی دوست شما، هیچ تقصیری نداشته است. سپس، به کارگران تعلق میگیرد که شواهدی ارائه دهند تا نشان دهند کارفرما مقصر است ; البته، اگر کارگر بتواند ثابت کند که رابطه علت و معلولی لازم بین مسمومیت و بیماری روانی وجود دارد، پیروز خواهد شد.
آه~ چارهای جز این نیست. این شرکت بسیار رسمی است؛ هر سال معاینات پزشکی مربوط به بیماریهای شغلی، آزمایشهای شغلی در محل کار، تدابیر حفاظتی قوی برای کار با مواد بسیار سمی، و مدیریتی بسیار سختگیرانه وجود دارد. بر اساس بررسی تصاویر دوربینهای مداربسته محل حادثه، به نظر میرسد که خود بیمار مرتکب عمل غیرقانونی شده است. الزام استفاده از ماسک و انجام کار تحت کلاهک تهویه، هیچکدام برآورده نشدهاند. نکته کلیدی این است که حتی در صورت مسمومیت با سیانید، علائم منجر به بیماریهای روانی نمیشوند؛ یا به عبارت دیگر، باعث بروز علائم فعلی او نمیشوند.
۱. تماس کم یا برای مدت کوتاه وجود دارد. محاسبات نشان میدهد که حتی در صورت تبخیر و استنشاق کامل سیانید، به میزان کشنده نخواهد رسید. ۲. معاینات و نظارت سالانه وجود دارد و تنها از طریق آزمایشهای تیتراسیون، مقدار کمی با آن در تماس میآید.
از دیدگاه کارفرما، باید درباره این سؤالات پرسیده شود: آیا سیستم مدیریت بهداشت شغلی کافی است؟ آیا مدیریت مواد سمی مطابق با قوانین انجام میشود؟ آیا کارکنان در زمینه کار با مواد سمی آموزش دیدهاند؟ آیا در صورت عدم رعایت قوانین توسط کارکنان، اقدامات آموزشی و ارزیابی لازم انجام شده است؟ آیا تجهیزات حفاظت فردی مطابق با استانداردها هستند؟; اینکه آیا مسمومیت وجود دارد یا خیر، باید توسط بیمارستانهای مجاز تشخیص داده شود؛ اینکه آیا مسمومیت با سیانید میتواند منجر به بیماریهای روانی شود یا خیر، واقعاً نمیدانم چه کسی میتواند به طور قطع دربارهاش صحبت کند
تشخیص این موضوع به عنوان آسیب دشوار است: ۱. اثبات رابطه علت و معلولی مستقیم بین مشکلات روانی و محیط کاری، کار دشواری است; ۲. همچنین، مشکلات روانی نیز جزو بیماریهای شغلی محسوب نمیشوند ; ماده ۲ «قانون پیشگیری و مدیریت بیماریهای شغلی» کشور ما، تعریف مشخصی از «بیماریهای شغلی» ارائه داده است؛ این بیماریها عبارتند از بیماریهایی که در فعالیتهای شغلی کارکنان شرکتها، موسسات و سازمانهای اقتصادی خصوصی، به دلیل تماس با گرد و غبار، مواد رادیواکتیو و سایر مواد سمی و مضر، ایجاد میشوند. طبقهبندی و فهرست بیماریهای شغلی توسط اداره بهداشت دولت مرکزی، در همکاری با اداره تأمین اجتماعی و کار دولت مرکزی، تعیین، اصلاح و منتشر میشود. در حال حاضر، هیچ قانون مربوطهای وجود ندارد که بیماریهای روانی را در چارچوب شغلی لحاظ کند ; بنابراین، تعیین مسئولیت شرکت در این پرونده دشوار است ; اما شرکت موظف است اقداماتی برای مدیریت چنین کارمندانی انجام دهد: (در صورتی که واقعاً به دلیل مشکلات روانی در شرکت تخلف کرده باشند، بهویژه در موارد حوادثی که منجر به آسیب به دیگران شده است.) ; شرکت ممکن است مجبور به پذیرفتن مسئولیتهای سنگینی شود و مقابله با آنها دشوار باشد. توصیه میشود که ابتدا شرکت، چنین کارمندانی را به پستهای دیگری منتقل کند؛ پس از بهبودی، بررسی شود که آیا میتوانند دوباره به کار خود بازگردند یا خیر. در صورت عدم امکان، باید پست کاری آنها تغییر داده شود ;