Thread Content
هماهنگی نمیکند، فقط میداند از زیردستانش شکایت کند. اگر گزارش ندهیم، بیشتر مشکلات در همان جای خودش متوقف میشود. وقتی قرار نیست مسئولیتی بر عهده بگیریم، اولین چیزی که به ذهن میرسد این است که چگونه مسئولیتهای خود را تا حد امکان کاهش دهیم. همگی نظر بدهید که چگونه میتوان با چنین افرادی رابطه برقرار کرد.
مواجهه با چنین رهبری فقط باعث سکوت میشود؛ بهترین راه همانطور که در بالا گفته شد، جایگزین کردن اوست...
اگر مشکلی نیست، سعی کنید با هم نباشید؛ اگر موضوعی پیش آمد، همچنین سعی کنید آن را در حضور چند نفر گزارش دهید~~~~
گزارشهای کتبی بیشتری تهیه کنید، آنها را امضا کنید تا مدرکی باقی بماند. هنگام نوشتن ایمیل، میتوان آن را به صورت گروهی ارسال کرد و به مافوقان نیز ارسال کرد. بگذارید مافوقانتان بدانند که شما مشغول کار هستید، اما با اعتدال عمل کنید تا به نظر نرسد که مدام از سلسله مراتب فراتر میروید
رابطه را قطع کنید، اگر جای خوبی پیدا شد، عوضش کنید
آنقدر هم جدی نیست که مجبور به تغییر شغل شویم، درست است؟
سیستم پاسخگویی در چین تصویب شده است؛ کسانی که در موقعیتهای مسئولیتی قرار دارند اما وظایف خود را انجام نمیدهند، مورد پیگرد قانونی قرار خواهند گرفت
در محیط کار نیاز به برقراری روابط وجود دارد، پس باید بیشتر به روشها توجه کرد و همچنین احساسات خود را کنترل نمود.
چه نوع رهبریای است که با تغییرات شما تغییر نکند، بلکه فقط با حال و هوای خودش تغییر کند؟
در اینجا جایی برای شما نیست، من دیگر خدمت نمیکنم
تماسهای تلفنی را کاهش دهید و تا حد امکان از ارسال ایمیل برای ارتباط استفاده کنید؛ همچنین افراد مرتبط بیشتری را در ایمیلها ذکر کنید (چه مدیران و چه زیردستان). باید باور داشت که چشمان مردم تیزبین است؛ با گذشت زمان، همه متوجه خواهند شد و صاحب کسبوکار نیز متوجه خواهد شد
حتی برای کارهای کوچک مانند ارسال نمونه برای آزمایش، باید به ایمیل توجه کرد؛ بدون داشتن شواهد، اقدامی صورت نمیگیرد
فقط دو راه وجود دارد: یکی، از مافوق خود غذا بخواهید تا نشانهای از قدردانی دهید و هرچه زودتر خودتان را جابجا کنید؛ دیگری، فرد خردمند، ابتدا شرایط را ارزیابی میکند. این را گوجیا، نابغه استراتژیک سه پادشاهی، گفته است. دوم، اگر نتوان فعلاً جدا شد، همانطور که در بالا گفته شد، همه چیز را در ایمیل بنویسید و تمام حرفهای گفته شده را ثبت کنید ; سپس گزارشدهی و امثال آن را، تا حد امکان در حضور همه انجام دهید. بنابراین، میتوان تا حد امکان با استفاده از نظرات دیگران، افکار عمومی را شکل داد. چهارم اینکه، چنین افرادی معمولاً از قویتران میترسند و از ضعیفتران سوءاستفاده میکنند؛ فارغ از اینکه به کجا بروید، هرگز نترسید، به محل آسیبپذیریشان حمله کنید—تا بفهمند اگر از شما سوءاستفاده کنند، خودشان هم در وضعیت خوبی قرار نخواهند گرفت. همینطور!
مشکلات را به صورت سخنرانی در جلسه یا گزارش کتبی مشروط گزارش دهید. البته باید نظرات خود را برای تصویب یا اصلاح ارائه دهیم.
من هم چنین رهبرانی دیدهام؛ کارها را خودم انجام میدهم، اما افتخارات را او میگیرد و تمام منافع را برای خودش نگه میدارد. وقتی پیشنهاداتی میدادم، او میگفت: «آیا این کاری است که باید نگرانش باشی؟» و باعث میشد حرفی برای گفتن نداشته باشم. بعداً کمی هدیه برایش فرستادم و اوضاع خیلی بهتر شد. چنین آدمی شایسته رابطه نیست؛ وقتی از او کمک میخواهی مثل نوه رفتار میکند، و وقتی دیگر به کارش نمیآید، مثل پیرمرد رفتار میکند.