Thread Content
اگر دورهٔ چرخش زمین یک سال باشد، پس دورهٔ چرخش فوتبال باید چهار سال باشد. هر سال در اوایل بهار، جشنواره سال نو چینی را برگزار میکنیم تا برای کشور و مردم آرزوی آرامش و صلح، و هوای مناسب و باران منظم داشته باشیم ; هر چهار سال یکبار، در اوج تابستان، مردم تقریباً تمام کشورهای جهان به خاطر رسیدن جام جهانی، دیوانهوار به فوتبال علاقه نشان میدهند! یک جشنواره که شما آغاز آن را میبینید، اما پیشرفت و نتیجهاش قابل پیشبینی نیست. با فکر عمیق، من و جام جهانی رابطه خوبی داریم. اول از همه، من در سال جام جهانی متولد شدم و پسر و دخترم نیز همینطور ; دوم اینکه، چند باری که تجربه جام جهانی را داشتم، مانند مسابقات فوتبال در مراحل مختلف زندگی بود؛ با تمنای شدید به دنبال آن بودم، اما به طور تصادفی، همه چیز به نفعم پیش رفت. وقتی توپ با سرعت زیاد در هوا پرواز میکند، برای افراد عادی تشخیص محل دقیق فرود آن بسیار دشوار است، مگر اینکه بازیکنی با استعداد فوقالعاده باشد. خیلی دوست دارم. از کودکی در روستا بزرگ شدم؛ در دوران کودکی تنها فوتبال را میشناختم و هرگز نام جام جهانی را نشنیده بودم، زیرا مردم اطرافم در آن زمان بیشتر به محصولات کشاورزی توجه داشتند. اولین بار که فهمیدم فوتبال جامی هم دارد، سال ۹۴ بود؛ من در آن زمان دانشآموز دبیرستان بودم و تنها چیزی که در زندگیام وجود داشت، کتابهایی بود که میخواندم؛ فوتبال نیز تنها ابزاری برای کلاسهای ورزشی بود. تا زمان برگزاری جام جهانی در آمریکا، بچههای روستایی از طریق شنیدهها داستانهای زیادی درباره جام جهانی و فوتبال که توسط بچههای شهری روایت میشد، شنیدند ; اگرچه با دلشادی آرزوی آن را دارم، اما در نهایت نمیتوانم آن را ببینم ; سایه غمگین باجو، تنها یک خاطرهای است که بعدها اضافه شد. در سال ۹۸، آهنگ «جام زندگی» از فرانسه به چین آمد و سپس در سراسر کشور خوانده شد؛ البته رادیوهای دانشگاهها نیز از این قاعده مستثنی نبودند. آن یک پایان ترم بینهایت هیجانانگیز و رنجآور بود؛ صبحهای ماه مه برای تماشای جردن، نیمهشبهای ماه ژوئن برای تماشای زیدان، و البته رونالدو. کلاس درس، مکانی برای تقویت نیروها ; سه ردیف اول متفکران برجسته هستند، سه ردیف وسطی روزنامه میخوانند، و سه ردیف آخر در حال خوابیدن هستند ; معلم و دانشآموز با یکدیگر در صلح هستند و مزاحم یکدیگر نمیشون سالن ویدیو، مکان تماشای فوتبال ; در هوایی آمیخته از بوی پا، عرق و دود سیگار، گروهی از مردان پرشور، هیجانزده و پرانرژی (در آن زمان این واژه وجود نداشت)، هیجان فوتبال را به نمایش میگذاشتند و حتی در زمان استراحت نیز دست بردار نبودند ; در نیمهشب، همیشه کسی با لهجهی ژنگ پو فریاد میزد: فیلم را عوض کنید! پس از عشق و فیلمهای اکشن، فوتبال هیجانانگیز همچنان ادامه دارد. آن سال جام جهانی را تمام دیدم؛ خیلی دوست داشتم برزیل برنده شود، اما آنها در فینال با نتیجه ۰-۳ باختند ; قیمتی که من در آن سال پرداختم، رد شدن در ۳ درس بود. در سال ۲۰۰۲، تیم فوتبال چین بلیت خوبی در قرعهکشی به دست آورد ; وقتی تیم چین از آسیا عبور کرد، ما چند نفر از همکلاسیها و همکارانم با فشفشهها، محل اقامت «هوا ژونگ» را پر سر و صدا کردیم. فینالها در ژاپن و کره جنوبی برگزار میشود و زمان مسابقات معمولاً از ساعت سه بعدازظهر آغاز میگردد؛ بنابراین، زمان پایان کار من نیز به طور طبیعی زودتر میشود. پیش از مرحله گروهی تیم چین، برخی رسانههای خوشبین، امیدوار بودند که تیم چین با یک پیروزی، یک تساوی و یک شکست، به مرحله بعد صعود کند؛ اما در واقع، تیم چین با استفاده از تواناییهای خود، تفاوت سطح تیمهای برزیل، ترکیه و کاستاریکا را به وضوح نشان داد. تیم چین با سه شکست از مسابقات حذف شد؛ مردم کشور، قهرمانان را بر اساس پیروزی یا شکست قضاوت نکردند ; آیا برای فدراسیون فوتبال خوب است یا ریشهی مشکلات؟ چند سال بعد پاسخی به دست آمد. باید به تماشای مسابقه ادامه داد؛ ما چهار پنج نفر دوست صمیمی داریم، گوشت و شراب و فوتبال هم در دسترس است ; گفتوگوهای مربوط به زیرکونیوم و تیتانیوم، با رهبری افراد بخش کاری جیاو لائو آغاز شد. برزیلیها فوقالعادهاند، کرهایها حتی بهتر. فوتبال خیلی سیاسی است، متأسفانه ما آن موقع همگی احمق و سادهلوح بودیم! در سال ۲۰۰۶، دیگر نتوانستم تمرکزم را روی جام جهانی آلمان معطوف کنم ; چون وارد یک کارخانه به نام سیلیکون شدم. در سرما و گرما، کارخانه ما از صفر به وجود آمد و با عجله تلاش کرد تا پیش از جام جهانی به استانداردهای لازم برسد ; در میان ابرها و بارانها، پسری که با دقت پرورش داده بودم، نیز با تأخیر در ماه ژوئن به دنیا آمد. خیلی مشغولم! اما باید به توپ نگاه کرد ; وقتی در خانه هستم، شبها تلویزیون را با صدای خاموش تماشا میکنم و اغلب در نیمه دوم به روی کاناپه میخوابم ; در ساعات شیفت کاری، وارد اتاق بزرگ کنترل میشدیم؛ آنجا نه تهویه مطبوع وجود داشت و نه پنکه، و گروهی از همکاران مجبور بودند در گرمای شدید، مانند سونا، بمانند و مورد حمله پشهها قرار بگیرند. خوشبختانه مسابقه بسیار هیجانانگیز بود و شاید چیزی که حتی جذابتر بود، اجرای پرشور هوانگ جیانشیانگ در سیسیتیوی بود. در طول جام جهانی آفریقای جنوبی، که ۱۰ سال پیش بود، من بیکار در خانه بودم و تمام توجهم را صرف همراهی با همسرم در دوران زایمانش کردم؛ او زنی قوی و شجاع بود. آرزویت برآورده شد! از سیلیس تا یوئه، مسیری کوتاه حدود ۲۰ کیلومتری، اما واقعاً سه سال زمان برد؛ در طول این سه سال، همه چیز تغییر کرده است. همتیمیهای قدیمی ناپدید شده بودند؛ فقط همسرش با شکم بزرگ و پسر چهارسالهاش در کنارش بودند تا بازی را تماشا کنند؛ احتمالاً میخواستند کمی سرگرمی داشته باشند. آیا دخترم که هنوز در رحم مادرش است، آنقدر صدای «ووزولا» آفریقای جنوبی را شنیده که تا به حال اینقدر حرفچین شده و دهان کوچکش مدام صدا میکند؟! در این جام جهانی که چندان هیجانانگیز نبود، سبک بازی اسپانیا با کنترل توپ، وضعیت را در دست گرفت و حتی به بسیاری کمک کرد تا خواب بهتری داشته باشند. در سال ۱۴، جام جهانی به برزیل، کشوری که عاشق فوتبال است و مخالف میزبانی آن بود، بازگشت. برخی افراد نمیخواهند این پول را به صورت هدررفتی خرج کنند و میگویند که هنوز آموزشهای زیادی برگزار نشده و کودکان زیادی غذای مناسبی ندارند. همچنین شورش کردند. بهتر بود از همان ابتدا برای ما آن را ترتیب دهند ; ما در تمرکز نیرو برای انجام کارهای بزرگ ماهریم و تیم ملی فوتبال نیز میتواند از این فرصت برای عبور استفاده کند. در نهایت، امیدهای زیادی بر دوش تیم برزیل قرار گرفته بود؛ اما در مرحله نیمهنهایی توسط تیم آلمان شکست سختی خورد و سپس توسط هلند نیز مغلوب شد. اسپانیا، قهرمان دفاعکننده، همچنین تیمهای قدرتمند سنتی مانند ایتالیا و انگلستان نیز زود از مسابقات حذف شدند؛ این موضوع نشاندهنده جذابیت فوقالعاده این دوره از جام جهانی است. اما این هم یکی از سردترین بارهایی بود که دیدهام؛ اولاً هوا سرد بود، دمای شمال انگلستان حدود ده درجه بود و تمام روز باران میبارید ; دوم اینکه، روزنامههای بریتانیایی پیش از مسابقه با تبلیغات و جاهطلبیهای زیاد، فضایی پر از اشتیاق ایجاد کرده بودند؛ اما پس از شکست جدید، برخی از بازیکنان و مربیان ناامید شدند و هواداران نیز سرافکنده گشتند. خوشبختانه پسرم با اشتیاق زیاد، تمام روز کنارم میماند تا بازیها را تماشا کند و همچنین کارتهای زیادی از ستارههای فوتبال درست کرده است ; او تیم کاستاریکا را حمایت میکند. کلمبیا فوتبال زیبایی اجرا کرد و نتایج خوبی کسب کرد. ما، تیم چین، که در آن سال رقیب بودیم، اکنون کجاییم؟ نوشته شده در سال ۱۴.
به خاطر فوتبال چین، سالهاست که تقریباً به فوتبال نگاه نمیکنم. جام جهانی را باید تماشا کرد.....
بعد از تماشای فوتبال در طول این سالها، هنوز متوجه نمیشوم چرا فوتبال چین موفق نیست؟ چینیها احمق نیستند! پیشرفته و دقیق، فرسوده و بد، تظاهرات بیمعنی، شیر خشک مسموم، روغن زباله، ببرهای بزرگ، مگسهای کوچک، همه چیز وجود دارد، پس چرا فوتبال مشکل دارد؟
میدانی، پیامی بود که میخواستم به تو پاسخ دهم اما نتوانستم. :L
من یک هوادار وفادار چینی هستم؛ در هر صورت دوست دارم تماشا کنم، اما از حالا کمی عقبنشینی میکنم
بله، نگاه کنید چند روز پیش لی تیه چقدر سرسخت بود، در نهایت مجبور شد سر تعظیم فرود آورده و اشتباهش را بپذیرد.
لی تیه یکی از جوانترین و بهترین مربیان چین در سالهای اخیر است؛ در زمان کار با ریپی، چیزهای زیادی یاد گرفت. آه، تعویض بازیکنان بسیار تصمیمگیرانه بود