HCBBS Forum (فارسی)
Submit Chemical Projects / Find Solutions
Amplify Your Requirements on a Broader Chemical Platform *Engineering · Technology · Equipment · Solutions*
Submit Request

مفاهیم متفاوت امنیت، منجر به سرنوشت‌های متفاوت مردم می‌شود

2016-07-03View Original

Thread Content

دلیل اینکه مردم همواره به فاجعه کشتی تایتانیک بیش از نود سال پیش فکر می‌کنند و با لذت درباره‌اش صحبت می‌کنند، تنها به این دلیل نیست که رکوردی در تاریخ فجایع دریایی بشریت ثبت کرده است؛ دلیل مهم‌تر این است که درس‌ها گنجینه‌هایی جاودانه هستند. همان‌طور که ماهان در کتاب «قدرت دریایی» گفته است: «یک درس، در خودش، ارزشی بی‌نهایت دارد». آنچه برایم جالب است، سه ناخدای درگیر در این حادثه دریایی هستند؛ به دلیل دیدگاه‌های متفاوتشان در زمینه ایمنی، نقش‌های متفاوتی ایفا کردند که منجر به پیامدهای رفتاری متفاوتی شد و الهامات فراموش‌نشدنی‌ای برای مردم به ارمغان آورد. ناخدای اول: مردم اغلب می‌گویند: پیروزی، تله‌ی برنده است؛ این ضرب‌المثل در مورد ناخدا و ملوانان کشتی تایتانیک نیز صادق بود. گفته می‌شود که این افراد همگی بهترین‌های ناوگان تجاری بریتانیا هستند و کاپیتان اسمیت آن‌ها حتی برجسته‌تر است؛ در سراسر امپراتوری دیگر نمی‌توان کاپیتانی باهوش‌تر و باتجربه‌تر از او یافت، علاوه بر این، او هرگز سابقه‌ای از خطا در دریا نداشته است. در چشمان مسافرانی که سوار تایتانیک شدند، آن کشتی چیزی نبود جز کشتی‌ای که غرق نخواهد شد، و خدمه‌اش نیز گروهی بودند که کشتی را واژگون نخواهند کرد. اما در واقع، این ویژگی‌ها احتمالاً عواملی هستند که در پس دلایل مستقیم بروز حوادث نهفته و تأثیرگذارند. مردم معمولاً تمایل دارند درس‌ها را از منظر کنترل مورد بحث قرار دهند. به عنوان مثال، پیش از آن مسیر مناسبی برای سفر و جلوگیری از خطرات انتخاب نشده است ; زمانی با دید خوب برای پرواز انتخاب نشد ; سرعت حرکت کاهش نیافت تا بتوان به راحتی آن را کنترل کرد ; هیچ نیروی اضافی برای نظارت و ارائه بازخورد به موقع اختصاص داده نشده است... در واقع، «فقدان کنترل فکری» همان عامل اصلی بروز این فاجعه است. زیرا وقتی احساس بحران از بین می‌رود، خوشبینی کورکورانه به وجود می‌آید؛ این خوشبینی نیز باعث بی‌احتیاطی می‌شود و بی‌احتیاطی در نهایت منجر به فاجعه می‌گردد. با توجه به این عامل، می‌توانیم «عدم وجود»های بیشتر را به‌طور منطقی توضیح دهیم. برای مثال، کاپیتان هرگز تمرین واقعی‌ای برای استفاده از قایق‌های نجات برای خدمه برگزار نکرده است؛ همچنین برنامه‌ای برای ورود منظم مسافران به قایق‌های نجات وجود ندارد. اکثر خدمه حتی نمی‌دانند چگونه از آن قایق‌ها استفاده کنند. وقتی فاجعه رخ می‌دهد، آن‌ها باید یاد بگیرند که هر کاری را انجام دهند؛ این امر به وضوح باعث می‌شود تعداد بیشتری از مردم جان خود را از دست بدهند. بنابراین، تنها با داشتن احساس بحران کافی در زمینه ایده‌ها و باورها، می‌توانیم از امنیت واقعی برخوردار شویم؛ در غیر این صورت، چگونه می‌توان توضیح داد که خدمه کشتی تایتانیک، با وجود شش هشدار درباره وجود صخره‌های یخی در مسیر، همچنان حاضر به کاهش سرعت نبودند؟ بی‌حسی در این سفر خطرناک، سرنوشت آن‌ها را به «مرگ قطعی» محکوم کرده بود. اگر کاپیتان اسمیت کمی هوشیاری برای مقابله با خطرات را در دل داشت، می‌توانست بارها فرصت‌های جلوگیری از فجایع را به دست آورد ; اگر این کشتی یک کشتی معمولی بود و به عنوان «کشتی غرق‌نشدنی» شناخته نمی‌شد، و اگر اسمیت نیز یک کاپیتانی بود که تجربه شکست داشت، شاید در «دام پیروزمندان» گرفتار نمی‌شد. در نهایت، شناسایی کوه‌های یخی پرخطر در مسیر، نیازی به هوش بالایی ندارد و دلیل غرق شدن کشتی نیز چندان غیرمنتظره نیست. تاریخی که رخ داده، اجازه‌ی «فرض» را نمی‌دهد، اما می‌تواند به ناخدایان امروز یادآوری کند که رهبران در تمام سطوح ممکن است همان اشتباهات را تکرار کنند. چشم‌ها نباید همواره به «سقف» (دستاوردهای سیاسی) خیره باشند، بلکه باید به «کف» (امنیت) نیز توجه کرد. آگاهی از خطرات در شرایط آرامش، باید وضعیت طبیعی رهبران باشد؛ بدون حس خطر، ممکن است در هر لحظه در دام پیروزمندان گرفتار شویم. کاپیتان دوم: هنگام فاجعه تایتانیک، کشتی کالیفرنیا در نزدیکی آن بود و فاصله‌اش آنقدر کم بود که می‌شد آن را با چشم غیرمسلح مشاهده کرد. از نظر منطقی، این کشتی شایسته‌ترین گزینه برای نجات جان‌های بسیاری بود؛ اما متأسفانه کاپیتان آن، آقای رود، تمام شب را خوابید و هیچ کاری انجام نداد. این کاپیتان، چه ایدئولوژی‌ای دارد؟ او واقعاً از نظر ذهنی سرشار از احساس بحران بود، از تجربیات موفقیت‌ها و شکست‌های سال‌ها گذشته درس گرفته بود و محافظه‌کار و محتاط بود. در دوران امروز، هنوز می‌توانیم چنین رهبرانی را در اطراف خود ببینیم. وقتی کاپیتان رود از وجود یخچال‌های دریایی در مسیرش مطلع شد، بلافاصله تصمیم گرفت سرعت خود را کاهش دهد ; وقتی کوه یخی را دید، دستور داد که کشتی متوقف شود و در سکوت منتظر طلوع آفتاب بمانند. رادیوئیست او شروع به هشدار دادن به سایر کشتی‌ها در منطقه خطرناک کرد. کشتی تایتانیک در ساعت هفت و نیم شب هشدار دریافت کرد و آن را در دفترچه یادداشت‌های دریانوردی ثبت کرد. تفاوت‌های بین کاپیتان رود و کاپیتان اسمیت، آن‌ها را وادار به انتخاب‌های کاملاً متفاوتی کرد؛ تفاوت در دیدگاه‌های مربوط به ایمنی، سرنوشت هر دو را در آن لحظه تعیین کرد. حس بحران کاپیتان رود، او را از فاجعه‌ای مشابه تایتانیک در امان نگه داشت. نگهبان مستقر در پل فرماندهی کشتی «کالیفرنیا»، همان شب تایتانیک را دید که از فاصله چند مایلی (۱ مایل معادل ۱۶۰۹.۳۱۵ متر) به آرامی نزدیک می‌شود، سپس دید که کاملاً متوقف شد. پست نگهبانی فکر می‌کرد که آن هم مانند آن‌ها، اقدامات مشابهی در قبال یخچال دریایی انجام داده است. سپس، کشتی تایتانیک هر چند دقیقه یک بار موشک به سمت آسمان پرتاب می‌کرد؛ این یک سیگنال برای اعلام بحران در دریا بود. کشتی کالیفرنیا نتیجه گرفت که حتماً فاجعه‌ای در یک کشتی دوردست، خارج از دید، رخ داده است. آن‌ها حتی فرد ارتباطات را بیدار نکردند تا ببینند آیا می‌توانند با آن کشتی تماس برقرار کنند یا نه. به این ترتیب، مجبور بودیم با چشمان خود شاهد غرق شدن تایتانیک در کف دریا باشیم. اگر کشتی کالیفرنیا بلافاصله به اولین سیگنال درخواست کمک پاسخ می‌داد، ممکن بود در سریع‌ترین زمان ممکن به محل حادثه برسد و تمام کسانی را که جان خود را از دست داده بودند، نجات دهد. بدین ترتیب، کشتی کالیفرنیا به دلیل ترس از ریسک، هیچ اقدامی نکرد و فرصت آخر بسیاری از جان‌هایی که می‌توانستند نجات یابند، از بین رفت. در فرآیندهای تصمیم‌گیری رهبرانه، مأموریت سازمان و ریسک‌ها اغلب همزمان وجود دارند و وظیفه رهبر این است که در میان این سودها و زیان‌ها، انتخاب‌های دشواری انجام دهد. اما کنار گذاشتن مأموریت به خاطر ایمنی، قابل بخشش نیست؛ اگر آتش‌نشانی برای حفظ ایمنی خود از خاموش کردن آتش خودداری کند، آیا هنوز هم نیازی به وجود آن وجود دارد؟ دیدگاه کاپیتان رود، ظاهراً این نبود که با تمام توان برای کاهش ریسک‌ها در چارچوب انجام مأموریت تلاش کند، بلکه ایمنی را به‌طور نادرست تنها ارزش مورد توجه دانست؛ بنابراین، همین صحنه‌های بی‌توجهی به نجات جان انسان‌ها، جنبه‌ی تراژیک دیگر فاجعه‌ی کشتی تایتانیک است. متأسفانه در اطراف ما، چنین «کاپیتان‌هایی» چیز نادری نیستند؛ تحمل چنین رفتارهایی به معنای وجود خطراتی بسیار جدی‌تر از منافع امنیتی موقت فعلی سازمان است. هنگامی که بحرانی پیش می‌آید، سازمان مجبور است هزینه‌های بسیار بیشتری را پرداخت کند؛ عملکرد کشتی کالیفرنیا در این فاجعه دریایی، شاهدی بر این موضوع است. کاپیتان‌هایی که چنین نگرشی دارند، باید هنگام تصمیم‌گیری با دقت عمل کنند. سومین کاپیتان: سومین کشتی که در آن شب نقش مهمی ایفا کرد، کشتی «کاپاسیا» بود و کاپیتان آن آرتور روزویل بود. در ساعت دوازده و سی و پنج دقیقه شب همان روز، اپراتور رادیویی کاپاسیا به اتاق کاپیتان هجوم برد و گزارش داد که تایتانیک با یک یخچال دریایی برخورد کرده است. واکنش روشی‌چیانگ آرام بود؛ او بلافاصله دستور داد تا کشتی «کاپاسیا» جهت خود را تغییر دهد و با حداکثر سرعت به حرکت درآید. سپس از اپراتور ارتباطات پرسید که آیا گزارش او صحیح است یا خیر، و در نهایت کشتی خود را برای پذیرش بازماندگان آماده کرد. این تفاوت شدیدی با واکنش کشتی کالیفرنیا داشت. لوشی‌چیانگ نیز باید با بزرگترین خطر، یعنی کوه یخی، روبرو شود. در ذهن کاپیتان روشیچیانگ، وضعیت فعلی کاملاً روشن بود؛ او با حداکثر سرعت در همان منطقه‌ای در حرکت بود که تایتانیک با یخچال دریایی برخورد کرده بود. دوگانه‌گی در تصمیم‌گیری باعث تردید او نشد، زیرا جان مسافران سرنگون‌شده تایتانیک در دستان او بود. ایده او این بود: امنیت به معنای عدم وجود ریسک نیست؛ برای دستیابی به موفقیت، باید ریسک‌های بزرگی را پذیرفت. برای این فرد شجاع، کاهش سرعت البته می‌تواند میزان ایمنی او را افزایش دهد، اما امید به بقا برای هزاران نفری که در دریای یخ گرفتار شده‌اند را کاهش می‌دهد. او تصمیم گرفت با حداکثر سرعت پیش برود، اما هر قدم را با احتیاط برداشت تا ریسک‌ها را تا حد امکان تحت کنترل خود نگه دارد. او یک نفر دیگر را در برج نظارتی مستقر کرد، دو نفر دیگر را در سر کشتی قرار داد، هر کدام یک نفر در دو طرف پل فرماندهی، و خودش نیز در پل فرماندهی ماند. یعنی، بازخورد به‌موقع و مؤثر مهم‌ترین ابزار او برای غلبه بر ریسک‌هاست. ساعت دو و چهل و پنج دقیقه بامداد، به اولین یخچال دریایی برخورد کردیم. آن‌ها با احتیاط از آن دوری کردند و به حرکت خود ادامه دادند؛ در ساعت بعد، پنج یخچال دیگر را نیز از سر راهشان دور کردند. ساعت چهار صبح، آن‌ها به محل نهایی درخواست کمک تایتانیک رسیدند و شروع به نجات افراد موجود در قایق‌های نجات کردند. هنگام طلوع خورشید، این وظیفه دشوار نجات بازماندگان سرانجام به شکلی منظم و با آمادگی کامل انجام شد و آرامش برقرار گردید. مسافران کاپاسیا نیز از روحیه فداکاری خدمه الهام گرفتند؛ مسافران کلاس یک، کابین‌های خود را در اختیار بازماندگان قرار دادند و بقیه نیز با تلاش، تمام توان خود را برای کمک به دیگران به کار بستند. در آن شب تاریک که بزرگترین فاجعه دریایی رخ داد، خدمه و مسافران کشتی «کاپاسیا» نمونه‌هایی از شجاعت و تصمیم‌گیری قاطعانه ارائه دادند؛ در حالی که کاپیتان روشیانگ، مفهوم صحیح ایمنی را برای رهبران آینده تبیین کرد. رهبران امروز نیز با مشکلات امنیتی‌ای روبرو خواهند شد که سه ناخدا با آن مواجه بودند، و همچنین گزینه‌هایی مشابه گزینه‌های آن سه ناخدا خواهند داشت. می‌گویند «در دنیا ناهار رایگانی وجود ندارد»؛ در تصمیم‌گیری‌ها، برای اتخاذ ایده‌های مختلف امنیتی، باید هزینه‌ای پرداخت شود. نکته کلیدی، ارزش‌هایی است که دنبال می‌کنید و نسبت بین آنچه می‌پردازید و آنچه به دست می‌آورید. کاپیتان روشیچیانگ با پذیرفتن بالاترین میزان ریسک و مسئولیت، در نهایت جان ۷۱۱ نفر غرق‌شده را نجات داد ; کاپیتان رود برای حفظ جان خود، ریسک‌ها را تا حداقل ممکن کاهش داد؛ در نتیجه، ۸۱۷ مسافر و ۶۷۳ خدمه کشتی تایتانیک، یعنی در مجموع ۱۴۹۰ نفر، بدون هیچ کمکی در دریای یخی جان باختند. خوشبینی بی‌پایه کاپیتان اسمیت نیز عامل اصلی این فاجعه بود؛ حتی جان خود کاپیتان نیز در دستان خودش از بین رفت. دیدگاه‌های ایمنی این سه ناخدا و پایان‌های متفاوت آن‌ها، موضوعی است که رهبران همه سطوح امروز باید به آن فکر کنند؛ شما در واقع متعلق به کدام نوع «ناخدا» هستید؟ از اینترنت بازنشر شده، سپاسگزارم!

Submit a Project

**Looking for Chemical Technology, Equipment & Solutions?** No Registration Required Broader Platform Exposure | Global Chemical Service Provider Connections

Submit Request — Free Consultation

Disclaimer

This is an automated machine translation of the original thread. Some technical terms may have inaccuracies; the original text shall prevail. Click "View Original" at the top right to access the source page, which supports IP-based automatic real-time language translation. Please watch out for contact details and sales inducements to prevent fraud. All content and translations are for reference only, representing solely the poster's personal views. For enquiries, email service@hcbbs.com.