Thread Content
هفت سال است که در زمینه شیمی فعالیت میکنم؛ وقتی به گذشته نگاه میکنم، متوجه میشوم که تقریباً از جامعه جدا بودهام. هر روز به محل کار میروم، کارم تمام میشود، شیفت کاری دارم؛ وقتی مشکلی پیش میآید، مجبورم کار را متوقف کنم. هیچ سفری نداشتهام، هیچ سرگرمیای ندارم، هیچ دوست خوبی ندارم، هیچ فعالیتی با فرزندانم ندارم... میخواهم از این چرخه خارج شوم؛ اما ناگهان متوجه میشوم که چه چیزهایی بلدم و میتوانم به کجا بروم؟ به نظر میرسد گیج هستم؛ آیا کسانی از شما که در حوزه شیمی فعالیت میکنید، برنامه شغلی دارید؟ آینده چگونه خواهد بود؟
هه، همه چیز یکسان است؛ من از زمان شروع کارم در صنعت شیمی مشغول به کار شدم و تاکنون ۹ سال گذشته است. به جز مدتی که در ابتدای کارم، در دوران تعطیلی، چند روزی برای گشتوگذار به پکن رفتم، تا به حال از این شهر خارج نشدهام. علاوه بر این، سالانه فقط پنج روز مرخصی سالانه وجود دارد و یک روز مرخصی در هر ماه لغو شده است. فقط میخواهم بگویم که سال گذشته یک ساعت خریدم.
در واقع، همه در حوزه شیمی صنعتی فعالیت میکنند. میخواهم برای گردش بیرون بروم، اما برنامهای که بیش از یک سال پیش تنظیم کرده بودم، عملی نشد. هر روز برای کار مشغولم و فرصتی ندارم؛ علاوهبر این، محل کارم در حومه شهر است و جایی برای سرگرمی وجود ندارد…
هر صنعتی دشواریهای خود را دارد. تازه از کارخانه شیمیایی بیرون پریدم؛ آنجا هم راحتتر بود
کجا رفته؟ من در کارخانه مسئول امنیت هستم، میخواهم در زمینه ارزیابی ایمنی فعالیت کنم، اما هنوز نمیدانم چطور
شغلم عوض شد، قبلاً کارگر عملیات بودم.
چند سال است که در این حرفه فعالیت میکنم، به آینده فکر کردهاید؟
واقعاً آسان نیست، به آینده فکر کنید، آینده را نمیتوان دید
شش سال شده، برنامه مشخصی ندارم، در دلم نمیخواهد این وضعیت ادامه یابد…
خیلی هم کوتاه نیست، در شرکت چه مقامی دارید و چشمانداز پیشرفت چطور است؟
شغلی پرفشار است؛ نمیتوان با شیفتهای متناوب کنار آمد
در زندگی بعدی هرگز در صنعت شیمی کار نخواهم کرد
بله، صنعت پتروشیمی دقیقاً همین مشکل را دارد؛ کسانی که توانایی و امکانات لازم را دارند، سریعاً از این حوزه خارج میشوند؛ اما کسانی که فاقد توانایی و امکانات لازم هستند، باید به طور عادی و با آرامش زندگی کنند. فکر کردن بیش از حد فایدهای ندارد؛ فقط تلاش خودتان را انجام دهید.
من در یک شرکت طراحی کار میکنم و سه سال است که مسئول تجهیزات اندازهگیری هستم. دیدم که همکلاسیهایم یکی پس از دیگری شغل خود را عوض کرده و حقوقشان افزایش یافته، اما من چطور؟ دو سال دیگر صبر کنیم تا درجه مهندس میانی بگیریم؟ اما انگار هیچ امیدی وجود ندارد!
بعد از خواندن پست، دلم تلخ شد؛ همدردی با کسانی که سرنوشت مشابهی دارند، اما نمیدانم چطور میتوانم تغییری ایجاد کنم
از زمان فارغالتحصیلی تا الان، مدام شیفتهای مختلفی داشتهام؛ هفت سال است
۸ سال است که در صنعت شیمی فعالیت میکنم، چیزی نمیخواهم بگویم، همهاش اشک است! ؛پ
من که تازه سه یا چهار سال است در زمینه ابزارهای اندازهگیری صنایع شیمیایی کار میکنم، از کنار اینجا رد میشوم و احساسات همکاران باتجربه را میبینم و کاملاً با آنها همدردی میکنم. من چند ماه پیش استعفا دادم و برای یافتن کار رفتم، اما هیچ شرکتی مرا نپذیرفت؛ همگی گفتند که تجربه ندارم. من فقط خندیدم؛ در واقع، آن موقع احمقانه عمل کردم که وارد این حوزه شدم.