Thread Content
در تعریف لولههای فشاری در فهرست تجهیزات ویژه آمده است: لولههای فشاری، تجهیزات لولهای هستند که از فشار مشخصی برای انتقال گاز یا مایع استفاده میکنند؛ دامنه آنها به گونهای تعیین شده که حداکثر فشار کاری آنها برابر یا بیشتر از ۰.۱ MPa (فشار ابسولوت) باشد. منظور از حداکثر فشار کاری، فشار طراحی شده در اسناد طراحی لوله است یا فشار عملیاتی؟ امیدوارم پاسخی تخصصی دریافت کنم؛ از همگی سپاسگزارم.
فشار طراحی و فشار عملیاتی معمولاً کمتر از فشار طراحی هستند
در مورد تولیدکنندگان دریچهها، حداکثر فشار کاری به معنای بالاترین فشاری است که دریچه در لوله تحمل میکند؛ زیرا فشار در بسیاری از لولهها نوسان دارد. به عنوان مثال، فشار معمول در شرایط عادی ممکن است ۱۰ کیلوگرم باشد، اما گاهی فشار در لوله به طور ناگهانی تا ۱۴ کیلوگرم افزایش مییابد. این ۱۴ کیلوگرم همان حداکثر فشار کاری است. اگر از فشار معمول ۱۰ کیلوگرم استفاده شود، نسبت فشار نامی به فشار کاری ۱.۵ خواهد بود؛ بنابراین فشار نامی ۱.۶ مگاپاسکال کافی است. اما گاهی در شرایط واقعی، حداکثر فشار کاری میتواند به ۱۴ کیلوگرم برسد؛ بنابراین به منظور ایمنی، فشار نامی دریچه را ۲.۵ مگاپاسکال در نظر میگیرند. بنابراین، فشار کاری حداکثری اهمیت نسبتاً زیادی در انتخاب دریچهها دارد. بهویژه در محیطهای پرفشار
لولههای فشاری، دستگاههای لولهای هستند که از فشار مشخصی برای انتقال گاز یا مایع استفاده میکنند؛ محدوده آنها به گونهای تعیین شده که حداکثر فشار کاری آنها برابر یا بیشتر از ۰.۱ مگاپاسکال (فشار ابسولوت) باشد. منظور از حداکثر فشار کاری، فشار طراحی شده در اسناد طراحی لولهها است یا فشار عملیاتی؟ امیدوارم پاسخی تخصصی دریافت کنم؛ از همگی سپاسگزارم. فشار کاری همان فشار عملیاتی نیست؟ من متوجه نمیشوم: L
فایلهای طراحی ما شامل فشار عادی، فشار حداکثری و فشار طراحی است. فشار عادی، فشار در هنگام کارکرد عادی است؛ فشار حداکثری، بالاترین فشاری است که میتوان به آن دست یافت؛ فشار طراحی نیز بر اساس فشار حداکثری تعیین میشود. برای تقسیمم لولههای فشاری، از بالاترین فشار به عنوان معیار استفاده میشود.
بالاترین فشار قابل دستیابی، شامل فشار عملیاتی نیز میشود؛ برای مثال، فشاری که پس از قرار گرفتن لولههای نفتی در معرض نور خورشید ایجاد میشود، نیز در این دسته قرار میگیرد
در اینجا منظور عمدتاً فشار کاری حداکثری است؛ آیا منظور فشار طراحی شده است یا فشار کاری واقعی؟
طبق گفته شما، یعنی هنگام تعیین اینکه آیا یک لوله جزو لولههای تحت فشار محسوب میشود یا خیر، باید بر اساس فشار طراحی ارزیابی کرد؛ پس آیا لولههایی که فشار عملیاتی آنها کمتر از ۰.۱ مگاپاسکال است، چون فشار طراحی آنها بیشتر از ۰.۱ مگاپاسکال است، همچنان جزو لولههای تحت فشار محسوب میشوند؟ به عنوان مثال: لولهای با فشار عملیاتی ۰٫۰۶ مگاپاسکال و فشار طراحی ۰٫۳۵ مگاپاسکال، با قطر DN80 و حامل گاز اسیدی
فشار کاری حداکثر نیز همان فشار کاری است؛ فشار کاری دستگاه، فشاری است که در شرایط مختلف عملیاتی وجود دارد. در فرآیند عملیاتی واقعی، این فشار یک مقدار متغیر در یک محدوده خاص است و نه یک مقدار ثابت. فشار طراحی نیز در مرحله طراحی، بر اساس حد بالای این محدوده (یعنی به عنوان بالاترین فشار کاری (عملیاتی) ممکن) انتخاب میشود
به اساس فشار کاری حداکثری طبقهبندی میشود؛ تنها در اینجا، فشار طراحی معادل فشار کاری حداکثری است. اگر فشار کاری حداکثری کمتر از ۰.۱ MPa باشد، فشار طراحی برابر با ۰.۱ MPa در نظر گرفته میشود. در مواردی مانند آنچه گفتید، اگر حداکثر فشار کاری کمتر از ۰.۱ MPa باشد، نیازی به طبقهبندی آن به عنوان لولههای تحت فشار نیست. بنابراین، به نظر من باید در اسناد طراحی، فشار عادی، حداکثر فشار و فشار طراحی مشخص شود تا تقسیمبندی لولههای تحت فشار آسانتر گردد.
فشار حداکثری و فشار طراحی، دو تعریف متفاوت هستند. فشار طراحی، در هنگام طراحی و بر اساس محاسبات، تعیین میشود. فشار حداکثری، نوعی فشار عملیاتی است که ویژگیهای خاصی دارد. در عملکرد تولیدی، فشار بالاترین مقدار معمولاً به فشار بالاترین نقطه خروجی پمپ اشاره دارد (زیرا فشار در خروجی پمپ به دلیل شرایط کاری در حال تغییر است). فشار خروجی پمپ، بالاترین فشار در کل سیستم لولهکشی است. در طراحی، فشار طراحی دستگاه بالاتر از بالاترین فشار است و مقدار اضافی نیز در نظر گرفته شده است. اما برای فشار لوله، مستقیماً از درجه لولهای با فشار بالاتر از حداکثر فشار استفاده میشود؛ به عنوان مثال، اگر حداکثر فشار ۱.۶ MPa باشد، لوله باید با فشار ۲.۰ MPa طراحی شود.