Thread Content
با سلام، مسئول هر رشته (مثلاً رشته ابزاردقیق) باید با مسئله آموزش کارکنان روبرو شود؛ چرا که توانایی جنگی تمام افراد، مهمترین موضوعی است که همگان به آن اهمیت میدهند. اما در برابر تفاوتهایی مانند پایههای متفاوت، تواناییهای یادگیری متفاوت، میزان انگیزه برای یادگیری متفاوت، مشاغل متفاوت، تفاوتهای جنسیتی، تجهیزات متفاوت و غیره، چگونه آموزش مهارتها انجام میشود و کدام روشها واقعاً نتایج مؤثری داشتهاند؟ امیدواریم همگی روشهای خوب آموزشی خود را با یکدیگر در میان بگذاریم تا بتوانیم از یکدیگر الهام بگیریم و ارزش آموزش را بهبود بخشیم. این همان هدف اصلی از ارسال این پست بود! ! !
اجازه دهید ابتدا شروع کنم. زمان: برگزاری در صبح روز پنجشنبه هر هفته، مدت زمان آموزش نیز در حد نیم ساعت خواهد بود; محدوده: با توجه به تجهیزات موجود در شرکت، در هر بار فقط به یک موضوع آموزشی پرداخته میشود (مثلاً ساختار کلیدهای تنظیمی فیلمپوش پنوماتیکی) ; متون آموزشی: متون آموزشی شامل عکسهای واقعی دربهای شیرها هنگام تعمیر و نگهداری است و عمدتاً به ساختار، اصول کارکرد و روشهای رفع اختلالات رایج میپردازد ; مدرس: اپراتورهای دستگاهها به نوبت میآیند ; امتحان: هفته آینده امتحان برگزار میشود (سؤالات توسط کارشناسان فنی تدوین میشود، سه سؤال درباره مطالب درسی است و پاسخ دادن به آنها در عرض ده دقیقه امکانپذیر است) ; اثرات: ۱. در حال حاضر، احساس میشود که این روش بهتر از روش آموزشی سنتی است؛ زیرا حداقل هنگام آمادهسازی مطالب درسی توسط مدرس، فرآیند یادگیری وجود دارد که به بهبود توانایی خودآموزی او کمک میکند. ۲. با تکیه بر تجهیزات موجود شرکت، همگان با آنها آشنا هستند و کنترل آنها آسان است. ۳. زمان کمی لازم دارد، زمان زیادی از افراد را اشغال نمیکند و بر کار تأثیری ندارد. ۴. محتوا کم است و یادگیری آن آسان است.
باید نظرتان را بیان کنید، تجربیاتتان را در میان بگذارید
آموزش در محل، اینکه به آنها اجازه داده شود خودشان کار کنند و در کنارشان با الگو قرار دادن، آموزش داد: lol
به نظر میرسد این ایده کمی آرمانی است: آیا رهبری حمایت میکند؟ میتوانی در کار فاصله بگیری؟ نکته کلیدی این است که آیا افراد پایینتر میتوانند حمایت کنند یا نه؟ حتی اگر حمایت از پایداری باشد؟
ترکیب نظریه و عمل، آموزش منظم توسط مسئولان، آموزش در محل کار، فعالیت فراوان، ارتباطات، و کمک متقابل برای یادگیری.
حدس میزنم صاحب پست تازه رهبر شده، نقطه شروع و ایدههایش خوب است، این موضوع قطعاً درست است. اما باید به شرایط خاص توجه کرد؛ مهمترین مسئله این است که آیا کارکنان پاییندست پاسخگو هستند یا نه. کسانی که واقعاً انگیزه دارند، بدون اینکه شما چیزی بگویید، خودشان یاد میگیرند؛ اما کسانی که تمایلی ندارند، حتی با فشار هم فایدهای ندارد. هه، اینجا مؤسسات دولتی هستند؛ من دو شاگرد کوچک دارم که بعد از کار فقط ورزشهای کارتی و بازیهای کامپیوتری انجام میدهند، اصلاً به کتاب یا مدارک توجهی نمیکنند؛ سایر رشتهها هم همینطور است. رهبرانی هم این کار را میکردند؛ هر هفته یک موضوع تعیین میشد و در آخر هفته امتحان گرفته میشد. خخ، هیچکدام از آن بچهها نبود که فحش ندهد؛ در زمان امتحان هم همه فقط سرسری پاسخ میدادند. در شرکتهای دولتی هم، رهبران نمیتوانستند چیزی با آنها بکنند. با انجام این کار، پس از دو قسمت موضوع متوقف شد. برای سوابق آموزشی و چیزهایی که شرکت میخواهد، میتوانید از یک بچه بخواهید به طور تصادفی آنها را پر کند؛ فقط هنگام بازرسی کافی است. دو روز پیش ایمیلی دیگر دربارهی همین موضوع آمد، ههه. . . هیچکس حرفی نزد، هه. . . فکر میکنم دوباره یک حرف بیمعنی باشد.
این ایده خوبی است، اما در اجرای آن باید به شرایط واقعی هر شرکت نیز توجه کرد. من هم در حال فکر کردن به موضوع آموزش هستم؛ البته بیشتر آموزشهای ما برای مشتریانی است که به اینجا میآیند. آموزش کارکنان فنی خودمان کار دشواری است، چون همه در سفر هستند و من هنوز راه حل خوبی پیدا نکردهام
آنچه شما میگویید دقیقاً همان چیزی است که من هم فکر میکنم؛ من میخواهم ریشهای تغییری در وضعیت غیرفعال و ناکارآمد آموزش ایجاد کنم. الان وضع اقتصادی خوب نیست، همه در حال کاهش نیرو هستند، اما چه کسانی را کاهش دهند؟ یعنی کسانی را که تلاش نمیکنند، کم میکنیم. در پایان سال، برترینها انتخاب میشوند، اما چه کسانی؟ درباره کسانی که سخت کار میکنند، نظر میدهیم. برای ترفیع رؤسای گروهها و فنیها، چه کسانی را انتخاب کنیم؟ فقط درباره تلاش برای کار سخت صحبت کنیم. ایجاد فضای خوب در میان کارکنان، هدف نهایی ماست. برای پرورش تیمی با مهارت بالا، توانایی قوی و اجرای کارآمد، باید از این مانع عبور کرد.
هه، تو اولین کسی نیستی که اینطور فکر میکنی، و آخرین کسی هم نخواهی بود. وضعیت اقتصادی خوب نیست؛ این یک شرایط کلی است. شرکتها هر کس را که بخواهند، اخراج میکنند؛ حرف ما هیچ ارزشی ندارد. هه، در مورد ارزیابیهای مثبت و ترفیعات و افزایش حقوق، هه، واقعاً به «سه عامل» اعتماد داری؟ هه، شوخی نکن~~~ افراد اطرافت، یک بچه، سه نسل در همین سیستم، امتحان کن ببین چه میشود. مردی پیر که در کار بسیار ماهر بود؛ نه میتوانست بنویسد، نه صحبت کند و نه ساز بنوازد. همیشه با تلاش و بدون شکایت کار میکرد، و همکارانش واقعاً او را تحسین میکردند. هه، هر سال در انتخاب افراد برتر، نام او حتی ذکر نمیشد؛ ارتقا و افزایش حقوق برایش چیزی فراتر از یک افسانه بود. بعضی چیزها، افسوس، قابل گفتن نیستند؛ همه میفهمند. . .
برادر، تو در کدام شرکت کار میکنی؟ اینقدر تاریک است، قطعاً شرکت «سه بشکه نفت» نیست. عدالت مطلق نیست، اما رهبران نیز باید تلاش کنند تا تعادل را حفظ کنند.
هه، من دقیقاً در همان سطلی هستم که آبش بیشترین است. هه، شاید رهبران خوبی وجود داشته باشند. من در دو شعبه کار کردهام؛ احتمالاً در این سالها افرادی که در اطرافم بودند، شانس خوبی نداشتند و هیچکدام با چنین رهبرانی مواجه نشدند.
چه تصادفی، ما در یک سنگر هستیم. فعالیت اصلی شرکت شما چیست؟
مهمترین نکته این است که ابتدا رهبر خود را متقاعد کنید، سپس آموزشهای خود را اجرا کنید؛ در غیر این صورت، یک فرد مانند چین هوی میتواند باعث شود یوئه فی حتی نتواند زنده بماند. تو چه میگویی؟
من مستقیماً روش بالا رفتن از درخت را به تو گفتم، تو گربهی بزرگ، متوجه شدی؟