آموزش ایمنی سازمانی
Thread Content
آموزش اخلاق ایمنی: http://h.hiphotos.baidu.com/baike/s%3D220/sign=37420e14d42a283447a631096bb5c92e/7aec54e736d12f2eee23b0694fc2d56285356890.jpg«اخلاق» در معنای اصلی خود به معنای «بستن سر با کمان و استفاده از آن برای قربانی کردن» است و مرتبط با جنگ است. بر اساس روایات کتاب «یی ژو شو» و همچنین کتابهای «که یین» و «شی فو»، در جنگهای دوران باستان، اغلب هدف از جنگ، اسیر کردن دشمنان بود؛ این اسیران میتوانستند به عنوان پاداش برای کسانی که در جنگ نقش مهمی داشتند، یا به عنوان هدیه به دوستان، یا حتی برای مقاصد مذهبی استفاده شوند. بعدها، رسم قربانی کردن اسیران جنگی به آدات ناپسند شهادتطلبی تبدیل شد و این آدات تا دوران بهار و پاییز همچنان پابرجا بود. در دوران سلسله ژو غربی، واژه «دِ» برای اولین بار معنای اخلاقی جهانی پیدا کرد و به تدریج به عنصر اصلی در زبان و نوشتار آن دوران تبدیل شد. پایان دوران یین و آغاز دوران ژو، دورهای پیروزمندانه برای ژوییها در اجرای سیاست «جنگ بر اساس فضیلت» بود. در کتابهای پنجگانه سنتی، معنای «دِ» و «دِی» با یکدیگر مرتبط است؛ یعنی «دِ» همان «دِی» است. «دِ» به عنوان راه و وسیله برای رسیدن به «دِی» در نظر گرفته میشود، و «دِی» نیز به عنوان جهتگیری ارزشی و نتیجهی «دِ» در نظر گرفته میشود. برای مثال، در کتاب «ییجینگ» عبارت «داشتن فضیلت عمیق برای در بر گرفتن همه چیز» وجود دارد؛ که در آن «فضیلت عمیق» به معنای «فضیلت» است و «در بر گرفتن همه چیز» به معنای «کسب» است. این نشان میدهد که رابطهی فضیلت و سود، در واقع همان رابطهی عدالت و منفعت است؛ فضیلت همان عدالت است و سود نیز همان منفعت. روحیه اخلاقی کشور ما، یعنی «اتصال و وحدت فضایل»، بر نیازهای اخلاقی فرد تأکید دارد. اخلاق تنها محدودیتهایی از نوع عینی و بیرونی نیست، بلکه نیازی برای خودشکوفایی، جلب رضایت دیگران و کسب قدرت نیز محسوب میشود. طبق دیدگاه ماتریالیسم، هیچ مفهومی انتزاعی نیست؛ «فضیلت» نیز از این قاعده مستثنی نیست. تنها با پیوند با «دستیابی» است که آموزش اخلاقی به سخنان بیمعنا تبدیل نمیشود. در مورد این موضوع، برخی از کارکنان تخصصی امور فکری و سیاسی ما اغلب از صحبت دربارهاش اجتناب میکنند. برای ارائه آموزش اخلاقی، اول از همه باید مشخص شود که استانداردهای اخلاقی در دورانها، طبقات و گروههای شغلی مختلف، متفاوت است. **«هشت افتخار و هشت شرم» که توسط رهبر ما در سال ۲۰۰۶ مطرح شد، استانداردهای اخلاقی بنیادینی هستند که شهروندان کشورمان باید در حال حاضر و در دورههای آینده به آنها پایبند باشند. دوم، باید رابطه دیالکتیکی بین «فضیلت» و «دستیابی» به وضوح توضیح داده شود. در فرهنگ چین، فضیلت پایه و اساس زندگی مردم است و شرط لازم برای کسب شناخت جامعه محسوب میشود. از دیدگاه بلندمدت و روندهای کلی، کسانی که فضیلت کمتری دارند، قطعاً «دستاورد» کمتری خواهند داشت. دقیقاً به همین دلیل است که حتی کسانی که پر از افکار «دزد مرد و فاحشه زن» هستند، باز هم سخنانشان پر از «نیکوکاری، عدالت و اخلاق» است؛ این همان قدرت فضیلت است. برای ارائه آموزش اخلاقی در زمینه ایمنی، ابتدا باید استانداردهای اخلاق ایمنی مشخص شوند. باید مشخص شود که کدام رفتارها مطابق با استانداردهای اخلاقی ایمنی هستند و کدامها مغایر با آنها. علاوه بر این، باید از طریق مثالهای واقعی، از منظر روابط جامعه، **، گروه و فرد، رابطه دیالکتیکی بین «فضیلت» ایمنی و «سود» ایمنی را توضیح داد. آموزش ایمنی در سازمانها، آموزش فلسفه ایمنی: بسیاری از حوادث، ناشی از تفکر خوششانسی مردم است. با این حال، در آمار ریاضی، یک قانون آماری مهم وجود دارد. یعنی همان چیزی که بعدها به آن قانون مرفی گفته شد: فرض کنید احتمال وقوع یک رویداد تصادفی در یک آزمایش، p باشد (با p>0)، آنگاه احتمال وقوع حداقل یک بار این رویداد در n آزمایش، bn=1-(1-p)n خواهد بود. بنابراین، صرفنظر از اینکه مقدار احتمال p چقدر کوچک باشد، هرچه n بزرگتر شود، pn به سمت ۱ نزدیکتر میشود؛ این امر به این معناست که حادثه دیر یا زود رخ خواهد داد. بزرگترین هشدار قانون مرفی این است که به مردم میگوید، رخ دادن یک رویداد با احتمال پایین در یک فعالیت، تصادفی است؛ اما در فعالیتهای تکراری، رخ دادن آن اجتنابناپذیر است. این همان دیالکتیک ضرورت و تصادف است. در عین حال، قانون مرفی به مردم میگوید که تا زمانی که خطر از نظر عینی وجود داشته باشد و مردم بیتوجه باقی بمانند، آن خطر دیر یا زود به وضعیت واقعی ناامنی تبدیل خواهد شد. کسانی که نسبت به تخلفات از روی امید به خوششانسی عمل میکنند، دیالکتیک ایمنی را نمیفهمند؛ کارها را بدون رعایت رویههای لازم انجام میدهند، راههای میانبر و ترفندهایی پیدا میکنند، و این کارها به رفتارهای معمول آنهایی تبدیل میشود که فکر میکنند بسیار باهوش هستند. بنابراین، آموزش دیالکتیک ایمنی به این افراد، برای جلوگیری از وقوع حوادث، بسیار ضروری است. آموزش ایمنی در سطح مدیریت ارشد: دلایل بسیاری از حوادث ناشی از بیتوجهی یا عدم اقدامات لازم از سوی مدیران و تصمیمگیرندگان است؛ این امر اغلب به دلیل کمبود دانش ایمنی در آنهاست. بنابراین، از هر دیدگاهی که نگاه کنیم، آموزش ایمنی برای مدیران و تصمیمگیرندگان، مهمتر از آموزش ایمنی برای کارکنان عادی و شهروندان ساده است. تمرکز آموزش ایمنی برای مدیران تصمیمگیرنده، بر آموزش در زمینه سیاستها و دستورالعملها، قوانین ایمنی و استانداردها است ; آموزش در زمینه ارزش حیات انسان، ایجاد تفکر صحیح نسبت به ایمنی، همچنین ایجاد انگیزه قوی برای فعالیتهای مرتبط با ایمنی و مسئولیتپذیری بالا در این زمینه ; توسعه تواناییهای مدیریت ایمنی. مدیریت عمدتاً به رهبران و کارکنان بخشهای مدیریتی میانی و پایینی اشاره دارد؛ آنها نقش پیونددهنده بین سطوح بالاتر و پایینتر را ایفا میکنند. نگرش آنها نسبت به مدیریت ایمنی، میزان تلاشی که در این زمینه انجام میدهند و تواناییهایشان در مدیریت ایمنی، نقش تعیینکنندهای در ایمنی تولید، زندگی و امنیت عمومی در صنعت، سازمان و منطقه خود دارد. باید آموزشهای ایمنی برای آنها ارائه شود و تأکید بر حس مسئولیت در زمینه ایمنی و تواناییهای مدیریت ایمنی باشد.