HCBBS Forum (فارسی)
Submit Chemical Projects / Find Solutions
Amplify Your Requirements on a Broader Chemical Platform *Engineering · Technology · Equipment · Solutions*
Submit Request

مسئولیت پذیری شرکت‌های آلمانی در قبال حوادث: عذرخواهی در ۵۰ سال گذشته نیز ضروری است

2016-07-07View Original

Thread Content

در هر صورت، خطاها یا حتی حوادث در شرکت‌ها اجتناب‌ناپذیر است، اما نحوه واکنش به این حوادث بسیار متفاوت است. در برخی شرکت‌ها، هنگام وقوع حوادث جدی مربوط به مسئولیت‌های آن‌ها، واکنش اولیه، پنهان کردن اخبار است؛ و وقتی دیگر نمی‌توانند این موضوع را پنهان نگه دارند، سعی می‌کنند مسئله را کوچک جلوه دهند. چند سال بعد، اگر کسی از اینجا عبور کند، قطعاً فکر نخواهد کرد که زمانی صحنه‌های وحشتناکی در اینجا رخ داده است؛ گویی هیچ اتفاقی رخ نداده است. اما بسیاری از کشورهای جهان، در مورد حوادث جدی ناشی از بی‌توجهی، هرگز نمی‌توانند «غم را به شادی تبدیل کنند» یا «مسائل بزرگ را کوچک و مسائل کوچک را نادیده بگیرند». به عنوان مثال، در ژاپن، رسانه‌ها بدون هیچ محدودیتی این موضوعات را گزارش می‌کنند؛ شرکت‌های مقصر نیز بی‌وقفه عذرخواهی می‌کنند و حتی مدیران آن شرکت‌ها برای جبران خطا، به خودکشی متوسل می‌شوند. در ۲۷ مه ۲۰۱۱، یک قطار سریع‌السیر که در روستای تانماتسومه در هوکایدو در حال حرکت بود، ناگهان در یک تونل دچار اختلال شد و پس از آن، آتش‌سوزی در داخل قطار رخ داد. اگرچه مسافران به موقع در امان ماندند، اما ۳۶ نفر در آتش‌سوزی مجروح شدند. تقریباً تمام واگن‌های قطار شماره ۶ سوختند. پس از وقوع این حادثه، شرکت راه‌آهن هوکایدو بارها عذرخواهی کرد و مدیرعامل آن، ناکاجیما ناوتوشی، سه ماه حقوق خود را کاهش داد. پس از رفع حادثه، مدیرعامل ناکاجیما بیش از ده نامه وداعی به جای گذاشت و خودکشی کرد. در وصیت‌نامه چنین نوشته شده بود: «بابت مسائل مربوط به کار، مزاحمتی برای شما ایجاد کردم...» تا همه کارکنان شرکت راه‌آهن هوکایدو این حادثه را به خاطر بسپارند، شرکت تصمیم گرفت ۶ واگنی که در حادثه ۲۷ مه سوخته بودند، به طور دائم نگهداری شوند تا به عنوان هشدار باقی بمانند. در مقایسه با روش‌های ژاپن در مقابله با حوادث، آلمان ویژگی‌های خاص خود را دارد؛ بیایید به طور مفصل درباره‌اش صحبت کنیم. رویداد تریتوکسات در شرکت گرانته: حتی پس از ۵۰ سال نیز باید عذرخواهی کرد. در تاریخ ۳۱ اوت ۲۰۱۲، در شهر استوربرگ در غرب آلمان، مجسمه‌ای از جنس برنج به نام «کودک بیمار» رونمایی شد. در سمت چپ مجسمه، دختر کوچکی بدون بازو و با پاهای ناقص روی یک صندلی تکیه داده است؛ در سمت راست نیز یک صندلی خالی وجود دارد (صندلی مخصوص فرد درگذشته). در وسط پایه مجسمه نوشته شده است: «به یاد کسانی که جان خود را از دست دادند و کسانی که زنده ماندند، قربانیان سالیدومید». این سال، پنجاهمین سالگرد حادثه سالیدومید است. ایگل، پیشنهاددهنده ساخت مجسمه‌ها و در عین حال یکی از قربانیان سالیدومید، گفت که هنگام بازدید از اردوگاه‌های کار اجباری نازی‌ها در برلین، ایده ساخت مجسمه‌هایی برای نوزادان معوق‌النمو و کشته‌شدگان ناشی از سالیدومید به ذهنش رسید. او امیدوار است پلی برای ارتباط بین عاملان رویداد و قربانیان ایجاد کند. هزینه ساخت مجسمه مسی، حدود ۵۰۰۰ یورو، توسط شرکت تولیدکننده این رویداد، یعنی شرکت داروسازی آلمانی گرانته، پرداخت خواهد شد. در مراسم رونمایی از مجسمه در همان روز، استوک، مدیرعامل شرکت گرانته، برای اولین بار در ۵۰ سال گذشته، به نمایندگی از شرکت، از قربانیان ناشی از ناهنجاری‌های مادرزادی نوزادان به دلیل محصول آن شرکت، یعنی سالیتومید، عذرخواهی کرد. استوک گفت که شرکت گرانتی از پیامدهای ناشی از سالیدومید متأسف است و به همین منظور از قربانیان سالیدومید درخواست بخشش می‌کند. ریشه این رویداد به دهه ۵۰ قرن گذشته برمی‌گردد. در سال ۱۹۵۳، یک کارخانه داروسازی در سوئیس اولین بار سالیتومید را سنتز کرد (که به نام «رئاکتوپین» نیز شناخته می‌شود)، اما به دلایلی، این کارخانه تحقیقات بیشتر روی آن را متوقف کرد. در همین حال، شرکت آلمانی گرانته شروع به تحقیق و توسعه سالیتومید کرد و در سال ۱۹۵۷ یک داروی خواب‌آور با سالیتومید به عنوان جزء اصلی آن را عرضه کرد. این داروی خواب‌آور، اثرات مثبت قابل توجهی بر علائم بارداری دارد و می‌تواند به طور مؤثر علائمی مانند تهوع و استفراغ که در مراحل اولیه بارداری در زنان رخ می‌دهد، را کاهش دهد. به همین دلیل، در کشورهای اروپایی، ژاپن، آفریقا و سایر مناطق، به سرعت وارد بازار شد و استفاده گسترده‌ای از آن صورت گرفت. با این حال، به دلیل ناقص بودن داده‌های توکسیکولوژیکی حاصل از آزمایش‌های حیوانی روی این دارو، امکان ورود آن به بازار آمریکا فراهم نشد. در سال ۱۹۶۰، افزایش غیرعادی نرخ ناهنجاری‌های متولدین در اروپا توجه بسیاری را به خود جلب کرد. بر اساس بررسی‌ها، مشخص شده است که میزان بروز ناهنجاری‌های مادرزادی در نوزادان با سالیدوماید ارتباط دارد. مطالعات توکسیکولوژیکی بعدی نیز نشان داده‌اند که سالیتومید اثرات مخرب قوی بر روی پریمات‌ها دارد. در اکتبر سال ۱۹۶۱، در کنفرانس علمی زنان و زایمان آلمان غربی، درباره ناهنجاری‌های جنینی نوع «فوک» ناشی از سالیدومید گزارش شد و مشخص شد که در بازه زمانی ۱۹۵۷ تا ۱۹۶۱، این دارو باعث ایجاد بیش از ۸۰۰۰ جنین ناهنجار شده است. در آن سال، فروش سالیتومید ممنوع شد، اما داروهایی که پیش‌تر فروخته شده بودند، منجر به ناهنجاری‌های مادرزادی در نزدیک به ده هزار نوزاد در سراسر جهان شد. بسیاری از نوزادان کمی پس از تولد درگذشتند و کسانی که زنده ماندند، مجبور بودند تا آخر عمر با معلولیت زندگی کنند. این همان رویداد تتراکسایکلین است که جهان را شوکه کرد. در واقع، شرکت گرانتی نیز در مورد عذرخواهی با تلاش‌های دشواری روبرو بوده است. پیش از این، شرکت گرانته بارها به طور علنی ابراز تأسف خود را نسبت به فجایع ناشی از محصولاتش اعلام کرده بود، اما هرگز عذرخواهی صریحی انجام نداده بود. ولتز، رئیس سابق شرکت، در سال ۲۰۰۷ اظهار کرده بود که برای سرنوشت قربانیان سالیدومید بسیار متأسف است و احترام زیادی برای این قربانیان قائل است، اما عذرخواهی صریحی نکرد. استوک، رئیس فعلی، در عذرخواهی خود استدلال کرد که هنگام توسعه سالیدومید، شرکت گرانته از تمام دانش علمی موجود و تمام استانداردهای صنعتی مربوط به آزمایش داروهای جدید در دهه‌های ۵۰ و ۶۰ قرن بیستم استفاده کرده بود. از آنجایی که اشتباه شرکت گرانتی در آن زمان ناشی از محدودیت‌های دانش بود و همچنین با استانداردهای صنعتی آزمایش داروهای آن دوره سازگار بود، چرا باید از قربانیان عذرخواهی کرد؟ مدیرعامل استوک گفت که دلیل وادار کردن شرکت گرانتی به عذرخواهی، شوک ناشی از سرنوشت این قربانیان بوده است. بنابراین، بدون تلاش قربانیان، شرکت گرانته نمی‌توانست رنج آن‌ها را درک کند؛ و بدون درک این رنج، امکان بیدار کردن وجدان مردم گرانته وجود نداشت. اگرچه حادثه ۵۰ سال پیش رخ داد، اما عذرخواهی دیرهنگام نیز به کاهش آسیب‌های روحی قربانیان کمک می‌کند. نشت گاز سمی در شرکت باسف: اطلاع‌رسانی سریع حقیقت ماجرا به عموم مردم. در تاریخ ۲۳ نوامبر ۲۰۰۰، در کارخانه‌ی شرکت معروف آلمانی باسف در منهایم، نشت گاز سمی رخ داد؛ این حادثه منجر به بستری شدن ۹۰ نفر شد که از جمله آن‌ها ۷۴ کودک بودند. بر اساس گزارش‌ها، قربانیان همگی ساکنان منطقه‌ای در نزدیکی کارخانه بودند؛ از جمله ۴۰ دانش‌آموز مدارس راهنمایی و دبیرستان محلی، یک زن باردار و دو افسر پلیس. چشم‌ها، بینی و گلوی قربانیان مورد تحریک قرار گرفت و برخی از آن‌ها دچار استفراغ نیز شدند. پس از وقوع نشت گاز سمی، شرکت باسف اقدامات متعددی برای مقابله با آن انجام داد: اولاً، در سریع‌ترین زمان ممکن، جزئیات حادثه را اعلام کرد: در ساعت ۴ صبح روز ۲۳ نوامبر ۲۰۰۰، در حین فرآیند تقطیر یک محصول، اختلالی رخ داد و آن دستگاه خاموش شد. تقریباً از ساعت ۸:۱۰ صبح، کارکنان از نیتروژن برای تمیز کردن آن دستگاه استفاده کردند. به طرز غیرمنتظره‌ای، چند دقیقه بعد، یکی از کارکنان متوجه شد که ماده‌ای مانند مه، که آن را آئروسل نامیده‌اند، در لوله‌های شیشه‌ای منتهی به دستگاه تصفیه گازهای خروجی تشکیل شده است. او بلافاصله شستشو را متوقف کرد، اما متوجه نشد که بخشی از گازهای خروجی از طریق شوینده گازهای خروجی که در ساختمان مجاور قرار داشت، وارد جو شده است. انتشار این اطلاعات، ساکنان کل شهر را مطلع کرد که نشت گاز سمی تنها موقتی بوده و اکنون به طور مؤثر تحت کنترل قرار گرفته است. اگر شرکت باسف وضعیت را به‌خوبی توضیح ندهد و فقط به مردم بگوید که گاز سمی دیگر نشت نمی‌کند و از آن‌ها بخواهد که نگران نشوند، آیا مردم باور خواهند کرد؟ دوم، علاوه بر نظارت رسمی، شرکت باسف نیز بلافاصله خودروهای نظارتی خود را برای اندازه‌گیری گازهای سمی موجود در هوا اعزام کرد. کارشناسان بایرندورف همچنین با کمیته اضطراری **موقتاً تشکیل‌شده در شهر مانهایم، برای بررسی عمیق این حادثه همکاری کردند. در همین حال، شرکت باسف و شهر مانهایم تلاش کردند تا جلسه‌ای برای مدارس تحت تأثیر در زاندهوفن ترتیب دهند تا اطلاعات لازم را به والدین و معلمان و دانش‌آموزان ارائه داده و درباره اقدامات لازم برای رفع پیامدها بحث کنند. سوم، شرکت باسف تمام هزینه‌های درمان بیماران را تأمین می‌کند و شماره تلفن همراه پزشکان این شرکت را منتشر کرده است تا بتوان در هر زمان از شبانه‌روز با آن‌ها تماس گرفت. هدف از اعلام شماره تلفن پزشک، از یک سو این است که بیماران بالقوه بتوانند در هر زمان با پزشک مشورت کنند و از سوی دیگر، خانواده‌ها نیز بتوانند به راحتی از وضعیت بیماران بستری مطلع شوند. تنها با این رویکرد است که می‌توان آرامش روانی بیماران و خانواده‌هایشان را تضمین کرد، نه از طریق مسدود کردن اخبار یا گزارش‌های بی‌مبنای رسانه‌ها. حادثه خارج شدن قطار بین‌شهری اشتوتگارت از ریل: انتخاب یادآوری و تأمل به جای فراموشی. در تاریخ ۳ ژوئن ۱۹۹۸، یک قطار بین‌شهری که از مونیخ به سمت هامبورگ در حرکت بود، در شهر کوچک اشتوتگارت دچار حادثه جدی خارج شدن از ریل شد که منجر به مرگ ۱۰۱ نفر و مجروحیت شدید ۱۰۵ نفر دیگر شد. علت حادثه، شکستن حلقه فولادی یک چرخ نوین در قطار به دلیل خستگی متالیک بود؛ هنگام عبور از نقطه تغییر مسیر، این چرخ آسیب‌دیده از روی ریل جدا شد. وقتی قطار به نقطه تغییر مسیر بعدی رسید، حلقه فولادی شکسته به طور تصادفی با شیر کنترلی برخورد کرد و در نتیجه واگن‌های پشتی و جلویی در دو مسیر متفاوت قرار گرفتند. در نهایت، سومین واگن قطار مستقیماً به ستونی در سمت راست پل راه‌آهن برخورد کرد و پل فرو ریخت؛ واگن‌های پشتی نیز یکی پس از دیگری به یکدیگر برخورد کردند. پس از وقوع حادثه، پلیس آلمان و اداره راه‌آهن ابتدا تحقیقات دقیقی انجام دادند و حقایق و جزئیات حادثه را یکی پس از دیگری منتشر کردند. بلافاصله، شرکت راه‌آهن آلمان اقدامات فنی لازم را انجام داد و چرخ‌های جدید با حلقه داخلی لاستیکی و حلقه خارجی فولادی را حذف کرد و دوباره از چرخ‌های قدیمی و کاملاً فولادی استفاده نمود. علاوه بر ارائه به‌موقع و شفاف اطلاعات، یکی دیگر از اقدامات مهم پس از وقوع حادثه، مسئله غرامت است. در این زمینه، شرکت راه‌آهن آلمان تمام تلاش خود را به کار برده است. تا سال ۲۰۰۱، شرکت راه‌آهن آلمان مجموعاً ۴۲.۷ میلیون مارک به قربانیان حادثه اشهود پرداخت کرد. پس از آن، پرداخت غرامت‌ها ادامه یافت و تا سال ۲۰۰۸، شرکت راه‌آهن آلمان مجموعاً ۳۲ میلیون یورو به عنوان غرامت حادثه پرداخت کرده بود و پیش‌بینی می‌شد که در آینده نیز میلیون‌ها یورو دیگر پرداخت شود. سه سال بعد، در شهر اشهود، محل وقوع حادثه، یک پارک یادبود ایجاد شد تا با کاشت ۱۰۱ درخت گیلاس، به یاد ۱۰۱ جان از دست رفته باشد. هر سال در ماه ژوئن، یعنی ماه وقوع حادثه اشرد، میوه‌های گیلاس قرمز روشن و شاخه‌های پرپشت، یکدیگر را تکمیل می‌کنند و نمادی از حمایت و مراقبت متقابل قربانیان آن حادثه هستند. در مرکز پارک یادبود، یک بنای یادبود به طول ۸ متر و ارتفاع ۲.۱ متر نیز قرار دارد که روی آن نام‌های ۱۰۱ قربانی، همچنین تاریخ تولد و زادگاه آن‌ها حک شده است. با توجه به نام‌های افراد متوفی، بسیاری از آن‌ها اعضای یک خانواده هستند. روی کتیبه نوشته شده است: امیدواریم مردگان در آغوش خداوند آرام گیرند و زندگان نیز غم خود را به نیرو تبدیل کرده و متحد شوند. در سمت در ورودی، این متن حک شده است: «در تاریخ ۳ ژوئن ۱۹۹۸، ساعت ۱۰:۵۸، قطار ICE884 با نام رونتگن در این محل دچار یک حادثه جدی خروج از ریل شد. در این حادثه، ۱۰۱ نفر کشته شدند و خانواده‌های آن‌ها کاملاً ویران گردیدند؛ همچنین صدها نفر دیگر به شدت مجروح شدند و این زخم‌ها تا پایان عمر همراه آن‌ها خواهد بود.» در برابر این فاجعه، کوچکی و گذرا بودن بشریت و همچنین نقص‌های خودمان را دیدیم. آن پرستارانی که جان خود را فدا کردند تا دیگران را نجات دهند و شهروندان محلی، الگوی ما بودند؛ آن‌ها وظایف سنگینی را انجام دادند و کمک و تسلی بزرگی به دیگران ارائه کردند. از طریق اقداماتشان، ما نیز در آشرد وحدت و احساسات صمیمانه بین انسان‌ها را دیدیم. ” پس از تکمیل رسمی پارک آشرد، هر سال تعداد زیادی از بازدیدکنندگان برای عزاداری و تأمل به اینجا می‌آیند. اهداف ساخت این پارک عبارتند از: اول، یادبود کسانی که درگذشته‌اند؛ دوم، یادآوری حادثه قطارهای سریع‌السیر تا فراموش نشود؛ سوم، هشدار به نسل‌های آینده؛ چهارم، ترغیب به تأمل؛ و پنجم، التیام زخم‌ها. شایان ذکر است که پس از وقوع حادثه، واگن‌ها متروک یا دفن نشدند و تمام بقایای این قطار توسط شرکت راه‌آهن بازیابی شد. دو واگن از آن‌ها، همچنین ریل‌های ۱۰۰ متری در محل، و ۲۲ عدد چرخ‌دار با وزن هر کدام ۸ تن، به عنوان شواهد مورد نیاز دادگاه حفظ شدند. در طول ۵ سال بررسی و محاکمه پس از وقوع حادثه، این واگن‌ها در اختیار نهادهای تحقیقاتی برای بررسی و جمع‌آوری شواهد قرار گرفتند. “پس از «بازنشستگی»، معمولاً در موزه راه‌آهن آلمان نگهداری می‌شود و در مواقع برگزاری رویدادها، به گرانبهاترین «متن آموزشی» در نمایشگاه تبدیل می‌گردد. برخورد آلمان با پیامدهای حادثه قطارهای سریع‌السرعت، تنها شامل جبران خسارت، یادبود و تأمل نیست، بلکه مستلزم پیگیری مسئولیت قانونی افراد مرتبط نیز می‌باشد. چهار سال بعد، در ماه اوت سال ۲۰۰۲، سه متهم مرتبط با این فناوری چرخ‌های داخلی لاستیکی در دادگاه محاکمه شدند. این سه نفر، یک رئیس بخش در شرکت راه‌آهن آلمان، یک عضو در کمیته فنی فدرال راه‌آهن و یک مهندس در یک شرکت تولیدکننده چرخ هستند. با این حال، ۹ ماه بعد، قاضی اعلام کرد که روند قضایی علیه این سه متهم متوقف شده است؛ این سه نفر مسئولیت جدی ندارند، اما باید ۱۰ هزار یورو غرامت پرداخت کنند. علاوه بر این، یکی از کارکنان قطار که ترمز اضطراری را به موقع فعال نکرده بود، در سپتامبر ۲۰۰۲ تبرئه شد. تاکنون، افراد مسئول در پرونده حادثه قطارهای پرسرعت آلمان، مراحل قضایی را طی کرده‌اند. همان‌طور که از موارد فوق مشخص است، شرکت‌های آلمانی هنگام بروز مسائل مربوط به مسئولیت در حوادث، نه اطلاعات را پنهان می‌کنند تا ماجرا را به چیزی خوشایند تبدیل کنند، و نه مانند ژاپنی‌ها دچار وحشت می‌شوند یا حتی برای جبران خطا خودکشی می‌کنند؛ بلکه با نگرشی عقلانی با مسئولیت‌های خود روبرو می‌شوند و با رفتاری صادقانه نسبت به قربانیان یا مشتریان عمل می‌کنند. آن‌ها با انتشار به‌موقع اطلاعات موجود، انجام تحقیقات دقیق، پرداخت غرامت در صورت لزوم، و تأمل عمیق درباره مسئولیت‌های خود، مشکلات را حل می‌کنند؛ در نتیجه، احترام و درک جامعه را جلب می‌کنند. به همین دلیل، هیچ تضاد عاطفی بین طرف‌های درگیر در حوادث رخ نمی‌دهد، و هیچ رویداد گروهی یا خشونتی نیز اتفاق نمی‌افتد.
Reply #22016-07-07
عذرخواهی، انگیزه‌ای برای خودمان است تا دیگر اشتباه نکنیم!
Reply #32016-07-07
این روحیه در آلمانی‌ها، روحیه کاردقیق و متعهدانه آن‌ها را شکل داده است.
Reply #42016-07-07
اینجا جایی است که باید مانند کشورهای توسعه‌یافته، **آموزش** داشته باشیم...

Submit a Project

**Looking for Chemical Technology, Equipment & Solutions?** No Registration Required Broader Platform Exposure | Global Chemical Service Provider Connections

Submit Request — Free Consultation

Disclaimer

This is an automated machine translation of the original thread. Some technical terms may have inaccuracies; the original text shall prevail. Click "View Original" at the top right to access the source page, which supports IP-based automatic real-time language translation. Please watch out for contact details and sales inducements to prevent fraud. All content and translations are for reference only, representing solely the poster's personal views. For enquiries, email service@hcbbs.com.