Thread Content
مهمترین هسته یک شرکت چیست؟ همگی میتوانند به طور گسترده بحث کنند
رشد یک سازمان، توسط منابع منحصربهفردی که در اختیار دارد، تعیین میشود؛ لذا سازمان باید سیستم تواناییهای خود را بر اساس این منابع شکل دهد تا بتواند برتری رقابتی خود را به دست آورد.
نیروهای ماهر، به همراه سیاستهایی برای نگه داشتن آنها.
عنوان مرتبط نیست، دیروز جملهای خواندم: تنها شرکتی خوب است که ابتدا به کارمندانش اجازه کند پول درآورند
به چه کسبوکاری نگاه میکنیم؟ کارخانههای بزرگ با سطح بالای خودکارسازی؛ در آنجا، هسته اصلی قطعاً تمام تجهیزات و داراییهای ثابت است; کسبوکارهای کوچک، نمایندگان و مؤسسات طراحی، هسته آنها انسان است.
نمیتوانم با این حرف شما موافقت کنم. رقابت بین شرکتها، در واقع رقابت بر سر نیروهای متخصص است؛ شرکتها برای پیشرفت و ماندن در موقعیتی غیرقابل شکست، باید دارای فناوریهای کلیدی خاص خود باشند. داستانی برایتان تعریف کنم؛ ده سال پیش، ما یک تأسیسات برای تولید نفت خام داشتیم. از آنجایی که هزینه خرید این نفت خام پایین بود، نیازی به تغییرات گسترده در تأسیسات وجود نداشت؛ همچنین مصرف انرژی کم بود و بازدهی تولید نفت خام بالا بود. در طول یک سال، ما دوصد میلیون سود کسب کردیم. یک مدیر، با احساس غرور، بیانیهای صادر کرد و به کارمندان هشدار داد که تهیه نفت خام، یک اطلاعات محرمانه شرکت است و نباید فاش شود؛ در غیر این صورت، مشمول مجازاتهای انضباطی خواهند شد. امسال دوباره این تجهیزات را راهاندازی کردیم؛ این تجهیزات دچار تغییرات گستردهای شدهاند، مصرف انرژی آنها بالا است و بازدهی نفت سبک کم است. همان رهبر است که سعی میکند با روش قدیمی شمشیر را پیدا کند؛ برای تولید نفت فرآوریشده، در طول یک سال، حداقل دوصد میلیون ضرر کردهام. مفهوم مثبت و منفی چیست؟ بهتر است این تجهیزات را متوقف کرده و منتظر فرسودگی آنها بمانیم. نفت خام تقطیرشده چاقوی دو لبهای است؛ اگر به درستی تقطیر شود، سودآور است، اما اگر به درستی انجام نشود، زیانده است. پس چرا برخی از شرکتهای تقطیری دوست ندارند آن را تقطیر کنند؟ بدون فناوری اصلی هم جرأت تولید میکنند، آیا این خودش حفر قبر نیست؟
همکاران هستند، اما سود مشترکی نیست. هسته اصلی یک سازمان، داشتن رقابتپذیری بالاترین سطح است؛ فناوریها باید به طور مداوم بهروزرسانی شوند و مدیریت نیز باید انسانمحورتر باشد. ببینید شرکتهایی که واقعاً در بازار آزاد موفق بودهاند، چگونه عمل میکنند. به استثنای صنایع انحصاری دولتی.
دیروز، پس از انتشار پست، خبرهای تلویزیونی شرکت گزارش دادند که سود حاصل از فرآوری نفت در ماه ژوئن برابر با ******** یوان بوده است. چقدر است؟ به عبارت دیگر، این تقریباً میانگین ماهانه ظرفیت پالایشگاههای محلی، یعنی ۲.۵ میلیون تن در سال، است. اما ما ظرفیت پردازش ۲۰ میلیون تن در سال داریم که فقط بخش کوچکی از آن را تشکیل میدهد. در حال حاضر قیمت نفت خام گران نیست، پس چرا سود آن اینقدر کم است؟ در واقع، با انجام تنظیمات فنی بر روی تأسیسات مختلف، تمام مشکلات تولیدی شناسایی شدهاند؛ این نوع تولید کمبازدهی سالهاست که ادامه دارد. آیا نباید اصلاحاتی انجام شود تا چهرهی شرکتها کاملاً تغییر کند؟
تغییرات نیروی کار در شرکت بسیار زیاد است؛ مشخص شده که فرقی نمیکند چه کسی چقدر توانا باشد، وقتی میرود، کار همچنان ادامه پیدا میکند. بنابراین فکر میشود که هسته اصلی یک شرکت باید محصول باشد
فکر میکنم «بقا» و «توسعه» باشد.
محصولاتی که شما از آنها صحبت میکنید، به دو دسته مطلوب و غیرمطلوب تقسیم میشوند؛ در واقع، این موضوع مربوط به کیفیت است. کیفیت، جان یک شرکت است و البته هسته اصلی آن نیز محسوب میشود. اما، این تنها یک پدیده ظاهری است. برای حفظ اولویت کیفیت، لازم است که شرکت دارای فناوریهای هستهای خاص خود باشد؛ این همان نگاه کردن به ماهیت امور از پشت پردههای ظاهری است. اینکه تمام محصولات تولید شده در نهایت استانداردها را داشته باشند، لزوماً به معنای سودآوری شرکت نیست. مدیریت کیفیت جامع به ما میگوید که اگر از فرآیندهایی مانند آزمایش، نظارت و تحلیل مواد خام، محصولات نیمهتمام و هزینههای تولید صرفنظر شود، در نهایت شرکت به مسیر سقوط خواهد رفت.
منافع، چه برای منافع خود، چه برای منافع جمعی یا منافع تمام بشریت؛ چه برای تحقق ارزشهای خود، چه برای ارزشهای جمعی یا ارزشهای تمام بشریت. چه در حوزه عمومی و چه خصوصی، شرکتها همگی به همین هدف دست مییابند: در حالی که ارزش خود را محقق میکنند، ارزش بشریت را نیز تحقق میبخشند و در مسیر تحقق ارزش بشریت، ارزش خود را نیز به دست میآورند.
برنامه توسعه استراتژیک بزرگترین شرکتهای هستهای
فناوری، نیروی متخصص، و مدیریت هوشمندانه
مسیری که مدتهاست توسط بازار به عنوان منبعی برای سودآوری پایدار شناخته شده است